close
تبلیغات در اینترنت
abi-spotr - مطالب ارسال شده توسط abi-spotr
loading...
سرویس سایت سایت رزبلاگ بزرگترین سرویس ارائه خدمات سایت نویسی حرفه ای در ایران

abi-spotr

سی راه برای افزایش بهره هوشی کودکان

قیمت ذره بین
تی وی مارکت

سی راه برای افزایش بهره هوشی کودکان با به کارگیری سی شیوه ساده از هنگام بارداری تا پایان دو سالگی افزون بر رشد جسمانی مناسب، زمینه های افزایش بهره هوشی کودکان را تقویت کنید. از آنجا که پایه ریزی و شکل گیری رشد جسمانی و ذهنی کودکان از هنگام بارداری تا پایان دو سالگی است، به کارگیری این سی شیوه به طور هماهنگ به رشد همه جانبه و مناسب کودک کمک می کند.
 
● در هنگام بارداری


۱) تیروئیدتان را آزمایش کنید زیرا کم کاری خفیف تیروئید در خانم های باردار سبب کاهش معناداری در هوش کودکان می شود.

۲) کولین مصرف کنید، این ماده مغذی در گوشت، تخم مرغ و حبوبات وجود دارد.

۳) ویتامین هایی را که پزشک در دوران بارداری برای شما تجویز می کند مصرف کنید.

۴) با جنین خود حرف بزنید و او را صدا کنید.

۵) از نوشیدن قهوه و خوردن دارو بدون تجویز پزشک اجتناب کنید.

● در شش ماهه نخست پس از تولد به این نکات توجه داشته باشید:


۶) فرزندتان را با شیر مادر تغذیه کنید.

۷) در صورت بروز افسردگی بعد از زایمان ، برای درمان آن اقدام کنید.

۸) منابع غنی از آهن مانند گوشت، سبزیجات، تخم مرغ و میوه های تازه مصرف کنید.

۹) در زمان شیردهی خوردن غذاهای حاوی ویتامین۱۲ B مانند مخمر، نان، غذاهای دریایی و تخم مرغ را فراموش نکنید.

۱۱) کودک را ماساژ دهید ، مطالعات نشان داده اند که ماساژ روزانه کودکان رشد مغزی آنان را به میزان قابل توجهی افزایش می دهد.


● از شش ماهگی تا یک سالگی کودک چه کنیم؟


۱۲) با کودکتان به طور مستقیم و چشم در چشم صحبت کنید.

۱۳) معنای لغات را با اشاره ارتباط دهید؛ به طور مثال هنگامی که نام چیزی را می برید به آن اشاره کنید یا کودک را در مقابل آن نگه دارید.

۱۴) با هدیه های مخصوص کودکان، او را تشویق کنید.

۱۵) اجازه آزادی حرکت به کودکان بدهید، بگذارید که آنها کنجکاوی غریزی شان را همواره به کار برند.

۱۶) تشخیص و فرق گذاری بین اشیا را به کودکتان با پرسش و گفتن جواب درست بیاموزید.

۱۷) کودکان از آموزش اجباری خوششان نمی آید، از آن بپرهیزید.

۱۸) هنگامی که فرزندتان احساس خستگی کرد، آموزش را قطع کنید
 
● دوران یک تا دو سالگی کودک


۱۹) کودکان را با غذاهای سرشار از آهن تغذیه کنید.

۱۰) به کودکان میان وعده های سالم و مغذی بدهید و از دادن میان وعده های بی فایده مانند پفک و چیپس خودداری نمایید.

۲۱) برای کودکتان کتاب بخوانید.

۲۲) در حضور او مطالعه کنید.

۲۳) برای او اسباب بازی های کمک آموزشی تهیه کنید.

۲۴) با کودک خود بازی کنید. شرکت در بازی های دسته جمعی ، مهارت های هوش اجتماعی کودک را افزایش می دهد.

۲۵) مطمئن شوید کودکتان خوب استراحت کرده است، خوابیدن دستکم ده ساعت در شبانه روز برای او لازم است.

۲۶) هنگامی که با کودکتان صحبت می کنید صداهای اضافی مانند رادیو و تلویزیون را خاموش کنید و نور را در حد متوسط نگاه دارید.

۲۷) درخواست های تکراری کودک را اجابت کنید. تکرار ارتباط نورون ها را در مغز تقویت می کند بنابراین اگر برای چندمین بار از شما می خواهد کتابی را برایش بخوانید، بدون اصرار و پافشاری روی خواندن یک داستان دیگر، آن را برای او بخوانید.

۲۸) وقتی کودک نوپای شما به چیزی اشاره می کند و نامش را می پرسد در جوابش به او اطلاعات بیشتری بدهید. به طور مثال: آن یک توپ است، یک توپ آبی با خط های قرمز.

۲۹) در تربیت کودک انضباط همراه با محبت فراوان داشته باشید.

۳۰) هرگز به کودکتان نگویید «تو چیزی نمی فهمی» زیرا اگر کودک آن را باور کند، حرف شما تحقق خواهد یافت.
فکرنو

بازدید : 83 تاریخ : شنبه 23 اسفند 1393 زمان : 12:55 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

عکس شبحی که یک توریست ناگهانی گرفت

ليزر سبز
فروشگاه اینترنتی شکار

انگلستان یک محل هیجان انگیزی برای کسانی که به ارواح باور دارند، است. در بیشتر جاهای این کشور مکان های خالی از سکنه زیادی وجود دارد مکان هایی که برای گشت و گذار مشهورند چیزی در حدود 10000 عدد می باشد.

یکی از این مکان ها به اسم قلعه دادلی در غرب میدلندز است. طبق اخباری که در صفحات روزنامه ی هفته گذشته به چشم می خورد، پس از اینکه یک توریست به طور کاملا اتفاقی عکسی از یک قسمت این فضا گرفت، متوجه "بانوی خاکستری” قلعه که در زیر طاق سرپوشیده قدیمی ایستاده است، شد که فقط با بزرگنمایی دیجیتال، تصویر قابل مشاهده شد.


پارسینه

بازدید : 76 تاریخ : شنبه 23 اسفند 1393 زمان : 12:38 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

شعر آزاد عاری ز هنر نیستم اما تو عبوری بی خودتر از اینم کن

چراغ قوه پليسي
چادر خیمه ای


ایزد آن شاه را بیامرزاد
اگر آن شاه جاودانه نزیست
این خداوند جاودانه زیاد
گل بخندد ز یاد این بر سنگ
آب گردد ز درد آن پولاد
انده او دل گشاده ببست
رامش میر بسته
ها بگشاد
شمع داریم و شمع پیش نهیم
گر بکشت آن چراغ ما را باد

راز آن چشم سیه گوشه ی چشمی دگرم کن
بی خودتر از اینم کن و از خود به درم کن

یک جرعه چشاندی به من از عشقت و مستم
یک جرعه ی دیگر بچشان، مست ترم کن

شوق سفرم هست در اقصای وجودت
لب تر کن و یک بوسه جواز سفرم کن

دارم سر  پرواز در آفاق تو، ای یار
یاری کن و آن وسوسه را بال و پرم کن

عاری ز هنر نیستم اما تو عبوری
از صافی عشقم ده و عین هنرم کن

صد دانه به دل دارم و یک گل به سرم نیست
باران من خاک شو و بارورم کن

افیون زده ی رنجم و تلخ است مذاقم
با بوسه ای از آن لب شیرین شکرم کن

پرهیز به دور افکن و سد بشکن و آن گاه
تا لذت آغوش بدانی، خبرم کن

شرح من و او را ببر از خاطر و در بر
بفشارم و در واژه ی تو، مختصرم کن

حسین منزوی


قصاید فرخی سیستانی
ه
ر روز م
را عشق نگاری به سر آید
در باز کند ناگه و گستاخ درآید
ور در به دو سه قفل گرانسنگ ببندم
ره جوید و چون مورچه از خاک برآید
ور شب کنم از خانه به جای دگر آیم
او شب کند از خانه به جای دگر آید
جورم ز دل خویشست از عشق چه نالم
عشق ارچه درازست هم آخر به سرآید

بازدید : 95 تاریخ : جمعه 22 اسفند 1393 زمان : 20:55 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

کامنتهاي شعر مثل مادر، عاشق از روز ازل حسرت‌کِش است درد بی درمان

چراغ قوه حرفه ای
خريد لامپ ال اي دي


برایت سرمه می کشم
کاکل ات را حنا می بندم
کمرت را با نان و پنیر و ترانه
عروس حجله های انفرادی
رهایت می کنم میان دایره ی گرگ
می روم برایت مرثیه های قشنگ می نویسم
برایت ورد می خوانم

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کند
هر دلی را روزگاری عشق ویران می‌کند

ناگهان می‌آید و در سینه می‌لرزد دلم
هرچه جز یاد تو را با خاک یکسان می‌کند

با من از این هم دلت بی‌اعتناتر خواست، باش!
موج را برخورد صخره کِی پشیمان می‌کند؟

مثل مادر، عاشق از روز ازل حسرت‌کِش است
هرکسی او را به زخمی تازه مهمان می‌کند

اشک می‌فهمد غم افتاده‌ای مثل مرا
چشم تو از این خیانت‌ها فراوان می‌کند

عاشقان در زندگی دنبال مرهم نیستند
درد بی‌درمان‌شان را مرگ درمان می‌کند

ذره بین

او زنده است در غم و شعر و خیال من میراث شاعرانه من هرچه هست از اوست کانون مهر و ماه مگر میشود خموش آن شیرزن بمیرد ؟ او شهریار زاد هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد بعشق

بازدید : 171 تاریخ : جمعه 22 اسفند 1393 زمان : 20:46 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

نقد شعر بال مژگان بلندت چشمان تو

قیمت لنسر
خرید چراغ قوه

شعر چشمان تو را می خوانم من به درماندگی صخره و سنگ من به آوارگی ابر ونسیم من به سرگشتگی ‌آهوی دشت من به تنهایی خود می مانم من در این شب که بلند است به اندازه

شعر عاشقانه چشمان تو ( چشم تو )

اثر فریدون مشیری

کاش می‌دیدم چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است
آه وقتی که تو لبخند نگاهت را
می‌تابانی

بال مژگان بلندت را
می‌خوابانی
آه وقتی که  توچشمانت
آن جام لبالب از جان‌دارو را
سوی این تشنه جان سوخته می‌گردانی
موج موسیقی عشق
از دلم می‌گذرد
روح گل‌رنگ شراب
در تنم می‌گردد
دست ویرانگر شوق
پرپرم می‌کند ای غنچه رنگین، پرپر

من در آن لحظه که چشم تو به من می‌نگرد
برگ خشکیده ایمان را
در پنجه باد
رقص شیطان خواهش را
در آتش سبز
نور پنهانی بخشش را
در چشمه مهر
اهتزاز ابدیت را می‌بینم

بیش از این سوی نگاهت نتوانم نگریست
اهتزاز ابدیت را یارای تماشایم نیست
کاش می‌گفتی چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است

فریدون مشیری

ای چشم تو دلفریب و جادو در چشم تو خیره چشم آهو در چشم منی و در آلبوم زیبای سعدی نامه سالار عقیلی، این شعر فوق‌العاده سعدی جلوه‌ی دوچندانی به خود گرفته است

بازدید : 126 تاریخ : جمعه 22 اسفند 1393 زمان : 20:37 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

چگونه از چاقی پس از زایمان رها شویم

فروشگاه شکار
مونوپاد ارزان

چگونه از چاقی پس از زایمان رها شویم پریسا قنبری، کارشناس تغذیه گفت: پرخوری و نداشتن رژیم غذایی مناسب از عوامل مهم در چاقی مادران پس از زایمان است که می‌توان با رعایت برخی توصیه‌ها، اضافه وزن ناشی از بارداری را به شیوه‌ای سالم کاهش داد.

یکی از توصیه‌های مهم در کاهش اضافه وزن ناشی از بارداری، رژیم نگرفتن است. شاید عجیب به نظر برسد اما رژیم گرفتن، احتمال دارد مانع دستیابی مادر به هدف خود و کاهش وزن پس از بارداری شود.

احساس محرومیت از غذاهای مطلوب در حالی که به دلیل نقش جدیدتان به عنوان مادر استرس دارید، ممکن است در نهایت به اضافه وزن بیشتر شما بیانجامد. در حالی که اگر شیوه تغذیه بر مبنای خوردن غذاهای سالم و تنها هنگام گرسنگی باشد، به احتمال زیاد موجب کاهش وزن به طور طبیعی خواهد شد.

این کارشناس تغذیه ادامه داد: مادر پس از زایمان باید به جای رژیم، سعی کند انواع غذاها را به اندازه متعادل، مصرف و میان‌و عده‌های سالم و متنوعی را انتخاب کند تا انرژی‌اش در سراسر روز حفظ شود.

قنبری عنوان کرد: برش‌های سیب و هویج یا بیسکویت گندم کامل از جمله غذاهای سالمی هستند که مادر می‌تواند بخورد. نباید میزان کالری دریافتی روزانه مادر کمتر از ۱۸۰۰ کالری باشد به خصوص اگر نوزادش را با شیر خود تغذیه می‌کند.

باید غذاهایی انتخاب شود که در عین داشتن میزان چربی و کالری کم، غنی از مواد مغذی باشند. ماهی، یکی از مواد غذایی به اصطلاح "ابرغذا” است زیرا سرشار از DHA، یک اسید چرب ضروری امگا ۳ است که برای رشد سالم مغز و دستگاه عصبی لازم است.

بهترین منبع DHA، ماهی‌های آب سرد مانند ماهی آزاد، ساردین و تن هستند. شیر و ماست نیز از بهترین مواد غذایی محسوب می‌شوند زیرا حاوی مقدار زیادی کلسیم‌اند که مادران برای مستحکم شدن استخوان‌ها به آن نیاز دارند. البته پروتئین هم نباید فراموش شود. گوشت قرمز بدون چربی، مرغ و حبوبات حاوی چربی کم و پروتئین و فیبربالا هستند. این مواد مغذی برای مادران مفیدند و موجب می‌شوند برای مدت طولانی‌تری احساس سیری کنند.

درباره ارتباط کاهش وزن با شیر دادن به نوزاد هنوز به نتیجه قطعی نرسیده است. برخی بررسی‌ها نشان می‌دهند شیر دادن به کودک به بازگشت سریع‌تر مادر به وزن قبل از بارداری کمک می‌کند در حالی که در بررسی‌های دیگر تفاوتی از این لحاظ میان زنانی که شیر خود یا شیر خشک به نوازدشان می‌دهند، مشاهده نشده است.

البته هیچ شکی نیست که شیر مادر برای کودک مفید است، دستگاه ایمنی بدن او را تقویت می کند و منافع بهداشتی دیگری نیز برای وی دارد.

نوشیدن میزان زیادی آب در روز مانع کم‌آبی بدن می‌شود. نوشیدن آب، همچنین موجب می‌شود احساس پری کنید و بیش از حد غذا نخورید. برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند نوشیدن آب ممکن است سرعت سوخت و ساز را هم در بدن افزایش دهد. در مورد این‌که آیا براساس توصیه رایج، نوشیدن ۸ لیوان آب برای افراد به ویژه مادران پس از زایمان ضروری است یا نه، هنوز با قطعیت چیزی نمی‌توان گفت و بهتر است به رنگ ادرار و تعداد دفعات آن توجه کرد، اگر مصرف مایعات به اندازه کافی باشد، رنگ ادرار باید روشن باشد و فرد هر ۳ تا ۴ ساعت یک بار دستشویی برود.

در این زمینه رژیم غذایی مهم است اما تنها بخشی از برنامه کاهش وزن محسوب می‌شود. انجام تمرینات هوازی و قدرتی برای سوزاندن کالری‌ها و حفظ استحکام استخوان‌ها و عضلات لازم است. ورزش نه تنها به کاهش وزن کمک می‌کند بلکه موجب تقویت روحیه، کاهش استرس و مرتب شدن خواب هم خواهد شد.
حتما لازم نیست برای این کار به باشگاه بروید، انجام پیاده‌روی سریع برای بالا بردن سرعت ضربان قلب و به کار انداختن عضلات کافی است.

یک زن پس از زایمان، در یک هفته حداقل به ۵۰ دقیقه ورزش نیاز دارد. البته ممکن است با توجه به این‌که باید به نوزاد خود هم برسد، انجام ۳۰ دقیقه ورزش مداوم در روز هم برای وی مقدور نباشد، در این صورت می‌تواند این مدت را به بخش‌های ۱۰ دقیقه‌ای تقسیم کند و بعد به تدریج مدت زمان هر بار ورزش ر ا به ۲۰ یا ۳۰ دقیقه برساند. البته باید توجه داشت انجام کارهای کودک هم نوعی فعالیت جسمی است اما باید تمرین‌های قدرتی هم انجام شود و از وزنه‌های سبک برای انجام ورزش‌های مقاومتی استفاده کنند.

ممکن است هشت ساعت خواب مداوم شبانه با وجود گریه‌های نوزاد و شیر دادن به او در طول شب برای مادر مقدور نباشد اما محرومیت از خواب، کاهش اضافه وزن ناشی از بارداری را ناممکن می‌کند.

یک بررسی درباره تازه‌مادران نشان داده است خانم‌هایی که تنها ۵ ساعت در شب می‌خوابند نسبت به زنانی که ۷ ساعت در شب می‌خوابیدند با احتمال بیشتری اضافه وزن ناشی از بارداری را حفظ می‌کنند.

هنگام خستگی، بدن هورمون‌هایی آزاد می‌کند که می‌توانند موجب افزایش وزن شوند. توصیه می‌شود تازه‌مادران در شب، خواب خود را با خوب نوزادشان تنظیم کنند و تا جایی که می‌توانند، هنگام روز چرت بزنند و زود به رختخواب بروند، حداقل تا زمانی که نوزادشان به سنی برسد که تمام شب را بخوابد.

خانم‌هایی که از مشکل اضافه وزن خود رنج می‌برند می‌توانند در دوران شیردهی نیز برای کاهش وزن برنامه‌ریزی کنند. البته شیردهی به کاهش وزن خانم‌ها و رسیدن به تناسب اندام آنها کمک می‌کند. معمولا خانم‌ها پس از ۶ ماه شیردهی البته اگر تغذیه مناسبی هم داشته باشند و پرخوری نکنند، می‌توانند به وزن خود در زمان قبل از بارداری برسند.

زنانی که دوران شیردهی خود را سپری می‌کنند و می‌خواهند نه در دوران شیردهی آنان خللی وارد شود و نه دچار اضافه وزن شوند و هم چنین تناسب اندام خود را از دست ندهند؛ این دسته از خانم‌ها نباید رژیم غذایی سخت و غیراصولی بگیرند. تنها کاری که زنان شیرده برای داشتن یک رژیم غذایی مناسب باید انجام دهند تا نه در شیردهی آنها اختلال ایجاد شود و نه وزن و تناسب اندامشان به هم بخورد این است که از رژیم غذایی کم‌چرب استفاده کنند و از مصرف تنقلات پرکالری و فاقد ارزش غذایی مانند چیپس، نوشابه، شیرینی، گوشت و لبنیات پرچرب پرهیز کنند و سعی کنند در برنامه غذایی روزانه خود، میوه و سبزیجات فراوان، غلات سبوس‌دار ، گوشت و لبنیات کم‌چرب بگنجانند.

با توجه به نتایج مطالعات انجام شده، خانم‌های چاق می‌توانند در دوران شیردهی خود با کاهش مصرف شیرینی، شکلات و غذاهای حاضری به کاهش ورزنشان کمک کنند.

در عین حال ۴۵ دقیقه پیاده‌روی ۴ روز در هفته گام موثری برای رهایی از اضافه وزن خانم‌ها در دوران شیردهی است. برای این که ماهیچه‌های شل شده و کشیده شکم نیز محکم و سفت شوند باید برخی ورزش‌های خاص و تکرار شونده انجام شود.

ابتدا می‌توانید از ۱۰ حرکت در هر نوبت شروع کنید و سپس تعداد حرکات را به ۳ نوبت ۲۰ تایی برسانند. حرکت‌های مختلفی می‌توانند برای رسیدن به این هدف صورت گیرند. به طور مثال می‌توانید آرنج دست چپ را بلند کرده بکشید و به زانوی پای راست مقابل برسانید و سپس این کار را با دست راست انجام دهید. این عمل به خصوص در تقویت نواحی جانبی شکم بسیار کمک‌کننده است.

ورزش‌هایی مانند شنا، حرکات موزون، کوه‌پیمایی و دویدن آرام می‌تواند علاوه بر تاثیر در کاهش وزن، به ایجاد روحیه شاداب و سلامت روان مادران در دوران شیردهی کمک کند.

تحقیقات نشان داده است زنانی که در ۶ ماه پس از زایمان نتوانند بر اضافه وزن خود غلبه کنند، تقریبا در ۱۰ تا ۱۵ سال بعد هم اضافه وزن آنها را همراهی می‌کند؛ بنابراین بهتر است فرصت هفته های اول پس از زایمان را از دست نداده و با تصحیح رژیم غذایی، ورزش کردن و از هم مهم‌تر شیر دهی صحیح از اضافه وزن خلاص شوند.

به منظور التیام زخم‌ها به خصوص در مادران سزارین شده، مادر باید از یک رژیم متعادل غذایی و مناسب پیروی کند. مصرف کافی مواد مغذی مانند پروتئین، برخی مواد معدنی مانند روی و ویتامین‌های ث و آ برای ترمیم ضروری است.

اگر خانمی دچار شلی و افتادگی شکم پس از زایمان شده و ورزش و رژیم غذایی مفید واقع نشده و تصمیم به جراحی گرفته باید بداند که جراحی تا یک سال پس از زایمان ممنوع است. انجام عمل جراحی پلاستیک در مدت کوتاه پس از زایمان، امکان‌پذیر نیست و با خطرات مختلفی همراه خواهد بود. پس از زایمان حداقل باید یک سال صبر کنید که وزنتان ثابت شود و دوران شیردهی را نیز سپری کرده باشید.

بستن شکم پس از زایمان به جمع شدن سریع‌تر آن کمک می‌کند. از قدیم هم در فرهنگ ما مرسوم بوده که پس از زایمان، شکم را با یک پارچه محکم می‌بستند اما در سال‌های اخیر گن‌هایی به بازار آمده که مخصوص همین کار بوده و خانم‌ها می‌توانند آنها را پس از زایمان بپوشند. نکته اصلی استفاده صحیح از این گن‌ها است که باید مدنظر قرار گیرد.
ایسنا

بازدید : 69 تاریخ : پنجشنبه 21 اسفند 1393 زمان : 17:32 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

ساره بیات:یواشکی بازیگر شدم ! + عکس

فروش دوربین دید در شب
چراغ قوه حرفه ای

وقتی به كارنامه «ساره بیات» نگاه می‌كنیم، آنچه بیش از هر چیزی به چشم می‌خورد شم غیرقابل‌ انكار او در انتخاب‌هایش است كه نقش‌هایش چه كوتاه و چه بلند، از نقاط برجسته آن كارها به حساب می‌آیند.


 وقتی به كارنامه «ساره بیات» نگاه می‌كنیم، آنچه بیش از هر چیزی به چشم می‌خورد شم غیرقابل‌ انكار او در انتخاب‌هایش است كه نقش‌هایش چه كوتاه و چه بلند، از نقاط برجسته آن كارها به حساب می‌آیند.  ساره بیات اگرچه در تلویزیون با مجموعه «یك مشت پر عقاب» دیده و با «بانو» مطرح شد اما روند درخشش را با حضور در فیلم تحسین‌شده «جدایی نادر از سیمین» پی گرفت. او در نقشی مكمل چنان توانایی‌هایش را به رخ كشید كه حتی در جشنواره‌های خارجی هم تحسین شد؛ اتفاقی كه با فیلم «ناهید» برای او افتاد. او در حالی این روزها «خداحافظی طولانی» را در اكران دارد كه منتظر نمایش پروژه عظیم و تاریخی «محمد (ص)» است.

خداحافظی رضایتمندانه

یكی از عوامل تاثیرگذار و مهم برای من در شروع همكاری در یك پروژه، میزان اعتمادی است كه به كارگردان اثر دارم و علاقه شخصی‌ام به سبك فیلمسازی آقای موتمن باعث شد تا حضور در فیلم «خداحافظی طولانی» را قبول كنم. چه زمانی‌كه كار ساخته می‌شد به خاطر نوع برخورد حرفه‌ای ایشان و چه زمانی كه كار در جشنواره پخش شد و مورد توجه قرار گرفت باعث شد تا به این نتیجه برسم كه در انتخاب این فیلم اشتباه نكرده‌ام.


دایه حضرت رسول (ص)

حضور در بعضی كارها كاملا دلی است و حس خوبی كه آن كار دارد باعث می‌شود به هیچ مساله دیگری فكر نكند. برای من پیشنهاد بازی در نقش دایه حضرت محمد (ص) در پروژه بزرگ «محمد (ص)»، اتفاق فرخنده و مباركی بود كه اصلا در مورد پذیرش كار حتی لحظه‌ای تردید نداشتم.

بركت و نور معنوی جاری در این كار به حدی زیاد بود كه اصلا برای هیچ‌یك از عوامل از جمله من مهم نبود كه این كار الزاما در زمان جشنواره در بخش مسابقه حضور داشته باشد. به یاری خدا در زمان اكران هم مطمئن هستم كه اتفاقات بسیار خوبی برایش می‌افتد. این كار در زمان تولید با وسواس خاصی ساخته شد و این مساله باعث شد تا پروسه تولید كار طول بكشد. قطعا نتیجه این نگاه و تلاش جمعی دشوار، در اكران كار تاثیر مثبتی خواهد گذاشت.

حضور در بعضی كارها كاملا دلی است و حس خوبی كه آن كار دارد باعث می‌شود به هیچ مساله دیگری فكر نكند

زنی از طبقه پایین

حضور در نقش زنانی از طبقه پایین جامعه یا در خانواده‌ای كه دچار مشكل است، اتفاقی با برنامه‌ریزی قبلی یا عمدی نیست. «ناهید» را به خاطر چنین مساله‌ای انتخاب نكردم بلكه به نظرم داستان بسیار خوبی داشت و معتقدم یكی از بهترین آثار سینمایی بوده كه تاكنون در آن بازی كرده‌ام و خوشحال هستم این فیلم در جشنواره‌های بین‌المللی مورد استقبال و تحسین واقع شد.

رد شدن از سد مخالفت‌ها

من كارم را با تئاتر شروع كردم، خیلی سال پیش بود كه برای جشنواره پلیس كار تئاتر می‌كردم. حدود 2سال تئاتر كار كردم و بعدش چند سالی كار نكردم. دلیلش درس و دانشگاهم بود و یكسری كارهای شخصی. از طرفی چون بعد از نخستین كار تئاترم در جشنواره پلیس به عنوان نفر اول بازیگر زن انتخاب شدم پیشنهادات كاری زیاد شد ولی خانواده‌ام مخالف بودند و نگذاشتند كار كنم. با خود گفتم سنم بالاتر برود تا زورم به آنها بچربد (باخنده)  چون اگر سنم بالا برود دیگر با من كار ندارند.

شاگرد اول كلاس

وقتی كه بعد از آن وقفه تصمیم به بازگشت گرفتم، با كلاس‌های آقای پرستویی در موسسه كارنامه شروع كردم. آنجا هم جزو شاگرد اول‌ها بودم و درسم خوب بود. بعد از آنجا برای «یك مشت پر عقاب» كه یك سریال تاریخی معاصر بود کارم کردم.  سریال «یك مشت پر عقاب» نخستین كار تصویری من بود ولی در كنار آدم‌های حرفه‌ای قرار گرفتم؛ مثلا نخستین پلانم با رضا كیانیان را هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم و در طول كار خیلی از ایشان یاد گرفتم اما به دلیل اینکه نخستین کارم بود و به دلیل حرفه‌ای بودن اکیپ برایم سخت بود.

حدود یك سال و نیم سر آن پروژه بودیم. یكسری از سكانس‌ها حذف شد، در ممیزی، در تدوین و خیلی اتفاقات خاصی برای سكانس‌ها و پلان‌های من افتاد و نمی‌دانم به چه دلیل همه هم در سكانس‌های من بود. ولی به‌طور كلی برای نخستین تجربه، كار راضی‌كننده‌ای بود.

هنر به شكل یواشكی

خانواده من خیلی با بازیگری مخالف بودند و من پنهانی رشته تحصیلی دانشگاهم را هنر انتخاب كردم كه از راه هنر یواشکی وارد بازیگری بشوم ولی نشد و دانشگاه هنر خواندم و بعد كه دانشگاه تمام شد، با كلاس‌های بازیگری ذهن خانواده‌ام را آماده كردم. خانواده من همیشه به من اعتماد داشتند و دوستان صمیمی من هستند اما هنر را جزء مشاغل نمی‌دانند.

من كارم را با تئاتر شروع كردم، خیلی سال پیش بود كه برای جشنواره پلیس كار تئاتر می‌كردم

جایگاه عزیز، دردانه خانواده

فكر می‌كنم به هر چیزی كه در این حرفه می‌خواستم تا به امروز رسیده‌ام. شاید خیلی كم‌ توقع باشم ولی به آن چیزی كه خواستم رسیدم. خیلی سخت به اینجا رسیدم و شاید برای همین است كه خیلی جایگاهم را دوست دارم. در كارهایی كه كردم آنقدر اتفاقات عجیب و غریب و سخت افتاد كه شاید هركس دیگری غیر از من بود امكان نداشت بیشتر از این پیش برود ولی فكر می‌كنم كه این سختی‌ها را لازم داشتم به خصوص برای من كه یك آدم عزیزدردانه بودم و سختی‌های مختلف را تجربه نكرده بودم. خیلی راضی‌ام از اینكه در زندگی كاری‌ام صبور بودم و موانع زیادی را پشت سر گذاشتم.

مجله زندگی ایده آل

بازدید : 105 تاریخ : پنجشنبه 21 اسفند 1393 زمان : 17:15 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

چراغ قوه زوم دار پلیسی مغناطیسی SWAT 60000 وات مدل 110 با لایت رنگی

فروش پمپ باد
آموزش انلاين کوهنوردي

چراغ قوه زوم دار پلیسی مغناطیسی SWAT 60000 وات مدل 110 با لایت رنگی

چراغ قوه آهنربائی با قدرت مغناطیسی بسیار قوی جهت استقرار بر روی بدنه خودرو و سایر سطوح فلزی

مناسب برای گشت شبانه پلیس ، ایست و بازرسی ، کوهنوردی ، نگهداری در خودرو و استفاده در مواقع پنچری و تعمیرات جاده ای و تصادفات جاده ای

عکس چراغ قوه SWAT مدل 110

با قدرت پرتو نوری بسیار زیاد

دارای لامپ CREE LED پر قدرت

بدنه از آلیاژ فلزی بسیار محکم برنگ مشگی

دارای دیمر جهت فوکوس

دارای آهنربای بسیار قوی فلزی در قسمت پشت چراغ قوه جهت اتصال به سطوح فلزی

دارای لایت رنگی قرمز رنگ جهت پخش نور قرمز ثابت پر نور و کم نور و همچنین پرنور چشمک زن جهت علامت دهی پلیس و یا تصادفات و تعمیرات جاده ای

چراغ قوه اسوات

دارای ذره بین در جلوی لامپ CREE LED

دارای واشر لاستیکی در قسمتهای باز شونده چراغ قوه جهت عدم نفوذ اب به قسمتهای داخلی چراغ قوه

تغذیه با باطری شارژی بزرگ ULTROFITE مدل GH 18650 4200mAH 3.7V LI-ON

امکان پارژ از طریق بدنه چراغ قوه

قابل شارژ از طریق برق شهری و برق خودرو

امکان جایگزینی 3 عدد باطری قلمی معمولی بجای باطری شارژی مخصوص در مواقع عدم دسترسی به برق جهت شارژ

دارای قاب مخصوص حمل و نگهداری چراغ قوه

متعلقات چراغ قوه زوم دار پلیسی مغناطیسی SWAT 60000 وات مدل 110

چراغ قوه SWAT با بند مربوطه

باطری شارژی بزرگ ULTROFITE مدل GH 18650 4200mAH 3.7V LI-ON

محل استقرار باطری

شارژری برقی

شارژر فندکی

لایت رنگی قرمز رنگ

خشاب مخصوص باطری معمولی

قاب مخصوص حمل و نگهداری

عکس چراغ قوه پلیسی

قیمت خرید پستی این چراغ قوه با متعلقات کامل 48 هزار تومان می باشد

در صورت واریز اینترنتی وجه کالا قیمت آن 39 هزار تومان محاسبه خواهد گردید

بازدید : 105 تاریخ : پنجشنبه 21 اسفند 1393 زمان : 16:42 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

شش دلیل برای استفاده از طب سوزنی

فروشگاه چاقو
گن لاغري زنانه

شش دلیل برای استفاده از طب سوزنی علم و دانشی که روزانه در قرن بیست و یکم با آن سروکار داریم، تغییرات بسیاری کرده است. عقیده ها و رفتار قدیمی یا به کل از بین رفته اند و یا روش های مدرن جایگزین آنها شده اند، به ویژه در علم پزشکی.

به گزارش «تابناک با تو»، هرچند علم پزشکی پیشرفت های چشمگیری داشته، هنوز هیچ تضمینی برای درمان کامل و قطعی برخی بیماری ها وجود ندارد و گاه پزشکان داروهای اضافی و درمان های ثانویه برای بیماران تجویز می کنند؛ اما در این باره باید گفت، یکی از قدیمی ترین و بحث برانگیز ترین این تجویزات، درمان سنتی به وسیله ی طب سوزنی چینی است.

بنا بر این گزارش، طب سوزنی حدود دو هزار و پانصد سال پیش در چین کشف شد و مورد استفاده قرار گرفت. این نوع درمان با استفاده از سوراخ کردن پوست به وسیله ی سوزن های نوک تیز انجام می شد. نقاط خاصی از پوست که سوزن ها در آن ها فرو می روند، باعث تحریک مغز به ترشح اندورفین می شوند که مسکن های طبیعی بدن ما هستند.

در نتیجه ی مطالعات پزشکی، شواهد و شناخت های عینی و رسمی توسط مؤسسات و سازمان های دولتی، به دست آمده که هم اکنون دلایلی برای جدی گرفتن طب سوزنی به عنوان یک درمان جایگزین ارائه می دهیم.

1 ـ بدون درد و مطمئن است


سوزن ها یکی از رایج ترین دلایلی است که مردم هیچ گاه طب سوزنی را جدی نمی گیرند. اما این سوزن ها از نوع سوزن های آمپول نیستند. سوزن های طب سوزنی بسیار نازک و بدون درد هستند. با وجود این، اگر در حین انجام یا بعد از آن، این روش کمی درد و کبودی احساس کنید، از اثرات جانبی کاملا طبیعی هستند. اما اگر درد زیادی حس کردید، برای انجام این روش به شخص دیگری رجوع کنید.

2 ـ مقرون به صرفه است

یکی از بزرگترین خوبی های استفاده از طب سوزنی به عنوان یک راه درمان جانبی، مقرون به صرفه بودن آن است. به علاوه آنکه بعضی از شرکت های بیمه هم هزینه آن را تقبل می کنند. اما اگر شرکت پوششی بیمه شما هزینه ها را پوشش نمی دهد، باز هم هزینه ی مربوط به طب سوزنی هنگامی که با یک بیماری مزمن جدی رو به رو هستید، از نظر اقتصادی به صرفه است، خصوصا در مدت طولانی.

3 ـ از فناوری روز استفاده می کند


باستانی بودن طب سوزنی به معنای این نیست که نمی‌توان آن را با فناوری جدید تطبیق داد. روشی جدید برای انجام این درمان وجود دارد که طب سوزنی الکتریکی نامیده می شود. در این روش، فرو کردن سوزن ها همراه با ایجاد پالس های الکتریکی انجام می شود. این روش حتی بر بیماری های قلبی، فشار خون و تهوع تأثیرگذار است؛ هرچند به کسانی که سابقه‌ی بیماری صرع یا تشنج دارند توصیه نمی‌شود.

4 ـ در کاهش و درمان استرس، نگرانی و افسردگی مؤثر است

یکی از دلایلی که طب سوزنی خیلی به افراد توصیه می شود، این است که روش درمانی آن بدون هیچ داروی خاصی است. داروهای بسیاری هستند که با استرس و نگرانی و افسردگی مقابله می کنند؛ اما همه‌ی آن ها اثرات جانبی دارند. در نتیجه خود آن ها به داروهای جانبی نیاز دارند. مطالعات نشان می‌دهد افرادی که منظم تحت درمان طب سوزنی قرار گرفته‌اند، در مدت درمان و بعد از آن، احساس آرامش بیشتری کرده‌اند.

5 ـ به عنوان بهترین مسکن جانشین برای مسکن های اصلی توصیه می‌شود


گفته می‌شود آمریکایی ها میلیاردها دلار صرف دارو و درمان های مختلف برای مسکن می‌کنند. در سال 1999، هشت مرکز درمانی، شامل مراکز هاروارد، دوک و استفورد تحقیقی برای یافتن بهترین جانشین داروهای مسکن راه اندازی کردند و  پنج جانشین برتر در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفتند که البته اولین آنها طب سوزنی بود.

6 ـ در درمان بسیاری از بیماری های رایج مؤثر است


پزشکان و حتی متخصصان طب سوزنی به شما خواهند گفت این روش درمانی فقط یک درمان جانبی برای بیماری است و نه درمان اصلی. هیچ وقت به متخصص طب سوزنی اجازه ندهید شما را برای تشخیص یک بیماری معاینه کند. طب سوزنی تنها یک درمان جانبی است برای مقابله با علائم و اثرات یک بیماری.

اما جنگ بین علم روز و طب سوزنی ادامه دارد. تحقیقات بیشتری در حال انجام هستند؛ هرچند بدون توجه به افسانه ها و برداشت های غلط افراد، طب سوزنی نشان داده است که روی بیماری ها و علائم و شرایط خاص بی شماری اثر داشته است؛ مانند: آلرژی، سردرد، تهوع، درد، رگ به رگ شدگی، فشار خون، افسردگی و آرتریت روماتوئید.

منبع: lifehack


بازدید : 82 تاریخ : پنجشنبه 21 اسفند 1393 زمان : 16:25 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

خرید چراغ قوه پلیس حرفه ای مدل SWAT NK110-S با قطب نما و لایت رنگی

کفش افزایش قد
چراغ قوه پلیس فدرال

چراغ قوه زوم دار

چراغ قوه پلیس حرفه ای با قابلیت چندین کارکرد ( چراغ قوه + لایت رنگی اعلام خطر + قطب نما )

چراغ قوه حرفه ای زوم دار پلیس ضد آب و ضد ضربه مدل SWAT NK110-S

چراغ قوه پلیس

چراغ قوه زوم دار حرفه ای پلیس مدل SWAT NK110-S چندکاره 30.000W بوده و بدلیل برخورداری از لامپ حرفه ای CREE L ED قدرتمند دارای تابش نور شدید خیره کننده با برد زیاد بوده و در تاریکی شب تا یک کیلومتری را همانند روز روشن مینماید

نور ساطع شده از این چراغ قوه پلیس حرفه ای سفید رنگ و در سه حالت میباشد

نور ثابت قوی و خیره کننده با برد زیاد

نور متوسط ثابت با برد متوسط و استفاده خیلی کم از باطری

نور چشمک زن و علامت دهی سفید بسیار قوی

چراغ قوه SWAT

البته با اتصال وسیله اضافی که در پکیج قرار داده شده است این چراغ قوه تبدیل به چراغ قرمز دستی اعلام خطر جاده ای میشود که از مسافت دور قابل تشخیص میباشد

چراغ قوه حرفه ای

چراغ قوه پلیس مدل SWAT NK110-S چندکاره 30.000W علاوه بر کاربردهای بالا دارای یک قطب نما در بدنه ( انتهای دسته ) نیز میباشد که بهترین وسیله برای جهت یابی در کوهنوردی و گشت و گذار در صحرا و ..... میباشد

چراغ قوه پلیسی شارژی

منبع تغذیه این چراغ قوه قوی چندکاره باطری لیتیومی قابل شارژ 4200 میلی آمپر ساعت میباشد

علاوه بر این باطری جهت اطمینان خاطر شما یک خشاب باطری سه عددی معمولی نیز در داخل پکیج موجود میباشد که میتوانید بعنوان باطری یدک استفاده نمائید

چراغ قوه زوم دار

جنس بدنه این چراغ قوه چندکاره از آلیاژ فلزی خاص ضد زنگ با روکش رنگ مشگی کوره ای میباشد

قطب نما در انتهای چراغ قوه قرار گرفته و بدلیل طراحی مناسب در بهترین وضعیت ممکن قابلیت استفاده دارد

تمامی قسمتهای باز شدنی این چراغ قوه دارای واشرهای مخصوص لاستیکی جهت عدم نفوذ آب میباشند

دارای دیمر مخصوص جهت زوم چراغ قوه میباشد

نور ساطع شده ازاین چراغ قوه بدلیل برخورداری از لامپ CREE L ED همانند پرتو لیزری بصورت خطی قابل مشاهده میباشد و با دیمر چراغ قوه میتوانید نور را پخش و در وسعت زیادی ساطع نمائید

چراغ قوه زوم دار

موارد استفاده چراغ قوه پلیس حرفه ای مدل SWAT NK110-S با قطب نما و لایت رنگی فراوان میباشد ولیکن میتوان به چند مورد اشاره نمود

کوهنوردی ، غارنوردی ، کمپینگ ، گردش در صحرا ، گشت و گذار در جنگل ، امداد و نجات ، حوادث جاده ای ، نگهداری در خودرو و مسافرت و ......

متعلقات پکیج چراغ قوه SWAT NK110-S

چراغ قوه حرفه ای 30000W پلیس مدل SWAT NK110-S با قطب نما و بند مربوطه

قاب مخصوص حمل و نگهداری ضد ضربه

یک عدد لایت قرمز رنگ مخصوص اعلام خطر

باطری 4200 میلی امپر ساعت شارژی

شارزر مخصوص برق معمولی

شارژر فندکی جهت شارز از طریق برق خودرو

چراغ پلیسی

قیمت خرید چراغ قوه پلیس حرفه ای مدل SWAT NK110-S با قطب نما و لایت رنگی و کلیه متعلقات

در صورت سفارش بصورت خرید نقدی با تخفیف و واریز اینترنتی وجه فاکتور = 39.5 هزار تومان

در صورت سفارش بصورت خرید پستی ( پرداخت پس از دریافت کالا به مامور پستی ) = 47.5 هزار تومان

در صورت سفارش بصورت خرید نقدی با اشانتیون ( کیف کارتهای اعتباری آلوما والت + دستبند مغناطیسی پاور بالانس اصل ) و واریز اینترنتی وجه فاکتور = 47.5 هزار تومان

خرید پستی خرید با تخفیف خرید با اشانتیون

لیست چراغ قوه های پلیسی

بازدید : 83 تاریخ : پنجشنبه 21 اسفند 1393 زمان : 15:45 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

خرید چراغ قوه پلیسی شارژی MX 110 - 10000W

خرید دستگاه تصفیه آب
عکس ذره بين

چراغ قوه

چراغ قوه پلیسی بسیار قوی با برد حدود یک کیلومتر ، شب را همانند روز روشن میکند

خرید چراغ قوه

لامپ این چراغ قوه حرفه ای پلیسی از نوع CREE L ED مخصوص میباشد و در جلوی لامپ نیز لنز مخصوصی جهت افزایش قدرت نور تعبیه گردیده است

در قسمت جلوی چراغ قوه پلیسی شارژی MX 110 - 10000W دیمری طراحی گردیده است که میتوان بوسیله ان برد و وسعت نور ساطع شده از چراغ قوه را تنظیم نمود

چراغ قوه

چراغ قوه پلیسی شارژی MX 110 - 10000W ضد آب و ضربه نیز میباشد

جنس بدنه این چراغ قوه از آلیاژ مخصوص فلزی و آلومینیومی با روکشی از رنگ کوره ای میباشد

چراغ قوه پلیسی شارژی MX 110 - 10000W ویژه آب و هوای نامساعد بوده و برای امداد و نجات در برف و کولاک ، هوای طوفانی ، بارانی ، گردو غبار و ..... مناسب بوده و گزینه انتخابی مناسب برای کشتیرانی ، ماهیگیری ، کوهنوردی ، غارنوردی ، بیایبانگردی و گشت و گذار در جنگل های انبوه و مسافرت و استفاده در اماکن تاریک و در دست احداث و پنچرگیری و تعمیرات شبانه خودرو در جاده و .... میباشد

چراغ قوه پلیسی

درپوش این چراغ قوه مجهز به واشر مخصوص لاستیکی بوده و به همین دلیل امکان نفوذ آب بداخل چراغ قوه مقدور نخواهد بود

چراغ قوه MX-110 با برد بیش از 1000 متر بوده و باطری آن از نوع باطری سیلیکونی قابل شارژ 5800 میلی آمپر ساعت میباشد

شارژ چراغ قوه MX-110 از طریق فیش ریز موجود در بدنه چراغ قوه انجام می پذیرد

سه گزینه برای منبع تغذیه چراغ قوه MX-110 در نظر گرفته شده است

شارژ منبع تغذیه از طریق برق شهری و با استفاده از آدابتور همراه

شارز منبع تغذیه از طریق شارژر فندکی خودرو

استفاده از خشاب 3 عددی باطری معمولی در مواقع عدم دسترسی به برق و خودرو

چراغ قوه پلیسی شکاری 10 هزار وات MX-110 با برد یک کیلومتر دارای قاب مخصوص حمل و نگهداری چراغ قوه میباشد که اقلام زیر نیز داخل قاب موجود است

چراغ قوه شارژی

چراغ قوه MX-110 با بند مربوطه

باطری سیلیکونی قابل شارژ 5800 میلی آمپر ساعت

آدابتور جهت شارژ چراغ قوه از طریق برق شهری

شارژر فندکی خودرو جهت شارژ چراغ قوه از طریق برق خودرو

خشاب باطری های معمولی جهت استفاده در مواقع عدم دسترسی به برق و خودرو

خرید چراغ قوه ----------- لیست چراغ قوه های پلیسی

خرید چراغ قوه پلیسی شارژی MX 110 - 10000W را میتوانید به سه طریق زیر و با کلیک بر روی یکی از دگمه های خرید زیر انجام دهید:

1- خرید پستی ( پرداخت مبلغ به پستچی ) به قیمت 56 هزار تومان + هزینه پستی مربوطه

2- خرید نقدی ( بشرط واریز اینترنتی مبلغ ) با تخفیف به قیمت 48 هزار تومان با هزینه پستی رایگان ( پرداخت از طرف فروشگاه )

3- خرید نقدی ( بشرط واریز اینترنتی مبلغ ) با اشانتیون ( کیف کارتهای اعتباری آلوما والت + عینک آفتابی پوما) به قیمت 56 هزار تومان

خرید پستی خرید با تخفیف خرید با اشانتیون

چراغ قوه

بازدید : 98 تاریخ : پنجشنبه 21 اسفند 1393 زمان : 15:39 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

خرید کرم ضد چین و چروک و جوان کننده پوست صورت nova

انواع دوربین دید در شب شکاری
قيمت روغن مار

کرم ضد چروک

جدیدترین و موثرترین محصول با کارائی استثنائی برای جوانسازی پوست و رفع چین و چروک

حاوی 42 ماده موثر جهت جوانسازی پوست

کرم رفع چین و چروک و جوانسازی پوست صورت NOVA اصل را از فروشگاه بتی خریداری نمائید

کرم ضد چروک و جوانسازی پوست NOVA

این فرآورده استثنائی که حاوی 42 ماده موثر میباشد، معجزه ای در جوانسازی و طراوت و رفع چین و چروک پوست صورت شما میباشد

این کرم پوست صورت را بازسازی و سلولهای پوستی جدید و با طراوت زیادی جای سلولهای فرسوده قبلی را گرفته و بدلیل سرعت رشد سلولهای پوستی جوان پس از مدتی پوستی انعطاف پذیر ، شاداب و با طراوت و بدون افتادگی و بدون چین و چروک جایگزین پوست فرسوده قبلی میگردد

کرم جوانسازی NOVA اصل 50ml میباشد و کارتن آن دارای برچسب ( هولوگرام کارخانه NOVA ) میباشد

کرم جوانسازی و رفع چین و چروک صورت NOVA اصل حاوی مواد زیر میباشد

AQUA,CYCLOMETHICONE,BUTHYLENE GLYCOL,CAPRYLIC/CAPRIC TRIGLYCERIDE,C12-15 ALKYL BENZOATE,GLYCERYL STEARETE,CETEARYL ALCHOL,PEG-100 STEARATE,BEHENYL ALCHOL,GLYCINE SOYA STERLS,BUTYROSPERMUM PARKII BUTTER,SODIUM PCA,CYCLOPENTHASILOXANE,DIMETHIOCONOL,SODIUM ACRYLATES COPOLYMER,LECITHIN,DIMETHICONE,BETAINE,PENTYLENE GLYCOL,SACCHAROMYCES CEREVISIAE EXTRACT,RHODIOLA ROSEA ROOT EXTRACT,RIBOSE,SOLUBLE COLLAGEN,SODIUM HYALURONATE,CAPRYLYL GLYCOL,PHENOXYETHANOL,HEXYLENE GLYCOL,FRAGRANCE,AESCULUS HIPPOCASTANUM(HORSE CHESTNUT) SEED EXACT,RETINYL PALMITATE,TOCOPHEROL,INOSITOL,CALCIUM PANTOTHENATE,LINOLEIC ACID,BIOTIN,SIMMONDSIA CHINENSIS ( JOJOBA ) SEED OIL,XANTHAN GUM,SODIUM PHYTATE,METHYL LONONE,COUMARINE,LILLAL,D-LIMONENE,LINOLOL,SODIUM HIDROXSIDE

کرم رفع چین و چروک نوا

طرز مصرف کرم جوانسازی و رفع چین و چروک صورت نوا اصل

قبل از مصرف کرم نوا صورت خود را کاملا شسته و عاری از هر نوع چربی باشد سپس صورت خود را با حوله تمیز خشک نمائید

مقدار لازم از کرم جوانساز نوا را بر روی پوست صورت خود مالیده و بمدت چند دقیقه و بملایمت و بسمت بالا ماساژ دهید

روزانه دو مرتبه این عمل را تکرار نمائید

پس از استفاده تا 4 الی 5 ساعت صورت خود را شستشو ندهید

قیمت خرید کرم رفع چین و چروک و جوان کننده پوست نوا اصل

قیمت کرم اصل 58 هزار تومان بوده و پس از سفارش توسط مامور پست تحویل و وجه آن در حین دریافت ، پرداخت خواهد شد

در صورتیکه مبلغ کالا را بصورت اینترنتی و آنلاین پرداخت نمائید 10% تخفیف خواهید داشت و یا یک عدد رژ لب 3 کاره حجم لب گارنیر فرانسوی بعنوان اشانتیون بهمراه کالا دریافت خواهید نمود

جهت 10% تخفیف پس از کلیک بر روی دگمه خرید فرم مربوطه را تکمیل و در حین انتخاب چند گزینه ( نحوه خرید ) گزینه پرداخت آنلاین نقدی را انتخاب و در آخر مبلغ مربوطه را که با 10% تخفیف درج گردیده است، بصورت اینترنتی پرداخت نموده و بسته را توسط پست در محل دریافت نمائید

جهت دریافت کالا با اشانتیون مربوطه حتما بر روی دگمه پرداخت اینترنتی کلیک و ضمن تکمیل فرم سفارش مبلغ را بصورت اینترنتی پرداخت نمائید تا کالا و اشانتیون بصورت پستی تقدیم گردد

ضمنا جهت خرید پستی و پرداخت وجه به مامور پستی نیز دگمه خرید را کلیک و در مرحله انتخاب نحوه خرید ، پرداخت به پستچی را انتخاب نمائید

بازدید : 80 تاریخ : پنجشنبه 21 اسفند 1393 زمان : 14:14 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

ساره بیات:یواشکی بازیگر شدم ! + عکس

فروش لوازم کمپينگ
لیزر سبز اصلی

وقتی به كارنامه «ساره بیات» نگاه می‌كنیم، آنچه بیش از هر چیزی به چشم می‌خورد شم غیرقابل‌ انكار او در انتخاب‌هایش است كه نقش‌هایش چه كوتاه و چه بلند، از نقاط برجسته آن كارها به حساب می‌آیند.


 وقتی به كارنامه «ساره بیات» نگاه می‌كنیم، آنچه بیش از هر چیزی به چشم می‌خورد شم غیرقابل‌ انكار او در انتخاب‌هایش است كه نقش‌هایش چه كوتاه و چه بلند، از نقاط برجسته آن كارها به حساب می‌آیند.  ساره بیات اگرچه در تلویزیون با مجموعه «یك مشت پر عقاب» دیده و با «بانو» مطرح شد اما روند درخشش را با حضور در فیلم تحسین‌شده «جدایی نادر از سیمین» پی گرفت. او در نقشی مكمل چنان توانایی‌هایش را به رخ كشید كه حتی در جشنواره‌های خارجی هم تحسین شد؛ اتفاقی كه با فیلم «ناهید» برای او افتاد. او در حالی این روزها «خداحافظی طولانی» را در اكران دارد كه منتظر نمایش پروژه عظیم و تاریخی «محمد (ص)» است.

خداحافظی رضایتمندانه

یكی از عوامل تاثیرگذار و مهم برای من در شروع همكاری در یك پروژه، میزان اعتمادی است كه به كارگردان اثر دارم و علاقه شخصی‌ام به سبك فیلمسازی آقای موتمن باعث شد تا حضور در فیلم «خداحافظی طولانی» را قبول كنم. چه زمانی‌كه كار ساخته می‌شد به خاطر نوع برخورد حرفه‌ای ایشان و چه زمانی كه كار در جشنواره پخش شد و مورد توجه قرار گرفت باعث شد تا به این نتیجه برسم كه در انتخاب این فیلم اشتباه نكرده‌ام.


دایه حضرت رسول (ص)

حضور در بعضی كارها كاملا دلی است و حس خوبی كه آن كار دارد باعث می‌شود به هیچ مساله دیگری فكر نكند. برای من پیشنهاد بازی در نقش دایه حضرت محمد (ص) در پروژه بزرگ «محمد (ص)»، اتفاق فرخنده و مباركی بود كه اصلا در مورد پذیرش كار حتی لحظه‌ای تردید نداشتم.

بركت و نور معنوی جاری در این كار به حدی زیاد بود كه اصلا برای هیچ‌یك از عوامل از جمله من مهم نبود كه این كار الزاما در زمان جشنواره در بخش مسابقه حضور داشته باشد. به یاری خدا در زمان اكران هم مطمئن هستم كه اتفاقات بسیار خوبی برایش می‌افتد. این كار در زمان تولید با وسواس خاصی ساخته شد و این مساله باعث شد تا پروسه تولید كار طول بكشد. قطعا نتیجه این نگاه و تلاش جمعی دشوار، در اكران كار تاثیر مثبتی خواهد گذاشت.

حضور در بعضی كارها كاملا دلی است و حس خوبی كه آن كار دارد باعث می‌شود به هیچ مساله دیگری فكر نكند

زنی از طبقه پایین

حضور در نقش زنانی از طبقه پایین جامعه یا در خانواده‌ای كه دچار مشكل است، اتفاقی با برنامه‌ریزی قبلی یا عمدی نیست. «ناهید» را به خاطر چنین مساله‌ای انتخاب نكردم بلكه به نظرم داستان بسیار خوبی داشت و معتقدم یكی از بهترین آثار سینمایی بوده كه تاكنون در آن بازی كرده‌ام و خوشحال هستم این فیلم در جشنواره‌های بین‌المللی مورد استقبال و تحسین واقع شد.

رد شدن از سد مخالفت‌ها

من كارم را با تئاتر شروع كردم، خیلی سال پیش بود كه برای جشنواره پلیس كار تئاتر می‌كردم. حدود 2سال تئاتر كار كردم و بعدش چند سالی كار نكردم. دلیلش درس و دانشگاهم بود و یكسری كارهای شخصی. از طرفی چون بعد از نخستین كار تئاترم در جشنواره پلیس به عنوان نفر اول بازیگر زن انتخاب شدم پیشنهادات كاری زیاد شد ولی خانواده‌ام مخالف بودند و نگذاشتند كار كنم. با خود گفتم سنم بالاتر برود تا زورم به آنها بچربد (باخنده)  چون اگر سنم بالا برود دیگر با من كار ندارند.

شاگرد اول كلاس

وقتی كه بعد از آن وقفه تصمیم به بازگشت گرفتم، با كلاس‌های آقای پرستویی در موسسه كارنامه شروع كردم. آنجا هم جزو شاگرد اول‌ها بودم و درسم خوب بود. بعد از آنجا برای «یك مشت پر عقاب» كه یك سریال تاریخی معاصر بود کارم کردم.  سریال «یك مشت پر عقاب» نخستین كار تصویری من بود ولی در كنار آدم‌های حرفه‌ای قرار گرفتم؛ مثلا نخستین پلانم با رضا كیانیان را هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم و در طول كار خیلی از ایشان یاد گرفتم اما به دلیل اینکه نخستین کارم بود و به دلیل حرفه‌ای بودن اکیپ برایم سخت بود.

حدود یك سال و نیم سر آن پروژه بودیم. یكسری از سكانس‌ها حذف شد، در ممیزی، در تدوین و خیلی اتفاقات خاصی برای سكانس‌ها و پلان‌های من افتاد و نمی‌دانم به چه دلیل همه هم در سكانس‌های من بود. ولی به‌طور كلی برای نخستین تجربه، كار راضی‌كننده‌ای بود.

هنر به شكل یواشكی

خانواده من خیلی با بازیگری مخالف بودند و من پنهانی رشته تحصیلی دانشگاهم را هنر انتخاب كردم كه از راه هنر یواشکی وارد بازیگری بشوم ولی نشد و دانشگاه هنر خواندم و بعد كه دانشگاه تمام شد، با كلاس‌های بازیگری ذهن خانواده‌ام را آماده كردم. خانواده من همیشه به من اعتماد داشتند و دوستان صمیمی من هستند اما هنر را جزء مشاغل نمی‌دانند.

من كارم را با تئاتر شروع كردم، خیلی سال پیش بود كه برای جشنواره پلیس كار تئاتر می‌كردم

جایگاه عزیز، دردانه خانواده

فكر می‌كنم به هر چیزی كه در این حرفه می‌خواستم تا به امروز رسیده‌ام. شاید خیلی كم‌ توقع باشم ولی به آن چیزی كه خواستم رسیدم. خیلی سخت به اینجا رسیدم و شاید برای همین است كه خیلی جایگاهم را دوست دارم. در كارهایی كه كردم آنقدر اتفاقات عجیب و غریب و سخت افتاد كه شاید هركس دیگری غیر از من بود امكان نداشت بیشتر از این پیش برود ولی فكر می‌كنم كه این سختی‌ها را لازم داشتم به خصوص برای من كه یك آدم عزیزدردانه بودم و سختی‌های مختلف را تجربه نكرده بودم. خیلی راضی‌ام از اینكه در زندگی كاری‌ام صبور بودم و موانع زیادی را پشت سر گذاشتم.

مجله زندگی ایده آل

بازدید : 82 تاریخ : پنجشنبه 21 اسفند 1393 زمان : 13:55 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

روایتی از اخراج قیصر امین‌ پور از حوزه هنری

فروش لیزر سبز
وسايل کوهنوردي+قيمت

روایتی از اخراج قیصر امین‌ پور از حوزه هنری ماجرای اخراج قیصرامین پور از حوزه هنری و سروش نوجوان از زبان خودش و به نقل از دکتر اسماعیل امینی شاعر و استاد دانشگاه.

امینی می‌نویسد: این بخشی از روایت قیصر امین‌پور است از ماجرای اخراج از حوزۀ هنری: « ... و به اصطلاح طوری شد که کم‌کمک داشتند در اینکه چه کاری ساخته بشود یا چه کاری ساخته نشود، چه شعری گفته شود، چه شعری گفته نشود، این داستان چرا چاپ شد، این یکی فیلم چرا این طور بود، دخالت می‌کردند و همین باعث اصطکاک‌هایی شد که در سال 66 ما که حدودا 13 نفر بودیم از آنجا انشعاب کردیم. بیانیه‌هایی در روزنامه‌ها در دفاع از ما نوشتند ولی خب به جایی نرسید و در واقع ما 13 نفر را اخراج کردند و بعد گروهی از ما رفتیم مجلۀ سروش نوجوان را راه انداختیم.»

بعدها قیصر را از سروش نوجوان هم اخراج کردند و بعد هم وقتی دفتر شعر جوان و انجمن شاعران تشکیل شد و قیصر و دوستانش فعالیت فرهنگی و ادبی خود را از این طریق پی گرفتند، ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم دادند که خانه شاعران تعطیل بشود یا دست‌کم تبدیل بشود به اداره‌ای پر از کارکنان مطیع و سر به‌راه، همچنان که مرسوم و متداول است.

البته پس از مرگ قیصر، هم حوزۀ هنری برنامۀ باشکوهی برگزار کرد، هم سروش کتاب ویژه‌ای در بزرگداشت یاد قیصر چاپ کرد، هم همان ابر و باد و مه و خورشید و فلک و سازمان‌ها و اداره‌ها و خبرگزاری‌ها و روزنامه‌هایی که تمام دلواپسی‌شان ادامۀ حیات فرهنگی قیصر امین‌پور و دوستانش بود، در برگزاری مراسم و انتشار ویژه‌نامه‌ها و چاپ بنرهای چندمتری سنگ تمام گذاشتند.

این دوگانگی از کجا می‌آید؟ چرا دستگاه‌های فرهنگی با این همه گستردگی، جایی برای امثال قیصر امین‌پور ندارند؟ اما برای بزرگداشت و ویژه‌نامه و بنر و تندیس همه آماده به خدمت هستند؟

 بیان این ماجرا در یک نکتۀ ساده است و آن این است که نظام اداری که تابع هیولای بروکراسی است، برای هنرمند و متفکر و منتقد و اهل خلاقیت، هیچ تعریفی ندارد. در نظام اداری همۀ افراد باید مستخدم (استخدام‌شده) باشند، باید شمارۀ مستخدمی داشته باشند، باید تابع سلسله‌مراتب اداری باشند، حتی وقتی که شعر می‌گویند یا داستان می‌نویسند یا نقد می‌کنند و یا حتی وقتی که می‌اندیشند. این است که در روال تبدیل هنرمند به کارمند و منتقد به مستخدم، میان دستگاه اداری و اهل اندیشه و هنر، تنش ایجاد می‌شود.

قیصر امین‌پور هم مثل دوست نزدیکش، سیدحسن حسینی، از این نگرش اداری به اهل اندیشه، هنر و فرهنگ، ناخرسند بود و بازتاب این ناخرسندی در زندگی و شعر و نوشته‌های این دو یار همدل بارها و بسیارها آمده است.

شگفت اینکه آن ابر و باد و مه و خورشید و فلک، همچنان با جدیت تمام به انجام همان وظایف پیشین مشغولند، یعنی تلاش برای ایجاد مانع در راه شعر و اندیشه و در صورت امکان، تعطیلی جلسات شعر و تخته‌کردن درهای محافل شعر و خانۀ شاعران و البته با همان جدیت پیگیر خبر مرگ شاعران هستند تا بزرگداشت بگیرند و پوستر بسازند و بر درختان شهر تصویر شاعران فقید را بیاویزند از زمین تا به بلند.
عصرایران

بازدید : 73 تاریخ : پنجشنبه 21 اسفند 1393 زمان : 13:42 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

مرگ خونین در برخورد راننده سمند با کامیون - تابناک با تو | مجله اینترنتی

خرید پایه مونوپاد عکاسی
فروش اينترنتي لوازم کوهنوردي

راننده یک دستگاه خودرو سمند در برخورد با کامیون متوقف شده در کنار جاده، مرگ خونینی را برای خود رقم زد.

سرهنگ علی اصغر شیرمحمدی، رئیس پلیس راه استان در این رابطه بیان کرد: این حادثه حوالی ساعت دو بامداد امروز در کیلومتر 85 و لاین شمالی اتوبان زنجان - تبریز روی داد.
به گفته وی در این اتفاق تلخ راننده سمند به دلیل خستگی در پشت فرمان خودرو سواری به خواب رفته و از مسیر منحرف و با کامیون کشنده پارک شده در توقف گاه حاشیه جاده برخورد و در ادامه به مرگش منجر می شود.
شیرمحمدی افزود: خودرو سمند به غیر راننده سرنشین دیگری نداشت و شدت برخورد خودرو سمند با این کامیون به حدی بود که در صورت داشتن سرنشین به حتم آنان نیز هیچ راه گریزی از مرگ نداشته و فوت می کردند.

خبرآنلاین

بازدید : 82 تاریخ : پنجشنبه 21 اسفند 1393 زمان : 13:17 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

خرید مونوپاد شاتردار بیسیم

دوربین دید درشب اصل monocular
بهترين دوربينهاي شکاري

مونوپاد

مونوپاد عکاسی با دوربین و موبایل بیسیم با شاترخودکار

مونوپاد مدل z07-6

مونوپاد بیسیم

مونوپاد مدل z07-6 برعکس مونوپاد مدل ساده دارای شاتر خودکار بیسیم بر روی دسته میباشد و نیاز ی به فشار دادن دگمه شاتر گوشی موبایل نخواهید داشت و هنگامیکه جهت عکاسی مونوپاد را در دست گرفته اید کافیست دگمه تعبیه شده بر روی دسته مونوپاد بیسیم را فشار دهید تا عکس گرفته شود

قیمت مونوپاد معمولی که فاقد شاتر خودکار بر روی دسته میباشند، 38500 تومان میباشد که میتوانید با کلیک بر روی عنوان مونوپاد در همین سطر مشاهده فرمائید

مونوپاد شاتردار

مزیت مونوپاد در این است که باعث می شود ، در جمع بهتر دیده شوید و به نوعی خاص و بروز و آپدیت به نظر برسید.
شاید سلفی‌های برخی از هنرمندان سینما یا موسیقی کشورمان را دیده باشید که با مونوپاد از خود و دوستانشان عکس گرفته اند.

شما هم می‌توانید با خرید مونوپاد از نعمت سلفی‌های گروهی بسیار باکیفیت بهره‌مند شوید و آنها را با دوستان خود به اشتراک بگذارید و موجب خوشحالی خود و دوستان و خانواده شوید.
ما این اطمینان را بشما میدهیم که با استفاده از پایه عکاسی مونوپاد ، عکس‌های متفاوتی ثبت خواهید کرد زیرا زاویه‌های عکاسی شما به طور کل تغییر می‌کنند و به واسطه آن خلاقیت بیشتری هم به خرج خواهید داد و نتایج بسیار عالی در ثبت خاطرات زندگیتان به دست خواهید آورد

مونوپاد شاتردار بهترین وسیله برای ثبت خاطراتتان میباشد

مونوپاد برای تهیه عکس های سلفی تکی و جمعی بهترین گزینه بوده و با بالا بردن مونوپاد بر روی سر خود میتوانید از دید پرندگان عکسبرداری نمائید که مطمئنا عکس های جالب و فراموش نشدنی خواهند شد

با خرید مونوپاد در مسافرت و گردش و .... از کمک دیگران و نیاز به افراد غریبه جهت عکسبرداری بی نیاز خواهید شد

مونوپاد

مونوپاد وایرلس شاتر خودکار مدل z07-6 در عین استحکام زیاد بدلیل استفاده از آلیاژ مرغوب و مناسب دارای وزنی در حدود 120 گرم میباشد و چون طول آن نیز در حالت معمولی و در حین بسته بندی از 22 سانتیمتر تجاوز نمیکند لذا گزینه مناسبی برای حمل در کیف در حین مسافرت میباشد البته طول این مونوپاد در صورت لزوم تا 102 سانتیمتر قابلیت افزایش را داشته و در مواقع عکاسی بر حسب نیاز از 22 سانتیمتر تا حداکثر 102 سانتیمتر قابل افزایش میباشد

بیشینه وزن قابل تحمل 500 گرم
تهیه شده از استیل ضد زنگ
باتری ۴۵ میلی آمپر / ۵ ولت
مدت زمان شارژ شدن باتری ۱ ساعت / مدت زمان استندبای 100 ساعت
پشتیبانی از اندروید ۳ به بالا و iOS بالاتر از ۴
قابل نصب روی بیشتر گوشی‌ها و دوربین‌های کامپکت

مونوپاد

مونوپاد مدل z07-6 در سه رنگ مشگی ، فسفری و صورتی ارائه میگردد و در حین خرید رنگ مورد نظرتان را در قسمت پیام قید نمائید

قیمت خرید مونوپاد مدل z07-6 بر حسب نوع سفارش شما و بشرح زیر متغییر میباشد

قیمت مونوپاد وایرلس شاتردار در صورت واریز اینترنتی وجه فاکتور با احتساب تخفیف = 69 هزار تومان

قیمت مونوپاد وایرلس شاتردار در صورت عدم واریز اینترنتی وجه فاکتور ( پرداخت به پستچی ) = 79 هزار تومان

قیمت مونوپاد وایرلس شاتردار در صورت واریز اینترنتی وجه فاکتور با اشانتیون ( موزن گوش و بینی ) = 75 هزار تومان

خرید پستی خرید با تخفیف خرید با اشانتیون

خرید سایر لوازم سفر

بازدید : 112 تاریخ : پنجشنبه 21 اسفند 1393 زمان : 12:42 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

خرید گوشی همراه سامسونگ Samsung Galaxy S4-I9500-3g

ليزرسبز
دستبند مغناطیسی پاوربالانس

گوشی سامسونگ Galaxy S4-I9500-3g

گوشی همراه بسیار زیبای سامسونگ مدل Galaxy S4-I9500-3g

با قیمت باورنکردنی

خرید ارزان گوشی سامسونگ مدل Galaxy S4-I9500-3g را بشما خریدار عزیز توصیه مینمائیم

مشخصات کلی: تک سیم کارت
پردازنده: CPU 1 گیگاهرتز – ۴ هسته ای
صفحه نمایش:صفحه نمایش رنگی لمسی خازنی – سایز صفحه نمایش: ۵ اینچ TFT LCD- دارای رزولوشن ۴۸۰ × ۸۰۰ – تراکم پیکسلی: ۱۸۷ پیکسل بر اینچ – قابلیت نمایش ۱۶ میلیون رنگ
حافظه: حافظه رام ۲ گیگ - ۴ گیگ داخلی – قابلیت نصب کارت حافظه از نوع Micro SD
شبکه های ارتباطی: GPRS – قابلیت اتصال به اینترنت از طریق وای فای – GPS – بلوتوث
دوربین:۵٫۰ مگاپیکسل واقعی – دوربین مکالمه ویدئویی – فلاش
صدا:فیش ۳٫۵ میلیمتری هدفون
امکانات نرم افزاری:سیستم عامل Android 4.2.2 – پشتیبانی از جاوا – نمایش فایلهای مایکروسافت آفیس – نمایش فایلهای PDF
سایر مشخصات:رادیو – قطب نما – باتری ۲۶۰۰ میلی آمپر ساعتی

علت قیمت پائین و استثنائی گوشی:تنها تفاوت این گوشی با گوشی های ورژن اول مابین cpu و دوربین این گوشی میباشد که این گوشی ها دارای cpu چهار هسته ای بوده و دوربین ۵ مگاپیکسلی میباشند ولی در ورژن ۱ cpu هشت هسته و دوربین ۱۳ مگاپیکسل میباشد. دلیل کاهش چشمگیر قیمت آن نیز فقط تفاوت مشخصات سی پی یو و دوربین میباشد

مشخصات تکمیلی گوشی سامسونگ Galaxy S4-I9500-3g را میتوانید بصورت تکمیلتر در پائین همین صفحه مشاهده فرمائید

فیلم معرفی گوشی Galaxy S4-I9500-3g

قیمت گوشی سامسونگ Galaxy S4-I9500-3g با کلیه متعلقات ذکر شده در توضیحات زیر فقط 3300000 ریال میباشد

خرید نقدی و پرداخت اینترنتی وجه گوشی شامل 8% تخفیف در خرید نقدی و ارسال رایگان میباشد

سامسونگ Galaxy S4-I9500-3g

البته در خرید بصورت پرداخت پس از تحویل کالا هزینه پستی بعهده خریدار محترم میباشد که پس از دریافت گوشی به مامور پست پرداخت خواهد شد

لطفا در حین تکمیل فرم خرید رنگ مورد نظر خود را حتما قید فرمائید ضمنا گوشی ها بصورت آکبند و بدون باز کردن کارتن مربوطه ارسال میگردند اگر صلاح میدانید که گوشی را تست نمائیم،حتما در قسمت پیغام یادداشت فرمائید که پس از تست ارسال گردد تا نسبت به باز نمودن کارتن مربوطه اقدام و پس از تست بهمراه کارتن مربوطه تقدیم گردد

بسته های ارسالی از فروشگاه بتی با برچسب آبی رنگ چاپی مخصوص ( با نوشته www.internet-store.ir ) چسبانده و پلمپ میگردند، در صورت پارگی برچسب مذکور از دریافت بسته پستی امتناع و مراتب را اطلاع دهید

لطفا جهت خرید نقدی و پرداخت اینترنتی وجه گوشی Samsung Galaxy S4-I9500-3g با 8% تخفیف و اشانتیون البته بشرط پرداخت همزمان اینترنتی، بر روی دگمه پرداخت اینترنتی زیر کلیک و ضمن تکمیل فرم سفارش خرید نسبت به واریز وجه اقدام فرمائید تا بصورت پیشتاز و بدون دریافت هزینه پستی تقدیم گردد

مشخصات کلی
وزن ۱۳۰ گرم
ابعاد ۱۳۶٫۶ × ۶۹٫۸ × ۷٫۹ mm
رنگ مشکی , سفید
تاریخ معرفی ۰۳/۱۵/۲۰۱۳
فرم گوشی ساده
صفحه نمایش
صفحه نمایش لمسی بلی
صفحه نمایش رنگی بلی
نوع صفحه نمایش اصلی خازنی از نوع TFT LCD
اندازه صفحه نمایش اصلی ۵ اینچ
رزولوشن صفحه نمایش اصلی ۱۹۲۰ × ۱۰۸۰
تعداد رنگ صفحه نمایش اصلی ۱۶,۷۷۷,۲۱۶ رنگ
قابلیت های صفحه نمایش صفحه نمایش مجهز به پوشش ضدخش Corning Gorilla Glass 3 که در برابر جذب اثر انگشت نیز مقاوم است – صفحه نمایش مالتی تاچ با قابلیت دریافت چند لمس همزمان (Multi-Touch Input Method) – دارای قابلیت کنترل لمسی (Touch-Sensitive Controls) – مجهز به حسگر سه محوره ژیروسکوپ (Three-axis Gyro Sensor) – دارای حسگر Proximity برای خاموش شدن خودکار صفحه نمایش در هنگام مکالمه (Proximity Sensor) – دارای حسگر شتاب سنج برای چرخش خودکار رابط کاربری (Accelerometer Sensor For UI Auto-Rotate) ، تراکم پیکسلی ۴۴۱ppi
پردازنده
مدل پردازنده xynos 5 Octa 5410 Chipset, Quad-Core 1.6GHz Cortex-A15 & Quad-Core 1.2GHz Cortex-A7 CPU’s
حافظه
حافظه داخلی ۴ GB
حافظه RAM 2 GB
نوع کارت حافظه قابل نصب Micro SD,قابلیت پشتیبانی از کارت حافظه‌ی MicroSD تا ۶۴ گیگابایت
دوربین
دوربین بلی
کیفیت دوربین ۵ مگاپیکسل
اندازه تصاویر ۳۰۹۶ × ۴۱۲۸
دوربین مکالمه ویدئویی بلی
قابلیت فیلمبرداری بلی
ابعاد فیلم ۱۰۸۰p 1920 × ۱۰۸۰
سرعت فیلمبرداری ۳۰ فریم بر ثانیه
فوکوس اتوماتیک بلی
فلاش بلی
توضیحات فیلم قابلیت فیلم‌برداری با کیفیت Full HD 1080p در ابعاد ۱۰۸۰ × ۱۹۲۰ پیکسل و با سرعت ۳۰ فریم بر ثانیه
نوع فلاش LED
توضیحات دوربین مکالمه ویدئویی دوربین دوم با کیفیت عکاسی ۲٫۱ مگاپیکسل و قابلیت فیلم‌برداری با کیفیت FullHD 1080p در ابعاد ۱۰۸۰ × ۱۹۲۰ پیکسل و با سرعت ۳۰ فریم بر ثانیه
صدا
فیش ۳٫۵ میلیمتری صدا بلی
نوع زنگ MP3, WAV
تماس ها
دفترچه تلفن بلی
توضیحات دفترچه تلفن تعداد بی‌نهایت ورودی و فیلد به همراه تصویر برای دفترچه تلفن
اطلاعات تماس ها بلی
مشخصات اطلاعات تماس ها تعداد بی‌نهایت رکورد برای اطلاعات تماس‌ها
امکانات نرم افزاری
سیستم عامل Android
ورژن سیستم عامل v4.2.2 JellyBean
جاوا بلی
مایکروسافت آفیس بلی
PDF بلی
sms بلی
mms بلی
ایمیل بلی
Push Email بلی
مرورگر وب HTML, Adobe Flash
پخش موسیقی بلی
فرمت موسیقی MP3 , WAV , eAAC+ , AC3 , FLAC
پخش ویدئو بلی
فرمت پخش ویدئو MP4 , DivX , XviD , WMV , H.264 , H.263
ضبط صدا بلی
بازی دارد; با قابلیت دانلود
امکانات
حسگرها حسگر فشارسنج (Barometer)
حسگر ژیروسکوپ (Gyro Sensor)
حسگر نوری برای تنظیم نور صفحه نمایش مطابق با نور محیط (Light Sensor)
حسگر Proximity (مجاورت) برای خاموش شدن خودکار صفحه نمایش هنگامی که کاربر گوشی را به گوش خود نزدیک می‌کند (Proximity Sensor)
حسگر شتاب سنج برای چرخش خودکار رابط کاربری (Accelerometer Sensor For UI Auto-Rotate)
حسگر دماسنج و رطوبت سنج ( Temrerature )
حسگر درک دستورات حرکتی ( Gesture )
شبکه های ارتباطی
باند شبکه ۴G LTE, Cat3, 50 Mbps UL, 100 Mbps DL
باند شبکه ۲G GSM 850 / 900 / 1800 / 1900
3G بلی
باند شبکه ۳G HSDPA 850 / 900 / 2100
GPRS بلی
Edge بلی
WLAN بلی
GPS بلی
بلوتوث بلی
نسخه بلوتوث نسخه‌ی ۴ همراه با A2DP, EDR,LE
نسخه USB MicroUSB نسخه‌ی ۲ همراه با USB On-the-go
توضیحات ۳G HSDPA, 42.2 Mbps; HSUPA, 5.76 Mbps
توضیحات GPS با پشتیبانی از A-GPS و GLONASS
توضیحات WLAN Wi-Fi 802.11 a/b/g/n/ac, dual-band, DLNA, Wi-Fi Direct, Wi-Fi hotspot
توضیحات GPRS Class 12 (4+1/3+2/2+3/1+4 slots), 32 – 48 kbps
توضیحات Edge Class 12
گرافیک
مدل پردازنده گرافیک PowerVR SGX 544MP3
سایر مشخصات
قطب نما بلی
سایر قابلیت ها تنها از سیم کارت های میکرو (Micro Simcart) پشتیبانی می کند
مجهز به سیستم فرمانبری صوتی پیشرفته S-Voice
مجهز به تکنولوژی Smart Stay برای خاموش شدن صفحه در اثرعدم نگاه کردن کاربر
۵۰ گیگابایت فضای رایگان Dropbox
قابلیت کنترل های هوشمند گوشی توسط نگاه به صفحه نمایش
حسگر درک دستورات حرکتی ( Gesture )
میکروفن داخلی با فیلتر جلوگیری از صداهای مزاحم (Noise Cancellation)
خروجی TV-out
دارای SNS بصورت یکپارچه
مجهز به برنامه تدوین عکس و ویدئو
مجهز به برنامه تدوین فایل های متنی شامل Word, Excel, PowerPoint, PDF
رادیو خیر
هندزفری بلی
ظرفیت باتری ۲۶۰۰ میلی آمپر ساعت
اقلام همراه گوشی خرید گوشی,گوشی Galaxy S4,سامسونگ Galaxy S4,سامسونگ مدل Galaxy S4,گوشی سامسونگ 3g
108
0

0

0
1394
08
23
12
28
40

بازدید : 62 تاریخ : پنجشنبه 21 اسفند 1393 زمان : 12:28 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

خرید چراغ قوه حرفه ای قابل نصب بر روی اسلحه UltraFire Z5

چراغ قوه پلیسی
پروتز افزایش قد

چراغ قوه حرفه ای

چراغ قوه حرفه ای قابل نصب بر روی اسلحه UltraFire Z5

چراغ قوه حرفه ایflashlight

دارای لامپ مخصوص CREE LED XML-T6

بسیار پرقدرت با برد 2 کیلومتر در تاریکی

دارای بدنه ای از آلیاژ ضد زنگ و ضد خوردگی

قدرت 1600 لومن با نور سفید مایل به آبی کمرنگ

دارای دیمر جهت زوم چراغ قوه

چراغ قوه UltraFire Z5

بدنه این چراغ قوه حرفه ای آمریکایی کاملا ضد ضربه و ضد آب میباشد و دارای پوشش خاصی از کربن نیز میباشد

چراغ قوه با دو عدد باطری مخصوص مارک UltraFire 4200 mah 3.7V LI-ION قابل شارز با طول عمر بسیار بالا تغذیه میشود

دارای دگمه فسفری ( قابلیت دید در شب ) میباشد

شعاع نوری چراغ قوه بسیار زیاد و وسیع میباشد

در تاریکی شب پرتو نوری چراغ قوه با نور سفید مایل به آبی بسیار کمرنگ تا مسافت 2 کیلومتری را پوشش میدهد

UltraFire چراغ قوه

چراغ قوه UltraFire Z5 بسیار مقاوم و از نظر پرتو نوری قدرتمند میباشد و نور ساطع شده از ان همانند پرتو لیزری متراکم میباشد

چراغ قوه UltraFire Z5 قابلیت نصب بر روی انواع سلاحها را دارا میباشد و با اضافه نمودن یک رابط براحتی بر روی لوله تفنگ سوار میشود و دگمه آن نیز بدلیل طراحی روی سلاح براحتی قابل دسترس میباشد

چراغ قوه با دو عدد باطری UltraFire در بسته بندی مربوطه ارائه میگردد

چراغ قوه اولترافایر

بدلیل تعداد محدود این چراغ قوه حرفه ای فروش این چراغ قوه حرفه ای محصول کشور آمریکا فقط بصورت خرید نقدی ( واریز اینترنتی ) امکانپذیر میباشد

قیمت محصول 135 هزار تومان میباشد

خرید

آشنائی با تفنگهای بادی

راهنمای انتخاب دوربین شکاری

بازدید : 175 تاریخ : پنجشنبه 21 اسفند 1393 زمان : 10:41 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

خرید پمپ باد فندکی ماشین فلزی قدرتمند تورنادو

شکار
چراغ قوه

پمپ باد فندکی

پمپ باد فندکی ماشین 150PSI اصل بدنه فلزی جهت خودرو های سواری و اتوبوس و ون و .......

با خرید این پمپ باد فندکی دیگر نیازی به مراجعه به پنچر گیری نخواهید داشت و اگر لاستیک خودروتان نیز کم باد بود میتوانید براحتی لاستیک خودروتان را در منزل و یا جاده و مسافرت باد نمائید. کافیست چند نخ و یک سوزن پنچرگیری تیوبلس را بقیمت 2 هزار تومان خریداری و در حین پنچر شدن لاستیک خودرو با ریختن اندکی آب بر روی لاستیک محل پنچر شدگی را یافته و خودتان براحتی و در عرض چند دقیقه پنچر گیری نمائید

پنچر گیری در منزل ،جاده و مسافرت و بیابان و ..... با پمپ باد فندکی خودرو

وسیله مناسبی که تمامی رانندگان بین شهری به آن نیاز دارند

اگر فندکی خودرو تان نیز خراب باشد ، نگران نباشید، چون این پمپ باد فندکی دوکاره بوده و علاوه بر فندکی خودرو دارای دو عدد انبر جهت اتصال به سر باطری خودرو با 2 متر و 60 سانتیمتر سیم مخصوص میباشد که میتوانید از طریق اتصال انبرها به سر باطری نیز از این وسیله استفاده نمائید

پمپ باد فندکی ماشین

پمپ باد فندکی تورنادو بر عکس پمپ بادهای ارائه شده در اکثر فروشگاههای اینترنتی دیگر پلاستیکی و طرح پمپ باد نمیباشد

این پمپ باد فندکی ماشین با بدنه فلزی و قدرت واقعی 150PSI بوده و قادر است در عرض 1.5 دقیقه لاستیک اتوبوس را بطور کامل باد کند

پمپ باد فندکی تورنادو در قدرت های 100PSI با قیمت 97 هزار تومان جهت خودروهای سواری و با قدرت 150PSI برای خودروهای سواری و خودروهای بزرگتر ارائه میگردد

پمپ باد فندکی

جهت خودروهای کلیه خودروهای سواری معمولی و شاسی بلند ، ون ، اتوبوس و ......

وزن و حجم و شکل هر دو مدل یکسان میباشد ولی قدرت این دو با هم متفاوت است

بدنه از جنس آلیاژ مخصوص فلزی با روکش کروم و در رنگهای سیلور و طلائی می باشد

طول 17 سانتیمتر ارتفاع 14 سانتیمتر و عرض آن 8.5 سانتیمتر میباشد و بدون اشغال فضای زیاد در ماشین جا میشود

از این پمپ باد بعضا بصورت خانگی جهت رنگ آمیزی ساختمان و خودرو در وسعت کم نیز استفاده می نمایند

مشخصات پمپ باد فندکی تورنادو 150PSI

ولتاژ DC 12V

حداکثر آمپراژ 16AMP

حداکثر پمپاژ 150PSI

مدت زمان 12 الی 15 دقیقه

جابجائی هوا 35 لیتر در دقیقه

پمپ باد فندکی ماشین تورنادو اصل میباشد و اصلا قابل قیاس با پمپ بادهای فندکی پلاستیکی که با قیمتهای 20 هزار تومان در اینترنتی ارائه میگردند، قابل مقایسه نیست

نتیجه مقایسه عملی پمپ بادهای فندکی پلاستیکی و فلزی

پمپ بادهای فندکی پلاستیکی قادرند تا 20 الی 30 درصد ظرفیت یک لاستیک خودرو سواری را پمپ نمایند و تا دو دقیقه بیشتر نیز نمیتوان استفاده نمود چرا که شدیدا داغ نموده و نیم سوز میشوند. پس خرید مدلهای پلاستیکی فقط پول حرام کردن است مگر اینکه قصد باد کردن لوازمی مانند توپ و اسباب بازی و امثال مشابه را داشته باشید

قیمت خرید پمپ باد فندکی تورنادو 150PSI با کلیه متعلقات

در صورت سفارش خرید نقدی و واریز اینترنتی مبلغ فاکتور = با احتساب تخفیف 99 هزار تومان

در صورت سفارش خرید پستی ( پرداخت مبلغ به پستچی ) = 112 هزار تومان

در صورت سفارش خرید نقدی و واریز اینترنتی با اشانتیون ( چراغ قوه پلیس حرفه ای مدل SWAT NK110-S با قطب نما و لایت رنگی ) = 112 هزار تومان

خرید پستی خرید با تخفیف خرید با اشانتیون

سایر لوازم سفری

بازدید : 76 تاریخ : پنجشنبه 21 اسفند 1393 زمان : 10:37 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

دستبند مغناطیسی ژرمانیوم چهارگانه

خرید بند انداز برقی
کارواش خانگی

دستبند مغناطیسی

جدیدترین و مطمئن ترین دستبند مغناطیسی با چهار تاثیر متفاوت با عنوان دستبند ژرمانیوم

دستبند مغناطیسی ژرمانیوم علاوه بر خاصیت مغناطیسی دارای سه خاصیت فوق العاده دیگر نیز میباشد که در ذیل سعی خواهیم نمود به معرفی این محصول استثنائی بپردازیم

دستبند مغناطیسی ژرمانیوم چهارگانه در دو رنگ سیلور ( نقره ای ) و رنگ طلائی ارائه می گردد

دستبند مغناطیسی

این نوع دستبند مغناطیسی دارای 4 خاصیت درمانی میباشد که بواسطه چهار قطعه موجود بر روی دستبند بر روی سلامت فرد تاثیر میگذارد

اجزای تشکیل دهنده دستبند مغناطیسی ژرمانیوم

ژرماتک Germa Teq
قطعات بیو سرامیکی دارای ژرمانیوم به میزان 200pm که الکترونهای کانور سیو با طول موج بسیار پایین(10 به توان منفی1 الی 10 به توان منفی 6 نانو متر )

تاثیر ژرمانیوم موجود در دستبند

1- سلامت کامل سیستم گردش خون .
2- اشباع شدن سلول ها با اکسیژن و متعاقب آن جوان شدن سلول ها.
3- شدت گرفتن گردش خون مویرگی و افزایش حالت ارتجاعی و انعطاف پذیری بافتها.
4- فعال نمودن واکنش های تحریک کننده ایمنی بدن، انبساط رگها و حالت ضد تورمی


آئروتک Aero Teq
تکه های بیو سرامیکی که یونهای اکسیژن دارای بار منفی را ساطع می کنند. ( از 800 تا 1000 یون در هر یک سانتی متر مکعب )

با افزایش سطح سروتونین تاثیر آرام بخش و ضد افسردگی گذاشته و به شما انرژی می دهند.
مگ تک Mag Teq
تکه مغناطیسی که میدان مغناطیسی با اندیکاسیون 750 تا 800 گائوس ایجاد می کند.

به روند معالجه سرعت می بخشد، خواب را بهتر می کند و هیچ گونه عارضه جانبی ندارد ماگنتوتراپی برای رفع نـاراحتی و دردهای مفاصل عضلات و تشنج به کـار می رود.
سولار تک Solar Teq
تکه های بیوسرامیکی ساطع کننده اشعه مادون قرمز با طول موجی در محدوده 4 الی 14 میکرون

به خاطر تشدید گردش خون مویرگی و سرخرگی عملکرد بافتهای بدن بهتر می شود.
اثر مطلوبی بر فرآیند گردش خون مویرگی و متابولیسم بدن دارد.
گردش خون بهتر صورت می گیرد.
درد را برطرف می کند. خرید اینترنتی

قیمت خرید اینترنتی دستبند مغناطیسی ژرمانیوم 4 گانه 19000 تومان است که در صورت پرداخت اینترنتی میتوانید به قیمت 17 تومان خریداری فرمائید

بازدید : 79 تاریخ : پنجشنبه 21 اسفند 1393 زمان : 10:15 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

در هر سنی چگونه آرایش کنیم؟

دوربين شکاري بايگيش
چراغ اظطراري

هر خانمی وقتی با پایان دوره مدرسه و ورود به سومین دهه زندگی‌اش، شروع به آرایش کردن می‌کند، به فراخور سلیقه‌اش تکنیک‌هایی را یاد می‌گیرد اما نکته اینجاست که با ورود به هر دهه و بالا رفتن سن، این آموزش‌ها باید به‌روز شوند و فرد تکنیک‌های مناسب با سن و سالش را یاد بگیرد. دانستن این نکات چه در مراقبت از پوست و چه در آرایش، راز حفظ زیبایی شما تا سال‌های سال است.

سن: 20 سال

لطافت‌تان را حفظ کنید

مراقبت‌های لازم :

در سن 20 سالگی، اگر از پوستی نرمال برخوردارید، فقط کافی است پیش از خواب آن را بشویید. اگر جزو کسانی هستید که دارای پوستی چرب هستند از شوینده‌هایی که شبیه ژل است استفاده کنید و اگر پوستی خشک دارید از محصولاتی که حاوی شیر هستند.


همیشه و در همه حال از ضدآفتاب استفاده کنید ولی مهم نیست چه برندی؛ فقط مطمئن باشید از SPF 15 یا 20 برخوردار است و از پوست شما در برابر UVA و UVB محافظت می‌کند. ضدآفتاب را به تمام سطح پوست خود (صورت و گردن) بمالید.

از یک مایع مرطوب‌کننده یا یک مرطوب‌کننده‌ فاقد چربی استفاده کنید. بسیاری از متخصصان پوست توصیه می‌کنند از کرم‌های حاوی رتینوئیدهای مشتق از ویتامین A استفاده کنید. این محصولات بهترین داروهای ممکن برای کاستن خطوط ظریف و چین و چروک‌های پوستی، تحریک کلاژن و درمان جوش‌های پوستی هستند.

نکات آرایشی

- در این سن که پوست آماده جوش زدن است از پنکیک و کرم‌پودر چرب استفاده نکنید زیرا باعث ایجاد جوش و آکنه می‌شود. برای اینکه به پوست‌تان رنگ و لعابی بدهید، بهتر است از پنکیکی سبک به رنگ پوست استفاده کنید.

- اگر می‌خواهید به چشمان‌تان حالت دهید بدون اینکه آرایش زیادی داشته باشید، بهتر است روی ابروهای‌تان حساب کنید. می‌توانید به ابروهای‌تان با مدادی قهوه‌ای حالتی دخترانه و ساده بدهید تا زیبایی چشمان‌تان دو برابر شود.

- برای حالت دادن به چشمان‌تان می‌توانید یک آرایش ملیح دخترانه داشته باشید. برای این کار از سایه‌های ملایم برای روی پلک و از سایه کمی تیره‌تر برای گوشه‌های چشم استفاده کنید. ولی همیشه یادتان باشد سایه چشم را در هر حالتی محو کنید تا کمتر خودش را نشان دهد و حالت طبیعی‌تر پیدا کند.

- به گونه‌های‌تان با رژگونه صورتی ملایم جلوه دهید تا صورت‌تان حالت دخترانه را از دست ندهد.

- یک رژلب صورتی یا کالباسی بسیار ملایم می‌تواند انتخاب خوبی برای شما باشد؛ یادتان باشد هرقدر آرایش ملایم‌تری داشته ‌باشید، چهره دخترانه‌تر و زیباتری خواهید داشت.

سن: 30 سال

مراقبت را شروع کنید

مراقبت‌های لازم :

با رسیدن به 30 سالگی نگرانی‌های شما در مورد جوش‌ها از بین خواهد رفت اما حواس‌تان باشد که روند نزولی پوست شروع شده است. بعد از سن 30 سالگی نور آفتاب فرصت این را خواهد داشت تا تاثیرات منفی خود را روی پوست‌تان نشان دهد. احتمالا متوجه شده‌اید که خطوط پوستی یا نقطه‌های تیره روی پوست‌تان بیشتر و مشخص‌تر شده‌اند؛ به همین دلیل استفاده از محصولات ضد پیری و یک کرم چشم روزانه برای جلوگیری از آسیب‌های تدریجی از ضروریات است.

حتی یک روز را بدون ضدآفتاب سپری نکنید. توجه کنید که در این سنین بهتر است از ضدآفتاب‌هایی استفاده کنید که علاوه برداشتن SPF بالاتر از 15 و محافظت علیه اشعه‌های UVA و UVB حاوی آنتی‌اکسیدان‌هایی مانند چای سبز و سفید، ویتامین C و. . . باشند. همچنین کرم ضد آفتاب را به قسمتی از گردن و دست‌ها که نور خورشید به آن می‌خورد هم بزنید.


نکات آرایشی

- وقتی لوازم آرایش می‌خرید، خیلی مهم است که به جز پیدا کردن لوازم آرایش و فکر کردن به ظاهری که می‌خواهید داشته باشید، به فکر محافظت از پوست و تغذیه کردن آن هم باشید. هنگام خرید کرم پودر، مارکی را انتخاب کنید که دارای SPF هم باشد تا حتی زمانی که ضدآفتاب نمی‌زنید، یک لایه محافظ روی پوست شما باشد.

- وقتی به سن 30سالگی می‌رسید، شاید احساس کنید لب‌های‌تان برجستگی سابق را ندارد و بد نیست از رژلب‌هایی استفاده کنید که خاصیت برجسته‌سازی دارند. رنگ‌های توصیه شده برای سن شما در طیف روشن‌ مثل صورتی، کرم یا گلبهی با قابلیت پوشانندگی بهتر است.

- برای آرایش چشم در طول روز از رنگ‌های خنثی مثل صورتی یا کرم استفاده کنید؛ مگر اینکه بخواهید آرایش غلیظ‌تری داشته باشید، در این صورت از رنگ‌های تند و شبرنگ استفاده نکنید. فراموش نکنید رنگ روشن و ملایم را روی پلک بزنید و سایه تیره‌تر از همان تناژ رنگ را برای گوشه خارجی استفاده کنید. در آخر می‌توانید با یک سایه تیره‌تر رنگ زیر مژه‌های پایین را تیره کنید تا چشم حالت خود را از دست ندهد.

- گونه‌های‌تان را با یک رژگونه قهوه‌ای ملایم جلوه دهید تا صورت‌تان از حالت مصنوعی خارج نشود. تیره کردن گونه‌ها سن را زیادتر نشان می‌دهد.

- مطمئن باشید در این سن هنوز ابروهای‌تان نریخته است ولی اگر می‌خواهید ابروهایی زیباتر داشته باشید با یک مداد کمرنگ قهوه‌ای به آنها حالت دهید ولی مواظب باشید از حالت طبیعی خارج نشود.

سن: 40 سال

روزهای بی‌کلاژن

مراقبت‌های لازم :

خانم‌ها در این سن بدانند که چون ساخت کلاژن پوست کمتر می‌شود، باید بیشتر از کرم‌های حاوی کلاژن استفاده کنند. این نوع کرم‌ها پوست‌های شل و افتاده را کشیده، خاصیت الاستیکی و استحکام پوست را بهبود می‌دهند و باعث کاهش میزان چین و چروک می‌شوند.

در افراد بالای ۴۰ سال، اسیدلاکتیک تاثیر بسزایی روی پوست دارد زیرا در این سنین پوست خشک و بی‌حالت شده و تغییر رنگ پیدا می‌کند. مرطوب‌کننده‌ای که حاوی اسید لاکتیک باشد، نه‌تنها لکه‌های پوستی را از بین برده و رنگ پوست را به حالت اولیه باز می‌گرداند، بلکه رطوبتی به پوست می‌دهد که باعث درخشش آن می‌شود.

نکات آرایشی

- چون در سن 40 سالگی پوست خشک می‌شود و رطوبت خود را از دست می‌دهد، بهتر است قبل از اینکه آرایش خود را شروع کنید از کرم‌های مرطوب‌کننده مناسب استفاده کنید تا پوست نرم شود؛ سپس کرم پودر یا پنکیک را به صورت و گردن خود بزنید.

- از آنجایی که در این سن ابروها مانند سابق پر نیست، می‌توانید با مدادی قهوه‌ای جاهای خالی را پر کنید. برای ابروها از رنگ‌های پررنگ استفاده نکنید چون چهره را مصنوعی‌تر می‌کند.

- چون ریمل سن را زیاد نشان می‌دهد و شما می‌خواهید در این سن جبران مژه‌های ریخته شده را بکنید، بهتر است از فرمژه برای حالت دادن مژه‌ها استفاده کنید. همچنین برای اینکه چین و چروک اطراف چشم پوشانده شود بهتر است از سایه‌های قهوه‌ای، بنفش و. . . استفاده شود.

- از زدن رژگونه زیاد خودداری کنید زیرا چهره شما را مصنوعی می‌کند. بهتر است برای استفاده از رژگونه از رنگ‌های ملایم مثل هلویی یا قهوه‌ای استفاده کنید.

- برای اینکه سن‌تان کمتر نشان داده شود و چین و چروک‌های اطراف لب کمتر به چشم بیایند، بهتر است از رژلب و خط لب همرنگ استفاده کنید. در این سن بهتر است از رنگ‌های تند مثل قرمز و قهوه‌ای در ‌مهمانی‌ها و رنگ‌های ملایم در مکان‌های عمومی استفاده شود.

سن 50 سال

جنگ با چین و چروک‌ها

مراقبت‌های لازم

خانم‌ها با ورود به میانسالی به کرم‌های ضدآفتاب با 30SPF و بالاتر نیاز دارند. به آنها توصیه می‌شود حتی در منزل هم از ضدآفتاب استفاده کنند. خانم‌هایی که مرز 50 سالگی را گذرانده‌اند حتما باید از کرم‌های دورچشم و ضدچروک برای پیشگیری از زیادتر شدن چروک‌ها استفاده کنند.


استفاده از کرم‌های لایه‌بردار به صورت ماهانه و زدن کرم‌های روشن‌کننده هر 2 تا 3 روز یک‌بار برای خانم‌ها در این سن توصیه می‌شود. انواع میوه‌ها و سبزی‌ها، به‌خصوص آنهایی که رنگ قرمز، نارنجی و زرد دارند، سرشار از آنتی‌اکسیدان‌ها هستند و مصرف حداقل 5 وعده از آنها در طول روز به تمام خانم‌ها در 50 سالگی برای حفظ سلامت پوست‌شان توصیه می‌شود.

نکات آرایشی

- رنگ ابروها با افزایش سن کمتر می‌شود؛ پس مداد ابرویی که برای 25 سالگی استفاده می‌شود، برای 50 سال مناسب نیست و به رنگ تیره‌تری احتیاج دارید. البته بهتر است برای ابروها از سایه‌های ابرو استفاده کنید تا با هاشور زدن میان ابروها، چهره مصنوعی نشود.

- بسیاری افراد به دلایل مختلف با افزایش سن از رژگونه استفاده نمی‌کنند ولی یک لایه قرمز رنگ ملایم می‌تواند شادابی و جوانی را به پوست هدیه کند. رژگونه را به قسمت پایین گونه نزنید چون باعث افتاده به نظر رسیدن آن می‌شود.

- به کار بردن خط چشم و ریمل روی پلک پایین باعث می‌شود چشم‌ها افتاده‌تر به نظر برسند. درعوض اگر مژه‌های پلک بالا با ریمل حجم‌دهنده آراسته شوند بهترین تاثیر را خواهند داشت. در این سن دور سایه زدن را خط بکشید.

- اگر می‌خواهید چین و چروک و خطوط زیر چشم‌تان را بپوشانید، مراقب باشید تا استفاده بیش از حد از مواد پوشاننده زیر چشمی، چروک‌های اطراف چشم‌تان را بیشتر نمایان نکند؛ قبل از اینکه دست به کار شوید دور چشم‌تان را مرطوب کنید تا پنهان کردن خطوط اطراف چشم و تیرگی دور چشم آسان‌تر شود.

- به شما پیشنهاد می‌کنیم در این سن دور رژلب‌های تیره را خط بکشید تا چهره جوان‌تری داشته باشید. رنگ تیره در رژلب باعث می‌شود سن‌تان بیشتر نشان داده شود؛ البته در ‌مهمانی‌های رسمی می‌توانید از رنگ‌های تیره‌تر استفاده کنید.

سیب سبز

بازدید : 82 تاریخ : چهارشنبه 20 اسفند 1393 زمان : 18:56 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

نخستین شباهت نوشتن رمان با خرید نان بربری

خريد چراغ قوه پليس
رکابي لاغري

نخستین شباهت نوشتن رمان با خرید نان بربری  هر نویسنده‌ای آرزو دارد جمعه‌ صبح‌ها مثل بقیه بتواند‌ از خواب بیدار نشود. (تأکیدها از نویسنده است.) یعنی از خستگی نتواند که بیدار بشود. به‌ عنوان نویسنده شما هم دوست دارید از کار زیاد هفته طوری توی رخت‌خواب کش بیایید که هم‌قد سعید معروف شوید و تا عضلات پشت زانو اسپاسم نکرده بی‌خیال نشوید. دهن‌دره‌تان آن‌قدر خسته باشد که صدای ترمز اتوبوس‌های شرکت‌واحد بدهد. ولی جمعه صبح برای شما هیچ فرقی با روزهای دیگر ندارد. از هفت صبح چشم‌هایتان باز است و مدام این پرسش حیاتی را از خودتان می‌پرسید: «بالأخره کی قراره این دیگری لاکان به‌دردم بخوره؟» از ملالت نیمچه خمیازه‌ای می‌کشید که ترتیب شیرین‌ترین قسمت آن را هم مادرتان می‌دهد:
«قربون دهن گشادت برم! تو که کل هفته رو بیکاری، پاشو دو تا بربری بخر خونواده‌ت رو خوشحال کن».

این اولین شباهت نوشتن رمان با خرید نان بربری است: ایده‌ای غیرقابل مقاومت.

مسیر خانه تا نانوایی لحظات پیچیده‌ی انتخاب فرم و چپاندن محتواست: یه دراز خاشخاشی برای بابا و خواهر کوچیکه، یه گرد ساده برای مامان و داداش‌‌بزرگه. مادر و حمید نرم‌پسندند، پدر و مهشید خشک‌پسند. این درک بالای نویسنده از گستره‌ی وسیع مخاطب است. فقط یک چیز را در محتوا فراموش نکنید: کودتای ۲۸ مرداد. خیلی جواب می‌دهد؛ خود دانید.

از دور که صف نانوایی را می‌بینید از به دنیا آمدن‌تان پشیمان می‌شوید و دقیقاً به همین دلیل صف نان بربری عین طراحی پلات است. هرچه در طول پلات پیش می‌روید به تهش نمی‌رسید و کم‌کم انتهای صف حالت تعلیق به خود می‌گیرد. یک‌ آن وسوسه می‌شوید عوض طراحی پلات، پست‌مدرن‌بازی دربیارید و از ممّدآقاهایپر یک بسته «نان‌آوران» بخرید ولی برخورد پدر شما را به وحشت می‌اندازد. بنا به تجربه صف همیشه به پیرمردی ختم می‌شود که صورتش یک دنیا آرامش و امید است. می‌روید و پشت سر پیرمرد می‌ایستید؛ و این لحظه‌ی غیرقابل توصیف آغازِ به نوشتن رمان است. برای شخصیت‌پردازی هم که شده سر حرف را با پیرمرد خوشحال باز می‌کنید ولی یادتان باشد شخصیت‌ها وظیفه‌ای جز ضایع کردن نویسنده ندارند:
«حاج‌آقا چندتا نون می‌خواهید؟»
«سی‌تا!»
«سی‌تا؟ حاج‌آقا بربریه‌ها، سی‌تا می‌شه یه تنور.»
«امروز نوه‌ها خونه‌ی ما جمع اند، انتظار داری براشون نان‌آوران بخرم؟»

یاد حرف‌های استاد کارگاه رمان‌نویسی می‌افتید: نویسندگی یعنی مدیریت افسردگی؛ و با استفاده از همین تکنیک مدیریتی نقطه‌ی عطف پرده‌ی اول را رد می‌کنید و یک‌دفعه فرو می‌روید. جای نگرانی نیست. اینجا پرده‌ی دوم داستان است: مزخرف‌ترین بخش رمان‌نویسی. کار با مدیریت جهادی و فروش تراکم هم جلو نمی‌رود.

با نزدیک شدن به نقطه‌ی میانی داستان احساس می‌کنید حوصله‌ی هر کاری را دارید الا نوشتن. حتی سیزِن پنجاه و هفتم سریال حریم سلطان، سوای جذابیت‌های بصری، سرشار از دلالت‌های معنایی می‌شود که قبلا از درک آن‌ها عاجز بودید. این‌جاست که وسوسه تبدیل به اراده می‌شود و بی‌خیال پلات می‌شوید. اصلاً مگر داستان شخصیت‌محور چه اشکالی دارد؟ برمی‌گردید سراغ حاج‌آقا که حالا به نوه‌ی چهاردهم رسیده و با هیجان تعریف می‌کند: «ماشالا دو سالشه ولی شعورش ده برابر اون بابای نفهمشه. دومادم رو عرض می‌کنم خدمتتون…» احساس می‌کنید چندتایی شخصیت کم دارید و همان‌لحظه یک گردان سرباز می‌آیند و توی صف یه‌دونه‌ای می‌ایستند. جماعت صف چندتایی زیرچشمی نگاهی به هم می‌اندازند. صدای نفس‌هایشان را می‌شنوید. منتظر اولین کسی هستید که دادوبیداد راه بیندازد ولی شخصیت اول داستان ـ همان حاجی خودمان ـ باز خودش را گلاب می‌کند: «سربازند باباجان سرباز! غریبی بد چیزیه… آخ آخ آخ…» اشک در چشمان پیرمرد حلقه می‌زند. یکی‌ دوتا از سربازها خودشان را چاتمه‌فنگ می‌کنند و می‌زنند زیر گریه. گلاب بعدی لب به سخن می‌گشاید:
«به‌سلامتی سه کس: زندانی، سرباز، بی‌کس٫٫٫»
«بشمار!»
«سلامتی اونایی که دوسشون داریم و نمی‌دونند، دوسمون دارند و نمی دونیم…»
«به‌به! به‌به!»
«لال از دنیا نری بعدی…»
«به‌سلامتی مامان و بابام که از بچه شانس نیاوردند.»

درجا یاد خودتان می‌افتید. همین‌طور که دارید روی لحن‌ها کار می‌کنید و غرق در شناگرهای آب‌ندیده هستید متوجه می‌شوید نقطه‌ی اوج پرده‌ی سوم رد شده، نصف گردان رفته‌اند و حاج‌آقا در حال شمارش است: «بیست‌ونه، اینم سی… باباجون خداحافظ.»
حالا شما اول صف هستید. با افتخار به بدبخت‌های که پشت‌سرتان ایستاده‌اند نگاه‌ می‌کنید. تا تنور بعدی دربیاید فرصت دارید برای گره‌گشایی و پایان‌بندی ولی چون حواستان هنوز به اوج پرده‌ی سوم است این بخش را هم گند می‌زنید و رمان تمام می‌شود.
«پسرجان حواست کجاست؟ چندتا؟»
«یه خاشخاشی دراز، یه گرد ساده… گرده نرم باشه… نه درازه خشک باشه…»

شاطر مهربان نگاهی سرشار از تاسف به شما می‌اندازد و دوتا بربری با دمای تقریبی سیصد درجه‌ی سانتیگراد می‌گذارد کف دستتان. این سوزش بازنویسی است. هی بربری‌ها را از این دست می‌فرستید روی آن دست و هلشان می‌دهید روی ساعدها و گاهی کار به زانوها هم می‌کشد. باز هم جای نگرانی نیست: هر نویسنده‌ای موقع بازنویسی دچار پیچش سنگین باد در ناحیه‌ی شکمی می‌شود. همین وسط‌ها دو گاز گنده به بربری‌ها می‌زنید که علاوه بر سوختگی درجه‌ی دو کف دست، سوختگی درجه‌ی یک سق دهان را هم نصیب‌تان می‌کند. شما در مرحله‌ی معروف خودسانسوری هستید.

در منزل مادر سفره را چیده و جماعت منتظر شما هستند. این یک قسمت را شرمنده! در بازار نشر عمراً چنین اتفاقی برایتان بیفتد. با فاکتور گرفتن از دوسه ‌تا نویسنده، که یکی دوتایشان هم مرحوم شده‌اند، در میهن عزیزمان هیچ خواننده‌ای در انتظار چاپ رمان هیچ نویسنده‌ای نیست.
سکوت عجیبی بر فضا حاکم می‌شود. همه دارند دولپی بربری می‌خورند. رمان در پروسه‌ی خوانش است. مخاطبین که خوردند و سیر شدند نوبت به جلسه‌ی نقد و بررسی می‌رسد. پدر ته استکان چای را هورت می‌کشد و می‌گوید: «ما گفتیم یه‌ذره خشک دوست داریم نگفتیم بری ام‌دی‌اف وارد کنی.» خواهر با لبخند و چشمک به‌تان می‌فهماند بی‌خیال، خیلی هم خوب بود. درفشانی بعدی متعلق به برادر است: «من اگه بودم بهت یاد می‌دادم نون نرم با خمیر فرق می‌کنه.»
مادر تشر می‌زند: « پس هفته‌ی بعد خودت تشریف می‌بری تا همه‌مون یاد بگیریم.»

حداقل خیال‌تان راحت می‌شود که بربری هفته‌ی آینده افتاد گردن منتقد محترم. به‌عنوان نویسنده متوجه شباهت‌های بی‌شمار نوشتن رمان با خرید نان بربری شده‌اید ولی حالا دغدغه‌ی تازه‌ای دارید: چرا بربری شکم را سیر می‌کند ولی رمان نه؟
خوابگرد، رضا شکراللهی


بازدید : 104 تاریخ : چهارشنبه 20 اسفند 1393 زمان : 18:47 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

جایزه نوبل لایق سازنده اسیدسولفوریک و گوگرد

قیمت گن
نحوه استفاده از پد ضد عرق

جایزه نوبل لایق سازنده اسیدسولفوریک و گوگرد    بفرمایید عناصر شیمیایی!

هر روز خبرهای جدیدی از افتخارآفرینی هم وطنانمان در جای جای کشور به گوش می رسد و از آنجایی که فرصت ما محدود است و جا و مکانمان هم تنگ و فشرده، تنها هفته ای یک بار می توانیم به بررسی موفقیت ها و تپه ها ... ببخشید قله هایی که توسط هموطنان عزیزمان فتح می شود بپردازیم. هفته قبل ماجراهای آب معدنی دماوند و افتخارآفرینی هایی که توسط این عزیزان انجام شده بود را به سمع و نظرتان رساندیم، امروز می خواهیم راجع به آبلیمو صحبت کنیم. در زمینه آبلیمو معاون طرح و برنامه سازمان تعزیرات حکومتی از برخورد با متخلفانی خبر داده که مخلوطی از آب، اسیدسولفوریک و گوگرد را به نام آبلیمو تحویل مردم می دادند. قبل از هرچیز از همکاران عزیزم خواهشمندم آهنگ «قهرمانان، دلاوران، نام آوران» را پخش کنند. بسیار متشکرم.

البته خبر، خبر ناراحت کننده ای است، نه به جهت اسید سولفوریک، به خاطر این که یک بار دیگر نشان می دهد که ما چقدر در کشور استعدادسوزی می کنیم. الان در هر کجای جهان یکی پیدا می شد که با آب و اسیدسولفوریک و گوگرد آبلیمو درست کند جایزه نوبل شیمی بهش تعلق می گرفت و کلی عزت و احترام برایش قائل می شدند.

شما اگر کمی دقیق تر به ابعاد مسإله نگاه کنید متوجه می شوید که کار بزرگی انجام شده است. یعنی دوستان اول کارخانه آبلیموسازی تاسیس کرده اند، بعد یکی شان متوجه قضیه شده و گفته: بچه ها ما که لیمو نداریم! بقیه هم گفته اند اِ اِ اِ ! راست میگه. یعنی در بادی امر از آب لیمو فقط آبش موجود بوده ولی جوانان ما ناامید نشدند. به جایش نشستند فکر کردند، زحمت کشیدند، در آخر توانستند با یک مقدار اسیدسولفوریک و گوگرد به یکباره خود لیمو را تولید کنند.

ملاحظه می فرمایید که «ایرانی می تواند» دیگر تنها یک شعار نیست. از جنبه علمی اگر بخواهیم این موضوع را بررسی کنیم به نتایج مثبت بسیاری می رسیم. یعنی شاید تا دیروز ما زیاد با علم شیمی آشنا نبودیم یا برایمان ملموس نبود ولی امروز به لطف عزیزان و فعالان عرصه صنایع غذایی می توانیم حضور تک تک عناصر جدول مندلیف را در زندگی مان احساس کنیم.

امروز اسیدسولفوریک و گوگرد را به جای آبلیمو می خوریم، فردا می فهمیم این پنیری که صبح ها می خوردیم ترکیب اسید نیتریک و آرسنیک بوده، پس فردا به خانوم می گیم ناهار چی درست کردی؟ با ذوق میگه: همونی که دوست داری! پتاسیم پرمنگنات با قلع! بعد یه نگاه به میز ناهار می اندازیم، میگیم آخی! ژله هم که درست کردی. میگه: نه عزیزم، اون جیوه‌ است. دیگه وقت نکردم برم ژله بخرم. بعد با خوشحالی می نشینیم سر میز ناهار و جمعی از عناصر شیمیایی را تناول می کنیم و در نهایت به عنصر سی و یکم جدول تناوبی «گالیم» می رسیم که انصافا با نیکل و تنگستن خیلی چیز لذیذی می شود. بله ... ایرانی! ایرانی بخر! تا افتخارآفرینی دیگر خدا یار و نگهدارتان.

روزنامه ایران


بازدید : 114 تاریخ : چهارشنبه 20 اسفند 1393 زمان : 18:34 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

این هم خانه میلیاردهای تهرانی + گزارش تصویری

دوربین تاسکو
گن لاغري مردانه

من اتاق خاااکی خودم رو بیشتر از اینا دوست دارم
نه حکایت ، گربه دستش به گوشت نمی... نیست ها ! کلاً راه های خیلی بهتری برای هزینه کردن پول وجود داره ... چجوری برای آدمها اینجور چیزها جالب توجه هست ؟ خونه یک جایی هست که توش احساس آرامش داشته باشی . همین ! میخواد یک قوطی کبریت باشه یا ... اینا ... من حتی هوس داشتن چنین جاهایی تو سرم نیست ، چنین پول هزینه کردنهایی واسه اینجور چیزها احمقانه هست .... من اگر پول داشتم میدوسنتم باید کجا هزینه اش کنم ، آخه اینا دکور ؟ این خونهه ؟ چرا شما اینقدر ماقبل تاریخ هستین ؟
آخه چه میدونید با 100 برابر هزینه کمتر چه چیزهای قشنگی میشه ساخت !
قشنگ معلوم از این آدمها هست که پول و سرازیر کردن سریع آبدوغی ساختن واضحه ........
مشکل شما این هست که از زمان عقب هستید
نه فعلتون ! حتی ذهنتون هم ...
به نظر من خونه بايد طوري باشه كه خانواده همديگه را هر لحظه ببينند معمولن تواين خونه ها دختر خانم تو اطاقش مشغوله گوشي خودشه پسره تواطاقش مشغول كامپيوتر خودشه خانم خونه همش وقت ارايشگاه داره وخياط ومرد خونه همش سرقراره حالا چه قراري بماند پس زندگي تواين خونه جهنمه برادر حسرتشو نخوريد چون صاحبان اين خونه ها حسرت زندگي من وشمارادارن خودتونه عشقه

بازدید : 83 تاریخ : چهارشنبه 20 اسفند 1393 زمان : 18:22 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

ظاهر مدفوع چه اسراری از درونتان را فاش می کند؟

فروش ترازو
پمپ باد

ظاهر مدفوع چه اسراری از درونتان را فاش می کند؟  به گزارش «تابناک با تو»، شاید تا کنون پرسش های زیادی در ذهنتان راجع به مدفوع ایجاد شده است؛ اما نتوانسته اید از کسی آنها را بپرسید. در اینجا پاسخ بسیاری از این پرسش ها را پیدا می کنید.

ظاهر مدفوع چه اسراری از درونتان را فاش می کند؟

مسائل مهمی در مورد مدفوع وجود دارد که به شما کمک می کند راجع به سلامتی بدن خود و اتفاقاتی که در درونتان روی می دهد، بیشتر بدانید:
 
الفبای مدفوع


اجابت مزاج نتیجه تلاش بدن برای دریافت مواد مغذی مورد نیاز از غذایی که خورده اید و دفع بقیه مواد (مواد زاید) است.

اجابت مزاج برای سلامتی اهمیت زیادی دارد چون راهکار طبیعی بدن برای خارج کردن مواد زاید از بدن است. در مورد دفعات دفع، رنگ، شکل و اندازه مدفوع یک قانون کلی وجود دارد که تا زمانی که فرد احساس راحتی می کند، اجابت مزاج طبیعی است. اما اطلاعاتی در مورد فرایند گوارش به شما کمک می کند بفهمید چه زمانی وضعیت شما از حالت طبیعی خارج شده است.

دفعات اجابت مزاج:
عددی به عنوان تعداد نرمال اجابت مزاج وجود ندارد بلکه تعداد متوسط آن مطرح است. به طور متوسط یک یا دو بار در روز اجابت مزاج انجام می شود اما بسیاری از مردم بیشتر و بسیاری کمتر از این مقدار (شاید یک روز در میان) و در موارد نادر یک تا دو بار در هفته اجابت مزاج دارند. تا زمانی که احساس راحتی می کنید لازم نیست زیاد به آن اهمیت بدهید.
 
رنگ:
معمولا به خاطر صفرا که در کبد تولید می شود و برای فرایند گوارش مهم است، مدفوع قهوه ای رنگ می شود. غذایی که می خورید معمولا از زمان بلع سه روز طول می کشد تا دفع شود، اگر دفع مواد زاید زمان کمتری طول بکشد ممکن است رنگ مدفوع سبزتر شود چون سبز یکی از اولین رنگهای رنگین کمان فرایند گوارش است.

رنگ در صورتی که تغییر شدیدی داشته باشد هشدار دهنده است. اگر مدفوع سیاه باشد ممکن است خونریزی داخلی داشته باشید که احتمالا در نتیجه زخم یا شاید سرطان است؛ مدفوعی که به علت خونریزی سیاه شده چسبناک (قیری) بوده و بوی بدی می دهد؛ هرچند مدفوع سیاه هنگام مصرف مکمل ها یا داروهای حاوی آهن یا ساب سالیسیلات بیسموت متداول است.

مدفوعی که رنگ روشن دارد (مانند خاکی) نیز در صورتی که رنگی متفاوت از رنگ همیشگی مدفوع شما داشته باشد ممکن است نشان دهنده وجود مشکل باشد. هرچند مدفوع بسیار روشن، اغلب اتفاق نمی افتد، ممکن است نشان دهنده انسداد جریان صفرا یا بیماری های کبدی باشد.

 
اندازه و شکل:
برخی تصور می کنند اگر اندازه مدفوع به باریکی مداد باشد مشکلی وجود دارد اما تحقیقات اخیر نشان داده است که این باور اشتباه است. اندازه و شکل مدفوع اگر برایتان عادی و طبیعی است، مشکلی ندارد.

بو:
معمولا مدفوع بو می دهد اما بوی بد مدفوع که به مدت یکی دو ساعت در فضای توالت بماند طبیعی است؟ بله. این امر طبیعی است و احتمالا نشانه خوبی است که شکم شما پر از باکتری هایی است که سخت تلاش می کنند تا شما را سالم نگه دارند.

روده ها میلیاردها میلیارد باکتری دارند که فرایند متابولیک و گوارش را تقویت می کنند. همچنین به واسطه آنهاست که مدفوع بو می دهد، این بو نتیجه مستقیم فعالیت باکتریها در دستگاه گوارش است؛ بنابراین، اگر چه بوی خوبی نیست اما برای مدفوع طبیعی است.

مشکلات مدفوع


اگر فرایند اجابت مزاج دچار مشکل شود چه اتفاقی می افتد؟ اولین نشانه آن تغییر برنامه معمول اجابت مزاج  و در نتیجه ناراحتی زیر کمر است.
 
یبوست و اسهال


یبوست زمانی نگرانی ایجاد می کند که معمولا یک تا دو بار در روز اجابت مزاج دارید اما این حالت تغییر کرده است و ممکن است سه روز یا بیشتر از آخرین اجابت مزاج شما گذشته باشد و احساس نفخ، باد شکم و معمولا نا آرامی می کنید. وقتی به توالت می روید، باید به خود فشار بیاورید اما حاصلی ندارد و مدفوعی خارج نمی شود.

یبوست ممکن است علتهای زیادی داشته باشد. ممکن است به علت تغییری در رژیم غذایی مانند کاهش مصرف فیبر باشد یا ننوشیدن آب کافی در روز، کاهش فعالیت فیزیکی و کاهش فرایند سوخت و ساز از جمله گوارش. داروهای خاصی مانند داروهای مسکن و مکملهای آهن نیز ممکن است موجب مشکلات یبوست گردند.  

اگر چه یبوست مجموعه مشکلاتی ایجاد می کند اما اسهال نیز به معنی اشکال در گوارش است. اسهال ممکن است به واسطه نامناسب بودن غذا برای دستگاه گوارش یا ویروس یا باکتری مضر باشد. عامل آن هر چه باشد با شل شدن مدفوع و نا آرامی که مشخصه مهم دیگر اِشکال در دستگاه گوارش است، مشخص می شود.  

اسهال ممکن است به واسطه عوامل متعددی ایجاد شود اما مشکلی که ایجاد می کند این است که اگر بیش از دو تا سه روز طول بکشد، ممکن است موجب مشکلات دیگری برای سلامتی مانند بی آب شدن بدن، گردد. معمولا ظرف یک تا دو روز اسهال یا یبوست برطرف می شود، اگر چنین نشد احتمالا برای بررسی مشکل بهتر است به پزشک مراجعه کنید.

 
خون در مدفوع


یکی از مهمترین نشانه های هشدار دهنده در مورد مدفوع، وجود خون در آن است. وجود خون در مدفوع ممکن است نشانه مشکل مهمی مانند سرطان باشد و باید فورا به پزشک مراجعه کنید حتی اگر فکر می کنید این خون به خاطر هموروئید (بواسیر) یا بریدگی های کوچک در بافت مقعد (مانند شقاق) است که به علت فشار زیاد و یبوست ایجاد شده، باز هم باید به پزشک مراجعه کنید تا مطمئن شوید. اگر بالای 50 سال دارید یا سابقه خانوادگی سرطان کلورکتال دارید، احتمالا کلونوسکپی برایتان تجویز می شود.

علائم هشدار دهنده دیگر که باید زمانی که اجابت مزاج رو به بدتر شدن می رود به آنها دقت کنید تب، درد شکم یا بی آب شدن بدن است. هر یک از این علائم می تواند با مشکل دستگاه گوارش مانند ویروس، آپاندیسیت (التهاب اپاندیس) یا مسمومیت غذایی مرتبط باشد.

 
سلامت دستگاه گوارش

راهکار حفظ سلامت و عملکرد دستگاه گوارش، عبارت است از رژیم غذایی پر فیبر، مقدار زیادی آب و ورزش منظم. معمولا 20 تا 25 گرم فیبر در روز توصیه می شود و در رژیم غذایی سالم این مقدار را می توان دریافت کرد. اگر دفعات اجابت مزاجتان کم است و احساس ناراحتی دارید، اولین راه اصلاح این وضعیت افزایش فیبر از طریق غذا، مکمل  یا هر دوی اینهاست.

غذاهای پرفیبر قدرتمند شامل نان سبوس دار و غلات کامل، سبزیجات و میوه ها و مغزهای گیاهی است. معمولا یک تا دو روز رژیم متمرکز بر فیبر عملکرد دستگاه گوارش شما را تصحیح می کند. دریافت مقدار آب کافی نیز برای عملکرد روده کلیدی است و باید مطمئن شوید مقدار آب کافی مصرف می کنید تا حرکت مدفوع در روده تان را تسهیل کند و به طور منظم مواد زاید را خارج کنند.
ورزش برای حرکات روده شما مفید است و به تحرک روده کمک می کند و اغلب با بهبود فرایندهای گوارشی و سوخت و ساز، یبوست را رفع می کند.

به طور کلی در مورد حرکات روده و اجابت مزاج، ساده ترین مشخصه سالم بودن، طبیعی و عادی بودن آن است و جدا از علائم هشدار دهنده ای که در مورد آن صحبت کردیم، معمولا هر چیزی که از یک سمت وارد بدن می شود با کمترین مشکلی از سمت دیگر خارج می شود.

منبع: webmd
زینب رهامی


بازدید : 77 تاریخ : چهارشنبه 20 اسفند 1393 زمان : 18:13 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

خوش اخلاق ترین و مهربان ترین راننده تاکسی کیست+ عکس

خريد دوربين ديد در شب
خرید اینترنتی پد زیر بغل

با خوش اخلاق ترین راننده تاکسی آشنا شوید + عکس«با لبخند وارد شوید.» جمله‌ای است که مهربان‌ترین راننده تاکسی ایران بر نقاط مختلف خودرواش نوشته است. قانونی که هم خود رعایت می‌کند هم مسافرانش ملزم به انجام آن هستند!هنوز در صندلی تاکسی جای نگرفته بودم که با سوالی عجیب روبه‌رو شدم: «با زبانی غیر از فارسی آشنایی دارید یا خیر؟» و زمانی که فهمید فارسی زبانم، سریع سر صحبت را باز کرد. با او همسفر می‌شوم و خیلی زود دلیل سوالش را می‌فهمم. آقای دهباشی با هر یک از مسافران تاکسی‌اش به زبان خودشان صحبت می‌کند؛ حتی اگر این مسافر توریست خارجی باشد! «مهربان‌ترین راننده تاکسی ایران»، پیرمردی آرام و خنده‌روست که سرعت حرف زدنش گاه از سرعت پردازش مغز من هم سریع‌تر  می‌شود؛ به خصوص وقتی بخواهد آذری، آلمانی، انگلیسی، فرانسوی یا عربی صحبت کند!

 روحیه‌ام با کاسبی جور درنیامد


متولد سال ۱۳۲۲ در شهر خامنه  است. مثل اکثر آدم‌ها در دوران کودکی فکر نمی‌کرد که روزی راننده تاکسی شود. کارش را با کاسبی آغاز می‌کند و به پشت میز نشینی هم می‌رسد؛ اما آن را رها می‌کند؛ چون به عقیده خودش با روحیه صادقانه او جور درنمی‌آمدند. از دانشگاه هم که ناامید می‌شود، بالاجبار تاکسی می‌خرد تا به جای دانشجوی دانشگاه، دانشجوی جامعه شود: «الان ۴۷ سال است که دانشجوی این دانشگاه هستم. مسافران را برای خودم استاد دانشگاه می‌دانم و رشته‌ای را هم انتخاب کردم که در هیچ دانشگاهی تدریس نمی‌شود. رشته من نوع‌دوستی و عشق و صلح و محبت نسبت به همنوع خود به‌علاوه گفتاردرمانی، کرداردرمانی و رفتاردرمانی است که اخیرا نیرودرمانی و تاکسی درمانی هم به آن اضافه شده است.» حالا پس از حدود نیم‌قرن آنقدر دلبسته این تاکسی و مسافرهایش شده که پیشنهادهای شغلی دیگر را قبول نمی‌کند؛ حتی اگر پردرآمدتر باشد.

حاضرم با بنز هم مسافرکشی کنم


از شروع کارش تا به الان ۶-۷ تایی ماشین عوض کرده است: «اولین تاکسی من بنز ۱۸۰ بود، بعد پیکان مدل ۴۶، ۵۰، ۵۶و ۶۰، بعد از آن یک رنو ۲۱ گرفتم و حالا هم سمند دارم. بعد از این هم اگر تاکسی‌رانی اعلام کند بنز الگانس می‌دهد، حاضرم مسافرانم را با بنز جابه‌جا کنم.» در روز ۶-۵ تایی هم مسافر مجانی دارد که خودش می‌گوید به او انرژی فوق العاده‌ای می‌دهند: «مسافران مجانی من شامل افرادی می‌شوند که یا مسیر را اشتباهی ایستاده‌اند یا مسافرانی که در مسیر برگشت به خانه با آن‌ها برخورد می‌کنم یا مسافری که کیف پولش همراهش نباشد که نه تنها از او پول نمی‌گیرم که پول برگشتش را هم به او می‌دهم که مشکلی برایش به وجود نیاید.»
به او می‌گویم که ما گاهی راننده تاکسی‌ها را آدم‌هایی عبوس و بداخلاق می‌شناسیم که بیشتر این بداخلاقی‌ها به ترافیک و شلوغی‌های این شغل برمی‌گردد. حرفم را تایید می‌کند: «با دلشوره التهاب و یاس و نامیدی می‌دانم مشکل من حل نمی‌شود و اگر بخواهم عصبانی شوم، ۱۲ ساعت کار من ۶ ساعت می‌شود. پس سعی می‌کنم آرامش خودم را در هر حالتی حفظ کنم.»

راننده‌‌ای چندزبانه

با زبان‌های خارجی هم آشنایی دارد. سه ماه در آلمان اقامت داشته و زبان آلمانی را بلد است. ۱۰ ترم هم زبان انگلیسی خوانده و با وقوع انقلاب به یادگیری زبان عربی هم پرداخته است: «عربی را فقط سه ترم خواندم؛ البته چند سوره قرآن را حفظم که فکر کنم این هم جزو عربی به حساب بیاید.» از هر مسافری که سوار تاکسی‌اش می‌شود، بعد از سلام و احوالپرسی از زبانش سوال می‌کند. با مسافر آذری‌اش شوخی می‌کند! به زبان گیلکی قربان صدقه مسافر شمالی می‌رود و مسافر شیرازی‌اش را «کاکو» خطاب می‌کند. او حتی با مسافران خارجی هم‌کلام می‌شود: «مسافری داشتم که از هلند آمده بود و به قول خودش خاطرخواه من شده بود! مستر لوئیس در مدت یک هفته‌ای که در هتل بود، فقط  با من در تهران جابه‌جا شود.» رابطه‌اش با این مسافران خارجی آنقدر خوب است که حتی یک بار میزبانی آن‌ها را هم بر عهده گرفته است: «این اتفاق متعلق به قبل انقلاب است. آن موقع مسافری فرانسوی داشتم. سه چهار تا هتل او را بردم. اما او گفت: verry verry expensive من هم به او گفتم: cheapاش را هم داریم. تعجب کرد و پرسید: کجا؟ او را به همراه هسر و فرزندانش، پیتر و نیکولا به خانه خود بردم و یک هفته مهمان من بودند. موقع رفتن به من گفت ما در کشورمان چنین رسمی نداریم؛ اما اگر شما بیایید you are my guests!».

چرا مهربان‌‌ترین راننده تاکسی شدم؟

از او می‌پرسم که چرا مهربان‌ترین راننده تاکسی نام گرفته و او با لبخند همیشگی‌اش می‌گوید: «ابتدا که هر مسافری سوار می‌شود، به او سلام و روز بخیر می‌گویم و بعد متناسب با شخصیت هر کس با او برخورد می‌کنم. اگر سامسونت داشته باشد، به او می‌گویم آقای مهندس و اگر کت و شلواری باشد، آقای دکتر! مثلا خانم ۹۰-۸۰ ساله با عصا می‌خواهد وارد تاکسی شود. تا در را باز می‌کند، به او می‌گویم: «سلام دخترخانم روز شما بخیر، به به چه روز خوبی ، چه هوای خوبی و... » همین فرد قبل از اینکه بالا بیاید، انرژی مثبت را می‌گیرد و این تجربه من باعث شده که نمره من هم در جامعه‎‌شناسی هم در روانشناسی بشود ۲۰!»
تا به حال نشده است که با مسافری بد برخورد کند: «هیچ موقع هم با مسافرانم برخورد خصمانه نداشته‌ام و نخواهم داشت و طوری با آ‌نها رفتار می‌کنم که انرژی مثبت را به آن‌ها انتقال بدهم. البته شده مسافری را سوار کرده‌ام و از اول تا آخر هم با او هیچ صحبتی نکرده‌ام؛ چون می‌بینم دوست ندارد؛ پس ساکت می‌نشینم تا او را به مقصد برسانم.» با مسافران خود آنقدر خوش‌وبش می‌کند که برخی از آن‌‌ها از شدت خنده قهقهه می‌زنند و بالاخره سال۷۱ خبرنگاری مسافر او می‌شود و لقب مهربانترین راننده تاکسی ایران را به او می‌دهد. لقبی که تمام مسافرانش آن را تایید می‌کنند. آوازه مهربانی‌های این راننده به گوش سازمان تاکسی‌رانی هم می‌رسد تا در سال ۷۲، ۸۲ و ۸۳ به عنوان بهترين راننده تاكسي انتخاب شود و سال ۸۰ نيز به عنوان شهروند نمونه شناخته شود: «چهار سكه بهار آزادي جايزه گرفتم كه همه را به همسرم هديه كردم. چون من خودم طلا هستم و نیازی به طلا ندارم!»

در خانه هم خوش‌اخلاقم

برای خود اصولی دارد و آنقدر مقید به انجام این قوانین شخصی است که همه بندهای آن را از حفظ است و با سرعتی عجیب و غریب و بدون هیچ مکثی تمام آن‌ها را ردیف می‌کند: «من به خاطر آرامش خودم هیچ موقع برخورد خصمانه با هیچکس ندارم؛ حتی با خانم و بچه‌ها. تفاهمم که نباشد (که الان خوشبختانه در هیچ خانه‌ای نیست ) و در خانه ما هم نیست، باز من مشکل ندارم. تمام مشکلاتم را با گذشت، صبر، شکیبایی، سکوت و خردمندی و خویشتنداری حل کردم. چهل سال پیش برای خودم قوانینی نوشتم و سعی کردم که به نوشته‌های خودم جامه عمل بپوشانم؛ هر انسانی می‌تواند با این موارد به آرامش برسد: «خودشناسی، خودسازی، روشن‌بینی، درک واقعیت‌ها و پذیرفتن آن‌ها، از هر کس به اندازه سواد یا شعورش انتظار داشتن، راضی به رضای خدا بودن، قانع بودن، خودخواهی را کنار گذاشتن، گذشت، آب درمانی، شبی ده دقیقه هم امور روزانه را مرور کردن و به اشتباهات خود پی بردن و دونه دونه آن‌ها را کنار گذاشتن به اضافه سکوت» که سکوت واقعا طلاست که البته در جای خود باید استفاده شود.»

دلیل اصلی خوش‌اخلاقیم همسرم است!


در خانه هم مهربان است و در کارهای خانه همسرش را تنها نمی‌گذارد: «تازه وقتی برسم خانه، کمک خانم هستم. ظرف شستن، تی کشیدن، گردگیری، چایی ریختن، جواب دادن به آیفون و جمع کردن سفره به عهده من است. در شستن لباس‌ها هم کمک می‌کنم. لباس‌های دستی مال من است و ماشینی‌ها مال اون بنده خدا! تازه ایشان فقط پودر را می‌ریزد و روشن می‌کنند. وقتی تمام می‌شود می‌گوید: «الهی پیش‌مرگت شوم. ابراهیم جان برو لباس‌ها را پهن کن.» من هم می‌گویم چشم؛ ولی تا کردن و اتو کردنش با ایشان است.»
می‌گوید دلیل خوش‌اخلاق شدنش همسرش است: «ایشان چند تا حسن داشتند که باعث شدند، من خوش‌اخلاق بشوم. یکی بی‌انصافی و دیگری بداخلاقی! و تنها کسی که می‌تواند من را عصبانی کند، ایشان است؛ اما همیشه من کوتاه می‌آیم. و وقتی به او هشدار می‌دهم که ممکن است همسرش هم این مطلب را بخواند، می‌گوید: «عیبی ندارد خودش هم می‌داند. حقیقت تلخ است؛ اما میوه آن شیرین است.»

اعضای بدن «علی جونم» را اهدا کردم


از رابطه‌اش با فرزندانش که می‌پرسم، می‌گوید، چهار فرزند دارد: «سه تا دختر گل دارم و دو تا داماد دکتر. یک ته‌تغاری مهندس عمران هم دارم. این هم خواستگار مهندس دارد؛ اما قبول نمی‌کند. فکر کنم او هم منتظر خواستگار دکتر است!» آقای دهباشی پسر هم داشته که الان ده سالی می‌شود که او را در تصادف از دست داده است. مهربانی این راننده تاکسی اینجا هم خود را نشان می‌دهد. او پس از مرگ مغزی فرزندش، اعضای او را اهدا می‌کند. آنقدر دلبسته  این فرزندش بوده که همیشه او را «علی جون» یا «علی اقا» صدا می‌کرده است. تعبیرش از مرگ فرزندش، تولد دوباره است و همین تعبیر زیبا باعث نشده که اینجا هم کار به عصبانیت و گلایه نکشد.

۳۶ دفتر یادگاری از مردم دارم


مسافران برای او یادگاری هم نوشته‌اند. گرچه او هیچ‌موقع از آن‌ها برای نوشتن آن‌ها درخواست نکرده است: «من از مسافرانم نمی‌خواهم برایم یادگاری بنویسند. فقط دفترم را می‌دهم که تماشا کنند و خود آن‌ها به من می‌گویند به ما خودکار بدهید و تازه آن موقع می‌گویم: «چه رنگی!؟» بلافاصله سایه‌بان ماشین را پایین می‌دهد تا خودکارهای رنگی‌اش را نشان من و بقیه مسافران بدهد و الان سی‌وششمین دفتر یادگاری‌اش هم به برگ‌های آخر خود رسیده است. چند سال پیش وقتی بازخورد مثبت مسافرانش را می‌بیند، فعالیت مجازی‌اش را هم آغاز می‌کند و الان وبلاگی دارد که که آدرسش را موقع خداحافظی به همه مسافران می‌دهد. بزرگترین رمز این مهربانی و محبوب بودنش را آرامش می‌داند. تعبیر شاعرانه‌ای هم دارد برای این آرامشش: «یک بادبادک که پرواز می‌کند، نخی به آن وصل است. اگر این نخ محکم باشد، هر چند کیلومتر هم که برود، پاره نمی‌شود. اگر این نخ نازک باشد، یک کیلومتر هم که برود، پاره می‌شود. ایمان هم به همین صورت است. هر چقدر این ایمان قوی‌تر و محکم‌تر باشد، تحمل مشکلات و آرامش هم بیشتر خواهد شد.»

آنقدر تندتند صحبت می‌کند که مصاحبه‌مان زود به آخر خود می‌رسد. این سرعت حرف‌زدنش اواخر مصاحبه بیشتر هم می‌شود. دلیلش را که می‌پرسم با خنده به ساعت اشاره می‌کند و می‌گوید: «اگر دیر کنم، خانمم به من افطار نمی‌دهد و فقط به شستن ظرف‌ها می‌رسم!»
مجله مهر

بازدید : 123 تاریخ : چهارشنبه 20 اسفند 1393 زمان : 17:52 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

کدام چهره های مشهور ناگهان مشهور شدند؟!

فندکي ماشين
چراغ قوه پلیس

امیر مهدی ژوله و علی مسعودی که تا همین چند وقت قبل، صرفا به عنوان نویسنده فعالیت می کردند، در یک ماه اخیر به واسطه رقابت خنداننده برتر، به چهره های محبوب تلویزیون بدل شدند.

به بهانه رقابت میان امیر مهدی ژوله و علی مسعودی، جنجال زیادی میان مخاطب برنامه «خندوانه» به پا شده بود؛ دو نویسنده ای که شاید تا همین چند ماه قبل، هیچ کس تصویری از آنها هم ندیده بود.

شهرت ناگهانی این دو نویسنده و جلب آرای میلیونی آن هم در عرض چند ماه، اتفاق عجیبی است. اینکه بعد از این رقابت و کلا بعد از پایان «خندوانه» چه اتفاقی در انتظار آنهاست، معلوم نیست. احتمالا مجددا به عرصه اصلی شان یعنی نویسندگی برمی گردند و شاید بعد از مدتی هم فراموش شوند.

در همین چند سال اخیر افراد مختلفی بودند که صرفا به خاطر حضور در یک برنامه خاص، مشهور شدند. بعضی ها شهرت شان ادامه پیدا کرده و بعضی دیگر چند وقت بعد به همان نقطه اول برگشتند و این شهرت کار خاصی برای شان انجام نداد. در این گزارش مروری داریم بر هشت فردی که به این شیوه به شهرت رسیدند.

امیر مهدی ژوله

* موقعیت قبلی: سالیان سال به عنوان روزنامه نگار و نویسنده در مطبوعات فعالیت می کرد اما از سال 81 به عنوان یکی از نویسنده ها به تیم مدیری وارد شد و از آن به بعد فیلمنامه نویس تمام سریال های او بود.

* چطور معروف شدند: ژوله را می توان مصداق کامل یک شبه مشهور شدن دانست. او سال ها به عنوان نویسنده فعالیت می کرد اما کمتر مخاطب تلویزیونی، چهره اش را می شناخت. اولین حضور او جلوی دوربین، در برنامه خندوانه اتفاق افتاد.

او اولین استندآپ کمدی اش را با موضوع بیماری اش اجرا کرد و تا حدی بین مردم شناخته شد اما اولین اجرای رقابت خنداننده برتر، از او یک چهره کاملا معروف ساخت. او بدون کمترین مشکلی، در دور اول رقیبش را جا گذاشت و به مرحله دوم رسید. در این مدت آنقدر محبوب شد که حتی در دوره دوم توانست امین حیایی، سوپراستار معروف را ببرد. در واقع می شود گفت که او یک ماهه به چنین شهرتی دست پیدا کرد.

* بعد از شهرت: هنوز به مرحله بعد از شهرت نرسیده. او این روزها اوج محبوبیت اش را می گذراند. تعداد فالوئرهای اینستاگرامش به 149 هزار نفر رسیده و هر کدام از پست هایش حدودا 30 هزار لایک می خورد.

علی مسعودی


* موقعیت قبلی: مسعودی کارش را با نوشتن چند آیتم از برنامه ساعت خوش در سال 1374 شروع کرد و در طول این سال ها، داستان و فیلمنامه سریال هایغی چون کوچه اقاقیا، سریال سه در چهار و ... را نوشته است.

* چطور معروف شدند: مسعودی هرگز فکرش را نمی کرد که با خندوانه شهرتی فراگیر نصیبش شود. او سال پیش در چند برنامه، استندآپ اجرا کرد اما چهره ناآشنا و نوع اجرایش چنگی به دل نمی زد.

در سری دوم خندوانه اما کارش گرفت و خاطراتش از دوران زندگی به مذاق عده ای خوش آمد. لیگ انتخاب خنداننده برتر اوج خوشبختی مسعودی است. او در شب هایی که بیننده خندوانه دو چندان شده، توان خود در خنداندن را به رخ کشید و در دو مرحله پیروزی قاطع به دست آورد. در رقابت با ژوله اگرچه شکست خورد اما اختلاف کم آرا نشان می دهد او به اندازه کافی محبوب شد؛ به ویژه آن که اجرای آخرش ضعیف و دور از انتظار بود.

* بعد از شهرت: برای پی بردن به شهرت علی مسعودی، تصاویر خندوانه شاهد خوبی است. او در طول مسیر که سوار بر ماشین مخصوص به سمت استودیوی ضبط برنامه می آمد، بارها با واکنش مردم مواجه می شد که اسمش را صدا می زدند.

مسعود فراستی


* موقعیت قبلی: فراستی برای اهالی سینما و خبرنگاران این حوزه نامی آشنا است. او همیشه به شیوه خاص خود در نشریاتی مثل سروش، سوره، نقد سینما و ... نقد و یادداشت می نوشت. در حوزه تالیف هم چند کتاب سینمایی دارد. فراستی سابقه حضور در تلویزیون را هم داشت که به هفت رسید.

* چطور معروف شدند: سال 89 برنامه هفت روی آنتن رفت. از قسمت سوم مسعود فراستی منتقد ثابت برنامه شد و به مرور شیوه خاص خود در نقد آثار سینمایی را به کار بست. فراستی با ادبیات گزنده و گاه بی رحمانه کارگردان و فیلمش را گوشه رینگ می فرستد و موارد بی شماری از عیوب فیلم را جلوی چشم او می گذارد. این روش با انتقاد خیلی از کارگردان ها و البته منتقدان مواجه بو اما مخاطبان عادی «بدمن» هفت را دوست داشتند و معتقد بودند جدال او با فیلمسازان، برنامه را جان می دهد.

* بعد از شهرت: بعد از جدایی جیرانی از هفت، مدتی با گبرلو همکاری کرد اما به مرور کنار رفت. با این حال هفت باعث گسترش دایره شهرت فراستی شد و خیلی از مخاطبان غیرسینمایی هم با کاراکتر او آشنا شدند. این را می توان پس از حضورش در خندوانه متوجه شد. فراستی با هفت بهروز افخمی بار دیگر به تلویزیون بازگشته و همزمان یک شغل غیرسینمایی هم دارد.

محمد بحرانی


* موقعیت قبلی: در دوره دانشجویی خیلی زود جذب کارهای عروسکی شد اما شاید در مخیله اش نمی گنجید که به واسطه عروسک ها مشهور شود و نه رشته تحصیلی اش یعنی بازیگری.

محمد بحرانی از سال 80 به تلویزیون آمد و در مجموعه هایی مثل «استاد همه چی دون» و «با ما کاش باشی» صداپیشگی را تجربه کرد. نیمه دوم سال 80 توسط ایرج طهماسب برای بازی در «رفیق بد» انتخاب شد و همین سرآغاز شهرت او بود؛ نه با «رفیق بد» که با صداپیشگی در مجموعه «کلاه قرمزی». او صداپیشه ببعی و بعد هم آقوی همساده شد و توانست استعدادش را به رخ بکشد.

* چطور معروف شدند: صداپیشگی جناب خان اوج شهرت بحرانی است. این کاراکتر در خندوانه حضور مستمری دارد و بیش از شخصیت محبوبی مثل آقوی همساده فرصت عرض اندام پیدا کرده. او با کلیپی که برای تیم ملی والیبال اجرا کرد بیش از پیش برای مخاطبان محبوب شد.

* بعد از شهرت: حالا برچسب جناب خان روی پیشانی محمد بحرانی مانده و بعید است به این زودی او را رها کند. شهرت بحرانی به واسطه صداپیشگی است و این که تصور کنیم چهره اش در بازیگری همین قدر محبوب و خواستنی باشد، بعید است.

پژمان جمشیدی


* موقعیت قبلی: مورد پژمان جمشیدی عجیب است. او یک عمر در زمین توپ زد ولی محبوبیتش از سکوی استادیوم ها فراتر نرفت. حتی در میان پرسپولیسی ها محبوبیت زیادی به دست نیاورد و کمتر کسی از رفتنش دلتنگ شد. البته که توقع نیست همه فوتبالیست ها محبوب یا مشهور شوند ولی این که نام جمشیدی به واسطه یک سریال اینطور سر زبان ها بیفتد، در نوع خود جالب است.

* چطور معروف شدند: جمشیدی سال 92 با سریال پژمان خیلی ها را با پرسش مواجه کرد که او کیست و کجا بوده؟ آنها که جمشیدی را می شناختند از بازی خوبش متعجب شدند و گفتند چرا او از همان ابتدا سراغ بازیگری نرفته.

* بعد از شهرت: تصور می شد همه توان جمشیدی در سریال پژمان تمام شده اما خیلی زود به یک پیشنهاد تئاتری پاسخ داد تا هم توان بازیگری اش را به رخ بکشد و هم اعتماد به نفسش را.
در نمایش «بادی که تو را خشک کرد، مرا برد» بار دیگر مخاطبان را غافلگیر کرد. جمشیدی بعد از آن، 5 تئاتر دیگر بازی کرد تا حالا نام خود را به عنوان یک بازیگر حرفه ای تثبیت کند. سال پیش با دومین سریالش یعنی سال های ابری نقشی جدی تجربه کرد و ور دیگر از خود نشان داد.

مهراب قاسمخانی


* موقعیت قبلی: مهراب قاسمخانی سالیان سال است که به عنوان فیلمنامه نویس در سینما و تلویزیون فعالیت می کند. زمان «پاورچین» گهگاه تصویرش در پشت صحنه سریال دیده می شد. از یک جایی به بعد در کنار شقایق دهقان به عنوان میهمان در بسیاری از ویژه برنامه ها حاضر می شد و در برنامه «گپ» رامبد جوان هم حضور ویژه ای داشت.

* چطور معروف شدند: شیوه شهرت قاسمخانی یک مقدار با سایرین فرق می کند. همانطور که نوشتیم، او یک مقدار فراتر از نویسنده معمولی بود و مردم تا حدی با چهره اش آشنایی داشتند اما علت اصلی شهرت ناگهانی اش، حضور در برنامه تلویزیونی نبود.

او همزمان با حواشی مستند برزیل به کارگردانی جواد هاشمی، یکمرتبه به شهرت فراوانی دست پیدا کرد. بعد از این قضیه بود که تعداد فالوئرهایش به طرز عجیبی بالا رفت. با این که این مستند بعد از دو قسمت، دیگر هیچ وقت توزیع نشد اما حواشی آن خیلی خوب در ذهن مردم ماند.

* بعد از شهرت: او حالا یکی از پرفالوئرترین صفحات اینستاگرام را دارد. 612 هزار نفر او را فالو کرده اند. هر کدام از پست هایش به طور متوسط، 30 هزار لایک می خورد. پست هایش بازخوردهای فراوان دارد و گهگاه جریان سازند.

سامان گوران


* موقعیت قبلی: تا قبل از بازی در «خنده بازار» به طور حرفه ای فعالیت نمی کرد و شهرت خاصی نداشت.

* چطور معروف شدند: با تقلید از چهره هایی مثل علی دایی، عادل فردوسی پور، رضا صادقی، مهدی فخیم زاده، مهران مدیری و ... در «خنده بازار» یکمرتبه به شهرت رسید. «خنده بازار» برنامه جذابی نبود اما استثنائا آیتم گوران با استقبال زیادی از سوی مردم روبرو شد.

این تقلیدها اعتراضهای زیادی به همراه داشت و نهایتا باعث شد گوران به شهرتی ناگهانی دست پیدا کند تا جایی که سایر عوامل برنامه معتقد بودند او ادعای برتری می کند و معتقد است مخاطبان به خاطر او برنامه را تماشا می کنند. این حواشی باعث شد تا در فصل سوم «خنده بازار» از جمع آنها خارج شود و دیگر هیچ وقت کنار این گروه قرار نگیرد.

* بعد از شهرت: تنها حرکت مثبت و رو به جلوی او بازی در سریال «میلیاردر» بود. بعد از آن خبری از او در سریال های دیگر نشد و مجددا به سمت و سوی تقلید صدا از این و آن رفت. این برنامه ها گهگاه از تلویزیون هم پخش می شدند اما دیگر جذابیت قبل را نداشتند. او در حال حاضر 41 هزار فالوئر در اینستاگرام دارد اما دیگر در اوج شهرت نیست و گهاه کنار کنسرت های برخی خواننده ها اجرا می کند.

امیر علی نبویان


* موقعیت قبلی: موقعیت چندان خاصی نداشته. کلاس های بازیگری می رفته و گهگاه هم بازی می کرده. جسته و گریخته داستان هایی هم می نوشته.

* چطور معروف شدند: با آیتم «قصه های امیر علی» برنامه «رادیو هفت» مطرح شد. اوایل مثل بقیه می آمد و قصه می خواند اما کم کم قصه هایش بین مخاطبان رنگ و بوی دیگری پیدا کرد. مایه های طنزی که داخل نوشته هایش بود عامل اصلی موفقیت اش شد.

از یک جا به بعد گهگاه به عنوان مجری هم ظاهر می شد یا در ویژه برنامه ها به عنوان یکی از عوامل اصلی به میدان می آمد تا جایی که به یکی از مهره های اصلی برنامه بدل شد و مخاطبان درخواست می کردند که میزان حضورش در برنامه بیشتر شود.

* بعد از شهرت: کم کم داستان هایش را به صورت کتاب منتشر کرد و از سوی برخی کارگردان ها هم پیشنهاد بازی گرفت. در سریال «نوشدارو» به عنوان یکی از بازیگران اصلی جلوی دوربین رفت و در برنامه «مژه» شبکه نسیم هم ضابطیان او را به عنوان مجری انتخاب کرد. حالا در برنامه «صدبرگ» هم یکی از مجریان اصلی برنامه است و هفته ای یک بار برنامه با اجرای او روی آنتن می رود. او در اینستاگرام 34 هزار فالوئر دارد.

روزنامه هفت صبح

سلام امير مهدي ‍ژوله بخاطر خلاقيت و هنرش مورد استقبال مردم قرار گرفت؟؟؟ از كدوم هنر و خلاقيت حرف مي زنيد كاش برنامه خندوانه رو مي ديديد امين حيايي بخاطر جويي كه اصلاح طلبان درس كردند و برنامه خوب خندوانه رو با سياست آلوده كردند و اصلاح طلبان و آقاي ابطحي جوي را بر عليه امين حيايي بخاطر بازي در فيلم قلاده هاي طلا راه انداختند و امير مهدي رو به نوعي كانديداي اصلاح طلبان در برنامه خندوانه معرفي كردند و گرنه اگر اجراي ايشون رو ميديد استرس و اضطراب از سر و روش مي باريد يكم دقت بد نيست ها
با سلام.با خوندن نظرات ميفهمى مردم ما تا چه حد نمک نشناسن.اينا ادمايين که ساعت هاى شادى رو براى ما ساختن.حالا ممکنه حوزه شهرت بعضىاشون محدود تر باشه اما بحرانى و جمشىدى جزو محبوبترىن هنرمندا هستن که شهرت و محبوبىت رو رو با هم دارن البته احتمالا بجز ءقاى فراستى که بايد نقش بدمن رو در هفت بازى کنه.ارزو مىکنم همىشه در همين جايگاه باقى بمانند حداقل بخاطر خودم.فکر نميکنم دىگه به جاىگاه پيش از شهرتشون برگردند مگر اینکه کم کارى کنند.
چطور شما به اینا میگین مشهور؟؟؟مشهور یعنی اینکه حداقل 80درصد مردم طرف رو بشناسند والا ما یکی از اینا رو نمی شناسیم اونایی که ناگهان آوازه انداختند و یک شب ره صد ساله رفتن مث بنیامین بهادر ی!!وقتی اولین آلبومش اومد تو هر کوچه و بازاری,تاکسی رستوران و هرجایی می شنیدی ترانه هاشو کاغذ قیچی نمیخوام نمی خوام!حالا فهمیدین کیا ناگهان مشهور شدن؟

بازدید : 70 تاریخ : چهارشنبه 20 اسفند 1393 زمان : 17:40 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

اظهارات درویش درباره آنچه بر او و رستاخیز گذشت

جدیدترین دستگاه طراحی ناخن
دوربينهاي ديد در شب

احمدرضا درویش با تاکید بر اینکه مسائل فیلم رستاخیز «جناحی و خطی» و دچار «مداخلات سیاسی» بوده است، گفت: سازندگان فیلم «رستاخیز» در مسائل شرعی، قانونی و عرفی همه‌ی جوانب را رعایت کرده‌ و بر اساس اصول حرکت کرده‌اند و آنچه به وجود آمده، قطعاً بر اساس حکمتی است و حل خواهد شد.


کارگردان فیلم رستاخیز با حضور در برنامه‌ «شهرفرنگ» تلویزیون درباره‌ی حاشیه‌های فیلم «رستاخیز» و مسائل سینمای ایران سخن گفت و بیان کرد تا زمانی که هویت‌اش گروگان است و به‌ ناحق حبس شده، به خود اجازه نمی‌دهد دست به کار دیگری بزند. مشروح این گفت‌و‌گو در ذیل می‌آید.

    نخستین روز ماه محرم برای شما بیش از هرچیز یادآور چیست؟

این روز، روز بزرگی است. روز مجموعه‌ی داشته‌ها، هویت و میراث عمیق فرهنگی یک ملت و یک امت است. محرم با نام حسین(ع) شناخته می‌شود و حسین(ع) با محرم. شروع محرم همه‌ی شیفتگان اباعبدالله را به زمینه‌های معرفتی از جمله آزادگی، کرامت انسانی و آگاهی متمرکز می‌کند و مخاطب سکوت می‌کند تا بیشتر بشنود و بیشتر بفهمد.

    این حرف شما یادآور حرفی است که بعد از اتفاقات فیلم «رستاخیز» زدید. شما گفتید که پشت این اتفاقات حکمتی است و بر اساس آن حکمت در این مدت سکوت کردید. به نظر شما چه حکمتی پشت این قضایاست؟

ساخته شدن این فیلم بر مبنای حکمتی بوده است. من و باقی دست‌اندرکاران این فیلم معتقدیم که ما متکی بر نیرویی که متعلق به ساحت مقدس سیدالشهداست موفق شدیم جزو خدمتگزاران این فیلم باشیم. فکر می‌کنم هرکاری که در حوزه‌ی هنر و فرهنگ و هویت عاشورایی صورت می‌گیرد، حتماً حکمتی دارد؛ مثل خود واقعه. حتماً در آن سختی هم وجود دارد که البته سیلی آن هم نوازش است. قطعاً این حکمت خیر است و مصلحتی است که برکاتش نصیب فرهنگ و هنر کشور خواهد شد.

    در جایی گفته بودید که ماجرا درست مدیریت نشده است؛ توقع داشتید این قضیه چطور مدیریت شود؟

منظور من ماجراهای بعد از نمایش «رستاخیز» بود. مهم‌ترین مسئله این است که «رستاخیز» ساخته شده است. خود این دست‌آوردی بزرگ برای سینما و فرهنگ ایران است. تلاش 10- 11 ساله‌ای که توسط بخش وسیعی از نیروهای انسانی معتقد صورت گرفته به بار نشسته است؛ حال اینکه در ارتباط با مخاطب با مشکل مواجه شده، قطعاً بر اساس حکمتی است و حل خواهد شد.

سازندگان «رستاخیز» در مسائل شرعی و قانونی و عرفی همه‌ جوانب را رعایت کرده‌ و بر اساس اصول حرکت کرده‌اند؛ اصولی که در شأن مضمون و موضوع اثر باشد؛ بنابراین در حوزه‌ مدیریت دولتی می‌شد کمی با همگرایی بیشتری عمل کرد. خود من تا لحظه‌ تصمیم‌گیری برای پایین آوردن فیلم از پرده توسط دولت، در جریان کار نبودم و این نکته‌ی مهمی است. چطور می‌شود در عرصه‌ی فرهنگ، تصمیمی شتابزده در مورد اثری که دارای مجوز است و بنابر تأیید مقامات عالی رتبه‌ی فرهنگی کشور تمام مجوزهای شرعی و قانونی را دارد، گرفته شود و مؤلف اثر اصلاً در جریان نباشد؟!

ماجراهایی که در حواشی این فیلم اتفاق افتاد فقط یک اتفاق نیست و متکی بر یک رویکرد فرهنگی نزد مدیران ارشد فرهنگی کشور است. این رویکرد را باید واکاوی کرد تا در آینده مورد عبرت قرار بگیرد و تکرار نشود یا درست هدایت شود.


من در طول بیشتر از سه ماهی که از این اتفاق می‌گذرد، سکوت کردم. این اولین حضور رسانه‌ای من است و من همینجا از صدا و سیما تشکر می‌کنم. اتفاق مهمی در حوزه‌ی سینما افتاده که بازتاب‌های داخلی و خارجی داشته است و کار خوبی که رسانه‌ی ملی کرده این که نسبت به این اتفاق واکنش نشان داده است. از این بابت که رسانه‌ی ملی با هوشیاری نسبت به این موضوع فرهنگی حساسیت نشان می‌دهد و به فضای گفت‌وگوی اجتماعی دامن می‌زند. همینطور از همه کسانی که نسبت به این ماجرا دغدغه دارند و واکنش نشان می‌دهند تشکر می‌کنم.

    برداشت شما از مدیریت صحیح این است که این جریان تبدیل به یک گفت‌وگو شود؟

دقیقاً. تا دو ماه بعد از پایین کشیدن فیلم از اکران، وزیر محترم فرهنگ و سخنگوی وزارتخانه از طریق مطبوعات حرف‌شان را می‌زدند و ما هم سکوت کرده بودیم. در عرصه‌ فرهنگ این فضای مناسبی نیست. البته اخیراً وضع بهتر شده و گفت‌وگوهای بیشتری صورت گرفته است. کمیته‌ای هم توسط وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در درون وزارتخانه تشکیل شده است که این ماجرا را بررسی و راه‌های برون‌رفت از آن را پیدا کند.

    اگر خودتان را در مقام یک مسئول سینمایی قرار دهید، چه واکنشی به چنین اتفاقی نشان می‌دادید؟

باید دید این قضیه در کلیّت کشور چه منظومه‌ای دارد. در هر زمینه‌ای که بخواهید اثری تولید کنید و منافع ملی را با تولیدتان درگیر کنید، باید از جایی مجوز داشته باشید تا کارتان منطبق بر قوانین و استانداردهای تعریف شده‌ باشد. در حوزه‌ی فرهنگ هم وزارت ارشاد برای این منظور تعریف شده است. فرهنگ در مقایسه با دیگر فعالیت‌های عمومی قدری مورد غفلت و بی‌توجهی است و مظلوم واقع شده است. در عین حال نسبت به آن حساسیت هم وجود دارد.

با وجود تغییراتی که در همه‌ عرصه‌ها در دو سال گذشته شاهد بوده‌ایم، به نظر می‌رسد در شرایط فعلی حوزه‌ی فرهنگ دغدغه‌ اصلی مسئولان دولتی نیست. به همین دلیل فضای شکننده‌ای به وجود آمده و شاهد آن هستیم که در همه‌ حوزه‌ها مانند موسیقی، تئاتر، هنرهای تجسمی و ... مطالبات و آرزوهای زیادی وجود دارد و از سویی امکانات هم کم است. نوعی آمیختگی هم هست و در برخی موارد مداخلات سیاسی بسیار بسیار تأثیرگذار است. ورود مسائل جناحی و خطی در حوزه‌ی فرهنگ آفتی بزرگ است؛ ماجراهای فیلم «رستاخیز» هم بطور کامل این قضیه را اثبات کرد.

«رستاخیز» از زوایایی بهانه‌ای بود برای عده‌ای که تابلوی خود را بالا بیاورند. بی‌شک اخلاق مهمترین دستاورد و درس عاشوراست، ولی متأسفانه این فضا آمیخته شد با مسائل غیر اخلاقی و رفتارهای غیرقانونی. آن‌هم در مورد فیلمی که مضمون‌اش درباره اخلاق حسینی است. دیدیم که در اعتراض به فیلم «رستاخیز» متأسفانه بسیاری از مصداق‌های ارزشی فرهنگ کشور مورد هتک حرمت قرار گرفت و حتی نسبت به وزیر فرهنگ و سازندگان فیلم و خانواده‌های معظم شهدا بی‌ادبی و توهین و افترا صورت گرفت. این‌ها رفتارهایی بود که بر اساس مسائل سیاسی اتفاق افتاد.

از طرفی دو روز قبل از اکران فیلم توافق هسته‌ای انجام شد و مسئولان فرهنگی نمی‌خواستند فضای عمومی کشور که تحت تأثیر موفقیت دولت در موضوع هسته‌ای بود، تحت‌الشعاع قرار بگیرد. به‌هرحال فیلمی که سال‌ها برای آن زحمت کشده شده است، قربانی این ماجراها شد و هزینه‌های فرهنگی، اجتماعی و بین‌المللی زیادی به کشور تحمیل شد. رفتاری که با این فیلم شد خارج از کشور بازتاب‌های زیادی داشت. در داخل هم افکار عمومی با پرسش‌های زیادی در حوزه‌های فقهی و قانونی و مدیریتی مواجه شد که هنوز هم به آنها پاسخ داده نشده است.


    این مسائل باعث سَرخوردگی شما شده است؟

اصلاً. همینجا این حرف را بگویم؛ روی سخنم با همکاران خودم و هنرمندان و اصناف و نخبگان فرهنگی است. ما بازتاب‌های زیادی را درباره تعلیق فیلم «رستاخیز» از سوی نهادها و نخبگان کشور مشاهده کردیم. شاید احساس شود که گرایش و رویکرد نسبت به موضوعات جدی و تاریخی که می‌تواند حساسیت‌های زیادی را بوجود بیاورد، سرخوردگی و ترس و نگرانی ایجاد کند. من می‌گویم که اصولاً کسی که می‌خواهد وارد اینطور کارها و تولیدات شود از ابتدا باید تکلیف خود را معلوم کرده باشد. ما از روز اول فکر می‌کردیم حتی اگر این کار 20 سال هم طول بکشد، ارزش دارد که پای آن بایستیم و به آن‌ها هم می‌گویم، مطمئن هستم که مسئله «رستاخیز» حل خواهد شد.

این کار تولید شده و دیر یا زود دیده خواهد شد. من آرزو دارم که در کشورم عاشقان و شیفتگان حضرت سیدالشهدا (ع) فیلم را ببینند، نقد کنند و گفت‌وگو به وجود بیاید. متأسفانه بسیاری از منتقدان که به فیلم اعتراض داشتند، اذعان داشتند که فیلم را ندیده‌اند! این باعث حیرت است؛ چطور می‌شود فیلم را ندید و نسبت به آن قضاوت کرد؟! هر اثری اگر قرار باشد درباره‌اش قضاوت شود، باید دیده شود و تبدیل به یک گفت‌وگوی اجتماعی شود. چه آن اثر توسط بخش خصوصی ساخته شده باشد، چه کار تلویزیون یا دولت باشد. باید درباره‌ی هر کاری گفت‌وگو شود و مردم قضاوت کنند.

    فیلم «رستاخیز» را در نیمه اول مهرماه در بغداد نمایش دادید. مهمترین خاطره شما از این حضور چیست؟

خاطره‌ی خیلی خوبی دارم. می‌دانید که کشور عراق مدفن بسیاری از معصومان و بزرگان است و نقطه عزیمت داستان فیلم ما هم از آنجاست. عکس‌العمل مردم برایم بسیار جالب بود. هنوز فیلم به پایان نرسیده همه‌ی مردم برخاستند و با ندای لبیک یا حسین به مدت 10 دقیقه فیلم را تشویق کردند. می‌دانید که در سال‌های گذشته میتینگ‌های حزب بعث در همان تالاری که فیلم نمایش داده شد برگزار می‌شد. برای من که تجربه‌ی دفاع مقدس را دارم شنیدن اینکه ندای لبیک یا حسین در قلب بغداد توسط سینمای ایران به پژواک درمی‌آید و شکوه این صحنه، بسیار مسرت‌بخش بود.

    برخی فیلم‌ها و صحنه‌های پرخاطره دفاع مقدس کار شماست. آیا ممکن است باز هم در سینمای دفاع مقدس فیلم بسازید؟

به‌شرط حیات، بله. من از دیرباز دو آرزو داشتم؛ یکی اینکه در کارنامه‌ی سینمایی من فیلمی درباره‌ی نهضت عاشورا باشد و کارنامه‌ی سینمایی من به نام حضرت سیدالشهدا (ع) متبرک شود؛ این آرزوی بزرگ من بود که محقق شده است. آرزوی دیگرم تولید فیلمی درباره‌ی آزادی خرمشهر است با نام «شکوه پیروزی» که از گفتن حرفش هم می‌ترسم، چون کار بسیار وسیع و بزرگی است. اگر توفیقی باشد سراغ آن هم می‌رویم. به‌هرحال این قضیه جزو رویدادهای عمیق تاریخ معاصر ماست. من توفیق داشتم که در دوران هشت سال دفاع مقدس فیلمبردار عملیات‌های مختلف باشم و این احساسات همراه نسل ماست و ما هنوز کمابیش درگیر مسائل جنگیم.

    در جایی گفتید که سینمای ایران "پدر" ندارد، منظورتان از این حرف چیست؟

واقعیت این است که عرصه‌ی هنر بخصوص سینما عرصه‌ی بسیار حساسی است و کسانی را لازم دارد که کمی فراتر از دغدغه‌های فردی، به افق و عمق استراتژیک سینمای کشور بپردازند. ما به عنوان فیلمساز درگیر تخیل و آرزوهای فردی خودمان هستیم، اما هدایت این کشتی مهم و اثرگذار و دیده‌بانی آن کار آن ''پدر" است. احساس می‌کنم در سینمای ایران دیده‌بان وجود ندارد. سینما در مقایسه با هنرهای دیگر اثرگذاری و اهمیت بیشتری دارد و امروز در دنیا مهمترین هنر و رسانه‌ای اثرگذار است. چون دو مؤلفه مهم صدا و تصویر را دارد که برای انتقال پیام و هویت و احساس و خیال مهم است. خیال، زبان، فرهنگ و تاریخ ما می‌تواند از طریق سینما به درستی منتقل شود.

همچنین واقعیت دیگر این است که ما در منظومه رسانه‌های جهانی هیچ سهمی نداریم. درست است که در بین نخبگان و جشنواره‌ها و رسانه‌ها اسم سینمای ایران مطرح است، اما باید پیام سینمای ایران را که سینمایی متکی بر هویت مستقل ایرانی است، به گوش و چشم بینندگان جهانی برسانیم. بطور مثال در کشورهای منطقه مشترکات زیادی با کشورهای اسلامی و فارسی زبان داریم؛ سؤال من این است که ما از منظومه‌ی نمایشی کشورهای اطراف خودمان چه سهمی داریم؟ نه در سینما بلکه حتی در هنرهای دیگر مثل موسیقی، تئاتر، معماری، کتاب و... . چرا از فیلم «رستاخیز» اینقدر استقبال می‌کنند؟ چرا از دیدن آن حیرت می‌کنند؟ علت آن اعتبار سینمای ایران است.

چرا ما در عرصه نمایشی کشورهای اسلامی حضور نداریم؟ در غرب که پیشکش! سؤال اصلی این است که در عرصه‌ی داخلی پیام سینمای ایران به تمام اقشار ملت می‌رسد؟ آیا مجموعه تولیدات سینمای ایران دربرگیرنده هویت و فرهنگ و تاریخ و زبان و آیین ایرانی است؟ یا سینمای ما خلاصه شده در خیابان‌های تهران؟ سینمای ما از بی‌توجهی اقتصادی رنج می‌برد. از حدود 1200 شهر کشور تنها 64 شهر سینما دارند. این‌ها نکاتی است که در حوزه تولید، مسائل فنی، اقتصاد سینما و ارتباطش با مردم وجود دارد.

    پس از نظر شما بخش خصوصی که وارد این عرصه می‌شود کار پرمخاطره‌ای انجام می‌دهد؟

حتماً همین‌طور است. ما امکان بسیار بزرگی داشتیم که همان مضمون و موضوع فیلم بود. با تکیه بر این مضمون بزرگ و اعتبار سینمای ایران تلاشی بین‌المللی در مورد جذب سرمایه‌ی خارجی توسط تهیه‌کننده‌ی فیلم انجام دادیم، بطوری که حتی یک ریال از پول بیت‌المال در این فیلم هزینه نشده است و فیلم بطور مطلق متعلق به بخش خصوصی است. در ضمن فیلم به صورت تولید مشترک است، یعنی با دو موسسه خارجی در هزینه‌های هنگفت فیلم مشارکت صورت گرفته است که خود این برای سینمای ایران اتفاق مبارکی است.

اگر مؤسسات سرمایه‌گذاری خارجی در این فیلم مشارکت کردند به دو دلیل است: اول عشق و ارادت شرکای خارجی به مضمون عاشورا و بعد اعتماد به سینمای ملی ایران. حال وقتی این فیلم در اکران داخلی از پرده سینما پایین کشیده می‌شود همزمان کشورهایی که قرار بوده این فیلم در جشنواره‌های آن‌ها نمایش داده شود یا در سینماهایشان اکران شود هم نمایش فیلم به تعلیق در می‌آید. برای اینکه آن‌ها اعتمادشان را به قراردادهای مشترک با تهیه‌کننده فیلم «رستاخیز» از دست می‌دهند. قراردادهای مشترک این فیلم با سرمایه‌گذاران خارجی به مهر ارشاد مزین است و به تأیید وزارت خارجه رسیده است و این اتفاقات اعتماد متقابل را از بین می‌برد. این یک اتفاق فرهنگی است که به سادگی براساس یک دستور و با شتابزدگی در موردش تصمیم‌گیری می‌شود و بعد تبعات فرهنگی و حواشی آن پدید می‌آید.

    آیا سینمای ایران ورشکسته است؟

معتقدم درآمدی در سینما وجود ندارد که بگوییم ورشکسته است. از نظر من سینمای ایران یک سینمای تجربی است. ما وقتی می‌توانیم سینمای ایران را حرفه‌ای و بعد اقتصاد آن را مولد بدانیم و بعد بر اثر تغییر شرایط آن را ورشکسته قلمداد کنیم که این سینما بتواند مبتنی بر مؤلفه‌های سینمای حرفه‌ای حرکت کند؛ یعنی در بخش سرمایه‌گذاری، نیروی انسانی و بازار بتواند مراودات طبیعی داشته باشد. وقتی چنین شرایطی نداریم و سینمای ایران با کنار رفتن دولت سقوط می‌کند، خیلی نمی‌تواند حرفه‌ای باشد که حالا بگوییم ورشکسته شده یا نشده است.

این سینما مبتنی بر دغدغه‌های فردی افراد شکل گرفته و بخشی از فیلمسازان و تهیه‌کنندگان در آن به صورت کاملا تجربی فعالیت می‌کنند. در عین حال که اصناف و انجمن‌های مختلف هم دارد، اما هنوز هم نتوانسته است به طور طبیعی از درون خود ارتزاق کند و در عرصه بین‌المللی از پشتوانه‌های حرفه‌ای برخوردار باشد.

    هفته پیش محمدرضا شریفی‌نیا مهمان این برنامه بود و درباره‌ی وجود مواد مخدر در بین برخی اهالی سینما از او پرسیدیم که ایشان هم تأیید کرد؛ نظر شما در این باره چیست؟

من به خودم اجازه نمی‌دهم در مورد چنین مطلبی حرف بزنم. از نظر من چنین چیزی در سینما وجود ندارد. اگر هم وجود دارد حتماً باید آن را استتار کنیم و در درون خانواده آن را دنبال کنیم. سؤال این است که مگر جامعه ما در بخش‌هایی دچار این مسائل نیست؟ البته در کشور ما با این پشتوانه تاریخی و هویتی و اصول حاکم بر نظام اجتماعی قطعا وجود این مسائل ناپسند است ولی هر خانواده‌ای باید عیوب خود را در درون خود نقد و رفع و معالجه کند. اینکه در یک برنامه‌ی زنده در مورد هنرمندان سینما و سینمایی که از اطراف دچار فشارهای مختلف است و با زحمت، آبرو و حرمتی به دست آورده است و الگوی افراد است، آن‌هم از طرف کسی که به هر حال حرفش اثرگذار است، پسندیده نیست. من به آقای شریفی‌نیا و دوستان دیگری که این گونه فکر می‌کنند توصیه می‌کنم که بدون سرپوش گذاشتن بر عیوب، از محاسن بگویند و حمل بر صحت کنند و عیوب را با بزرگ‌منشی در داخل خانواده با اخلاق حسینی حل کنیم.

    کار بعدی شما چه خواهد بود؟

مثل همه فیلمسازان آرزوهای زیادی دارم. هر چقدر هم که سن بالاتر می‌رود آرزوها هم بیشتر می‌شود. ایده‌های زیادی وجود دارد، اما نکته‌ای هست که با تأسف می‌گویم؛ این اولین فیلمی نیست که نمایش آن مشکل پیدا کرده است، اما تفاوتی با فیلم‌های دیگر دارد، نه از نظر حجم کار و هزینه‌هایش و سیمرغ‌هایی که در جشنواره فجر گرفته است، بلکه احساس می‌کنم تا زمانی که هویت من گروگان است و به‌ ناحق حبس شده است، به خودم اجازه نمی‌دهم دست به کار دیگری بزنم. قله‌ی اعتقادی من در فیلم «رستاخیز» متجلی شده و تا تکلیف آن معلوم نشود دست و دلم به کار دیگری نمی‌رود.

    سینمای ایران بیش از همه به چه چیزی نیاز دارد؟

همدلی، هویت، توجه و مهربانی.

ایسنا

بازدید : 107 تاریخ : چهارشنبه 20 اسفند 1393 زمان : 17:28 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

فوتبالیست هایی که طعم حبس را چشیدند

خريد پروژکتور
روغن براي ريش

گزارش «تابناک باتو» از نمایشگاه مطبوعات امسال زندانی شدن کریم بنزما، مهاجم فرانسوی رئال مادرید در روزهای اخیر تیتر اصلی رسانه های فرانسه و اسپانیا را به خود اختصاص داد. ستاره فرانسوی رئال مادرید نقش پیغام رسان را میان سه مجرم و دوست نزدیکش در تیم ملی فرانسه یعنی ماتیو والبوئنا ایفا کرده بود. این سه مجرم قصد اخاذی ۱۵۰ هزار یورویی از والبوئنا را داشتند و از رابطه نزدیکشان با بنزما استفاده کردند تا پیغامشان را به گوش هافبک لیون برسانند.

بنزما در حال حاضر توسط کلانتری منطقه ورسایس در حومه شهر پاریس به جرم " مشارکت در اخاذی" به دادگاه معرفی شده و بر اساس قوانین کشور امکان دارد پنج سال زندانی شود.

شرایط برخی از مشهورترین فوتبالیست هایی که مدتی را در زندان سپری کرده اند با هم بررسی کنیم:

رنه هیگوئیتا

یکی از سرشناس ترین دروازه بان های تاریخ فوتبال که به خاطر سبک بازی و ظاهر منحصربفردش در یادها ماندگار شده است در اواسط دهه ۹۰ هفت ماه زندانی بود و به همین خاطر جام جهانی ۱۹۹۴ را از دست داد. دروازه بان اسطوره ای کلمبیا  که رابطه خوبی با پابلو اسکوبار، رئیس مافیای موادمخدر داشت در سال ۱۹۹۳  به جرم مشارکت در ربودن یک دختر یازده ساله دستگیر شد. هیگوئیتا اجیر شده بود تا ۳۰۰ هزار یوروی اخاذی شده را از یک همبرگرفروشی به دست مجرمان اصلی برساند. دادگاه کشور کلمبیا برای این دروازه بان هفت ماه حبس برید. .
البته زندانی شدن لطمه ای به دوران فوتبال هیگوئیتا نزد چرا که هر چند که این بازیکن در جام جهانی حضور نداشت اما یکی از معروف ترین توپگیری های تاریخ فوتبال که "حرکت عقرب" لقب گرفت، توسط این دروازه بان در سال ۱۹۹۵ ثبت و در تاریخ ماندگار شد.

جوئی بارتون

بارتون در مجموع در دوران فوتبالش به ده ماه حبس محکوم شد هر چند که فقط ۷۷ روز را پشت میله های زندان سپری کرد. این بازیکن در می ۲۰۰۸ به علت نقش داشتن در یک نزاع خیابانی در مرکز شهر لیورپول به شش ماه زندان محکوم شد.  بارتون ۲۰ ضربه به صورت یک مرد زد و دندان های یک پسربچه را خورد کرد. وی در ماه ژولای همان سال به علت درگیری فیزیکی با عثمان دابو، هم تیمی اش در تمرینات به چهار ماه حبس تعلیقی محکوم شد.

جرج بست

یکی از با استعدادترین بازیکنان تاریخ فوتبال انگلیس در سال ۱۹۸۴ با جنجالی که به راه انداخت سه ماه زندانی شد. او جرمهایی مثل رانندگی در حالت غیرعادی، حمله ور شدن به یک افسرپلیس و ناتوانی در پرداخت وام را ثبت کرده بود. بست در سال ۲۰۰۵ در سن ۵۹ سالگی دار فانی را وداع گفت که خیلی ها مرگ زودهنگام وی را به علت مصرف بالای الکل می دانستند.

بابی مور
اسطوره فوتبال انگلیس خاطره خوشی از سال ۱۹۷۰ ندارد. بابی مور به نقش داشتن سرقت یک گردن بند در کلمبیا چهار روز دسگیر شد متهم بود. این ماجرا بازتاب جهانی داشت و حتی نخست وزیر انگلیس برای آزادی وی مداخله کرد. در نهایت بابی مور از زندان پلیس کلمبیا آزاد شد تا به اردوی تیم ملی کشورش در مکزیک برای مسابقات جهانی ملحق شود.

تونی آدامز

آدامز در دسامبر ۱۹۹۰ به علت رانندگی در حالت غیرعادی با سرعتی معادل ۲۷ برابر بالاتر از حد مجاز و تصادف با دیوار به چهار ماه حبس محکوم شد. این بازیکن پس از اتمام دوران حبس خود به آرسنال برگشت، مصرف الکل را کنار گذاشت و تبدیل به یکی از بهترین بازیکنان تاریخ توپچی ها شد.

رونی والورک

بازیکن اسبق فوتبال انگلیس که در سن ۲۰ سالگی در کنار بکام و اسکولز در یونایتد توپ می زد به علت فروش یک ماشین سرقتی به سه سال حبس محکوم شد. او همچنین در سال ۲۰۱۴ به علت سرقت یک خودرو از یک کمپانی فروش خودرو محکوم شناخته شد.

مارادونا

یکی از بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال حاشیه های زیادی را در زندگی شخصی خود پشت سر گذاشت: از استعمال مواد مخدر گرفته تا درگیری با پلیس. در سال ۱۹۹۸ او به علت شلیک به یک خبرنگار به دو سال حبس تعلیقی محکوم شد.

دانکن فرگوسن

فرگوسن که سابقه کتک زدن سارق منزلش و روانه کردن وی به بیمارستان را دارد  سابقه کتک کاری با قشرهای مختلف جامعه مثل فروشنده ماهی و راننده تاکسی را دارد. این بازیکن در سال ۱۹۹۴ زمانی که در رنجرز بود با ضربه سر به جان مکستی، مدافع رایث روورز حمله ور شد.فرگوسن در آن بازی اخراج نشد اما توسط دادگاه به اتهام خشونت به سه ماه حبس محکوم شد.

یان رایت

مهاجم اسطوره ای آرسنال پیش از آن که به شهرت برسد، به علت آن که پول بیمه و مالیات دو خودروی خود را نپرداخته بود چهارده روز درزندان چلمسفورد حبس کشید. رایت از آن زمان تصمیم گرفت که خود را وقف فوتبال کند و در نهایت تبدیل به یکی از بهترین بازیکنان تاریخ آرسنال شد.

میکی توماس

ستاره اسبق چلسی و منچستریونایتد در سال ۱۹۹۳ تیتر اصلی روزنامه ها را تسخیر کرد. این بازیکن به خاطر پولشویی و کلاهبرداری به ۱۸ ماه حبس محکوم شد و پس از آن فوتبالش را در لیگ دسته سه انگلیس دنبال کرد.

ژرمن پننت

این بازیکن در سال ۲۰۰۵ در حالی که به صورت قرضی از آرسنال به بیرمنگام پیوسته بود مرسدس گرانقیمت خود را به علت رانندگی در حالت غیرعادی به تیر چراغ برق کوبید. پس از حادثه ، پنانت در صحبت با افسران پلیس خود را "اشلی کول" معرفی کرد اما پلیس هویت واقعی وی را تشخیص داد و او را به یک ماه زندان محکوم کرد.

یان مولبی

این هافبک دانمارکی در سال ۱۹۸۸ به خاطر رانندگی با حالت غیرمعمول به سه ماه زندان مجکوم شد. مولبی پس از اتمام دوران حبس خود با استقبال خوبی از سوی لیورپول مواجه شد و در پایان همان سال قهرمانی جام حذفی انگلیس را با سرخ ها جشن گرفت.

عمر اورتیز

دروازه بان مکزیکی با یک باند آدمربایی در شهر لئون همکاری می کرد. این دروازه بان که در سال ۲۰۱۰ به علت دوپینگ از فوتبال محروم شد دو سال بعد به علت همکاری با این باند خلافکاران دستگیر شد.

فردی رینکون

بازیکن کلمبیایی اسبق رئال مادرید و ناپولی در سال ۲۰۰۷ به اتهام پولشویی توسط اینترپل دستگیر شد و ۱۲۳ روز  در زندان بود.

برنو

دروازه بان اسبق فوتبال برزیل که در سال ۲۰۱۰ فوتبال را ترک کرد،  به علت قتل همسرش در سال ۲۰۱۲ به ۲۲ سال حبس محکوم شد. این بازیکن هر گونه اتهامی را انکار کرد اما شواهد نشان می داد که قتل کار او بوده است.

نزار طرابلسی

بازیکن سابق فوتبال تونس که سابقه حضور در فوتبال َآلمان و باشگاه فورتنا دوسلدورف را هم دارد به اتهام همکاری با گروه تروریستی القاعده و قاچاق اسلحه به ده سال حبس محکوم شد. نقش داشتن در حادثه ۱۱ سپتامبر، حمله به سربازان آمریکایی در یک هواپیمای بلژیکی ، دیدار با اسامه بن لادن در افغانستان و نقش داشتن در حمله تروریستی به سفارت پاریس برخی از اتهاماتی هستند که دادگاه به طرابلسی وارد کرد.

رامون مارتینز

بازیکن مکزیکی که در تیمهای بزرگ فوتبال این کشور یعنی آمریکا و چیواس بازی کرده در سال ۲۰۰۰ به علت قتل غیرعمد چهار نفر در یک سانحه رانندگی دستگیر شد اما آزادی خود را با پرداخت دیه به مقتولین پس گرفت.

سزار سکاهوانتیکو

ماجرای او از بقیه جالب‌تر بود. این بازیکن پرویی به اتهام مشارکت در سرقت ۸۷ میلیون دلاری از باشگاه فوتبال سینسیانو در سال ۲۰۰۸ به هفت سال حبس محکوم شد.

ادموندو

ادموندوی برزیلی در سال ۱۹۹۹ به علت نقش داشتن در یک حادثه رانندگی که به مرگ سه نفر ختم شد دستگیر شد. مهاجم برزیلی به چهار سال حبس محکوم شد هر چند که فقط یک روز در زندان ماند. او در سال ۲۰۱۱ به علت باز شدن دوباره پرونده دستگیر شد.

توماس رنیونس

بازیکن اسبق اتلتیکومادرید و تیم ملی اسپانیا در پایان دوران فوتبالش به سیاست روی آورد. وی شهردار منطقه ماربیا شد اما در سال ۲۰۰۶ به اتهام اختلاس دستگیر شد و چهار ماه را در زندان سپری کرد.

تونی ویرلس

ستاره سابق تیم ملی فرانسه در سال ۲۰۱۱ به اتهام اقدام به قتل در شهر نانسی دستگیر شد. او پس از پایان دوران حبس فوتبالش را در تیمهای سطح پائین تر لیگ فرانسه ادامه داد.

لوکاس ویاتری

مهاجم بوکا جونیورز در سال ۲۰۰۸ یک ماه را در زندان سپری کرد. ویاتری و برخی از نزدیکانش با علت سرقت مسلحانه ۵۰۰۰ دلاری از یک فروشگاه دستگیر شدند. این بازیکن در لحظه سرقت یک اسلحه با کالیبر ۴۵ در اختیار داشت و یکی از فروشندگان را به قتل تهدید کرده بود.

برنو

مدافع سابق بایرن مونیخ به علت سوزاندن عمدی خانه شخصی خود در آلمان به سه سال و نه ماه حبس مجکوم شد. دادگاه شهر مونیخ این بازیکن را محکوم شناخت.

استیگ تافتینگ

بازیکن سابق فوتبال دانمارک پس از سپری کردن دورانی موفق در آلمان با حضور در فوتبال انگلیس روزهای بدی را پشت سر گذاشت. تافتینگ پس از جام جهانی ۲۰۰۲ با سر به مالک یک رستوران در کپنهاگ ضربه زد و به چهار ماه حبس محکوم شد.

پیتر سوان

سوان یکی از بهترین بازیکنان تاریخ شفیلدونزدی است اما خاطراتی که از او در یادها مانده فوتبالی نیست. این بازیکن در سال ۱۹۶۲ یک سال کابوس وار را پشت سر گذاشت. او و دو تن از هم تیمی هایش روی شکست شفیلد مقابل ایپسویچ در بازی پایانی فصل شرط بسته بودند. ایپسویچ آن بازی را برد و سوان توسط اتحادیه فوتبال انگلیس محروم شد. دادگاه هم او را به چهار ماه حبس محکوم کرد.

لی هیوز

بازیکن سابق وست برومویچ در سال ۲۰۰۴ به خاطر رانندگی خطرناک که منجر به مرگ یک انسان شد به شش سال حبس محکوم شد. او در سال ۲۰۰۷ از زندان مرخص و به باشگاه اولدهم ملحق شد. خانواده مردی که در رانندگی کشته شده بود از باشگاه اولدهم به خاطر استفاده از این مهاجم انتقاد کردند.

لوک مک کورمیک

دروازه بان پلیموث آرگیل در اکتبر ۲۰۰۸ به علت کشتن دو بچه در یک سانحه رانندگی به چهار سال و هفت ماه حبس محکوم شد. این بازیکن در زمان رانندگی حالت غیرمعمول داشت. مک کورمیک پیش از آغاز پروسه دادگاه از باشگاهش اخراج شد اما در زمان خروجش از زندان به فوتبال ادامه داد.

مارلون کینگ

بازیکن سابق لیدزیونایتد، میدلزبورو و بیرمنگام ۱۸ ماه حبس را به خاطر آزار جنسی یک زن پشت سر گذاشت. این بازیکن در پایان دوران محکومیتش به باشگاه کاونتری پیوست و تبدیل به بهترین بازیکن تیمش شد. کینگ پس از مدتی دوباره ۱۸ ماه به علت رانندگی خطرناک به زندان رفت.

میشل کینسلا

کینسلا که سابقه حضور در لیورپول را هم دارد به علت نقش داشتن در قاچاق مواد مخدر به شش سال حبس محکوم شد. این بازیکن می توانست تبدیل به یک ستاره شود اما در دام مواد مخد افتاد.

گری کرافت

کرافت در ۱۵ ژانویه ۲۰۱۵ در بازی ایپسویچ و سوئیندون تبدیل به اولین بازیکن تاریخ شد که با یک تراشه الکترونیکی پلیسی در بدنش بازی می کرد. او پیش از آن به علت رانندگی بدون گواهینامه به یک ماه زندان محکوم شده بود.

میکی کوئین

کوئین به علت تخلفات متعدد رانندگی در سال ۱۹۸۷ به ۱۴ روز حبس محکوم شد. با این وجود او تا پایان فصل تبدیل به َآقای گل فصل پورتسموث شد.

گراهام ریکس

بازیکن اسبق آرسنال، چلسی و تیم ملی انگلیس در عرصه مربیگری خاطره خوشی از خود به جای نگذاشت. ریکس به علت فساد اخلاقی در سال ۱۹۹۹ راهی زندان شد.

برندائو

بازیکن برزیلی باستیا فصل گذشته به علت ضربه زدن با سر به صورت تیاگو موتا در بازی تیمش مقابل پاریسن ژرمن به یک ماه حبس محکوم شد. دوربین های تونل فرودگاه این صحنه را ضبط کردند و پلیس رای به محکومیت برندائو داد.

بازدید : 84 تاریخ : چهارشنبه 20 اسفند 1393 زمان : 17:17 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

«با تو»: آرامش و سکون را در این عکس ببینید

کمپرسور کوچک
افزايش‌قد

«با تو» سد شهید رجایی بخش «با تو» برای ارائه و معرفی «دریچه هنر» ‌مخاطبان «تابناک با تو» در همه موضوعات است. هر مخاطب «تابناک با تو» می‌تواند با مد نظر قرار دادن شرایط همکاری با این بخش، «نگاه» خود را در همه موضوعات به آدرس ایمیل bato@tabnak.ir بفرستد تا در معرض دید و داوری دیگر مخاطبان قرار گیرد.

اخبار «با تو»، به تازگی راه‌اندازی شده و در نظر دارد برای مشارکت حداکثری بینندگان در ارایه اخباری پیرامون موضوعات عکس، فیلم، آشپزی، و ...(بدون مرز موضوعی)، آثار و دیدگاه‌های کاربران را بازتاب دهد.

در ادامه تصاویر ارسالی یکی از بینندگان «تابناک با تو» به نام نسا محبی از تهران را خواهید دید.

سد شهید رجایی که از آن با عنوان سد سلیمان تنگه نیز یاد می‌شود در ۴۵ کیلومتری جنوب غربی ساری واقع در بخش دودانگه می‌باشد. مطالعات ساخت این سد که در سال ۱۳۳۶ شروع شد با شروع عملیات اجرایی آن در شهریور سال ۱۳۷۰ ادامه پیدا کرده و در سال ۱۳۷۵ نیز به پایان رسیده است. کاربری اصلی این سد تامین آب کشاورزی زمینهای اطراف و تامین آب آشامیدنی است.

علاوه بر آن نیروگاهی هم برای تولید برق در سد تعبیه شده است. این سد در سال ۱۳۷۹ برای بازدید مسافرین و گردشگران آماده شد، محیط اطراف و رودخانه آن به منظور گردش و اقامت مخصوصا برای افراد تور بسیار مناسب است، از جمله امکانات گردشگری در این محیط می‌توان به اقامت شبانه در کنار رودخانه تجن و در دهکده آرامش، قایقرانی، اسکی روی آب، اتوبوس دریایی، پدالو در اسکله شیرین رود، بازدید از تاج سد با گرفتن بلیط در روزها و نیز ماهیگیری نام برد.




بازدید : 110 تاریخ : چهارشنبه 20 اسفند 1393 زمان : 16:43 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

شش دلیل برای استفاده از طب سوزنی

خرید عینک مخصوص کامپیوتر
چراغ قوه امریکایی

شش دلیل برای استفاده از طب سوزنی علم و دانشی که روزانه در قرن بیست و یکم با آن سروکار داریم، تغییرات بسیاری کرده است. عقیده ها و رفتار قدیمی یا به کل از بین رفته اند و یا روش های مدرن جایگزین آنها شده اند، به ویژه در علم پزشکی.

به گزارش «تابناک با تو»، هرچند علم پزشکی پیشرفت های چشمگیری داشته، هنوز هیچ تضمینی برای درمان کامل و قطعی برخی بیماری ها وجود ندارد و گاه پزشکان داروهای اضافی و درمان های ثانویه برای بیماران تجویز می کنند؛ اما در این باره باید گفت، یکی از قدیمی ترین و بحث برانگیز ترین این تجویزات، درمان سنتی به وسیله ی طب سوزنی چینی است.

بنا بر این گزارش، طب سوزنی حدود دو هزار و پانصد سال پیش در چین کشف شد و مورد استفاده قرار گرفت. این نوع درمان با استفاده از سوراخ کردن پوست به وسیله ی سوزن های نوک تیز انجام می شد. نقاط خاصی از پوست که سوزن ها در آن ها فرو می روند، باعث تحریک مغز به ترشح اندورفین می شوند که مسکن های طبیعی بدن ما هستند.

در نتیجه ی مطالعات پزشکی، شواهد و شناخت های عینی و رسمی توسط مؤسسات و سازمان های دولتی، به دست آمده که هم اکنون دلایلی برای جدی گرفتن طب سوزنی به عنوان یک درمان جایگزین ارائه می دهیم.

1 ـ بدون درد و مطمئن است


سوزن ها یکی از رایج ترین دلایلی است که مردم هیچ گاه طب سوزنی را جدی نمی گیرند. اما این سوزن ها از نوع سوزن های آمپول نیستند. سوزن های طب سوزنی بسیار نازک و بدون درد هستند. با وجود این، اگر در حین انجام یا بعد از آن، این روش کمی درد و کبودی احساس کنید، از اثرات جانبی کاملا طبیعی هستند. اما اگر درد زیادی حس کردید، برای انجام این روش به شخص دیگری رجوع کنید.

2 ـ مقرون به صرفه است

یکی از بزرگترین خوبی های استفاده از طب سوزنی به عنوان یک راه درمان جانبی، مقرون به صرفه بودن آن است. به علاوه آنکه بعضی از شرکت های بیمه هم هزینه آن را تقبل می کنند. اما اگر شرکت پوششی بیمه شما هزینه ها را پوشش نمی دهد، باز هم هزینه ی مربوط به طب سوزنی هنگامی که با یک بیماری مزمن جدی رو به رو هستید، از نظر اقتصادی به صرفه است، خصوصا در مدت طولانی.

3 ـ از فناوری روز استفاده می کند


باستانی بودن طب سوزنی به معنای این نیست که نمی‌توان آن را با فناوری جدید تطبیق داد. روشی جدید برای انجام این درمان وجود دارد که طب سوزنی الکتریکی نامیده می شود. در این روش، فرو کردن سوزن ها همراه با ایجاد پالس های الکتریکی انجام می شود. این روش حتی بر بیماری های قلبی، فشار خون و تهوع تأثیرگذار است؛ هرچند به کسانی که سابقه‌ی بیماری صرع یا تشنج دارند توصیه نمی‌شود.

4 ـ در کاهش و درمان استرس، نگرانی و افسردگی مؤثر است

یکی از دلایلی که طب سوزنی خیلی به افراد توصیه می شود، این است که روش درمانی آن بدون هیچ داروی خاصی است. داروهای بسیاری هستند که با استرس و نگرانی و افسردگی مقابله می کنند؛ اما همه‌ی آن ها اثرات جانبی دارند. در نتیجه خود آن ها به داروهای جانبی نیاز دارند. مطالعات نشان می‌دهد افرادی که منظم تحت درمان طب سوزنی قرار گرفته‌اند، در مدت درمان و بعد از آن، احساس آرامش بیشتری کرده‌اند.

5 ـ به عنوان بهترین مسکن جانشین برای مسکن های اصلی توصیه می‌شود


گفته می‌شود آمریکایی ها میلیاردها دلار صرف دارو و درمان های مختلف برای مسکن می‌کنند. در سال 1999، هشت مرکز درمانی، شامل مراکز هاروارد، دوک و استفورد تحقیقی برای یافتن بهترین جانشین داروهای مسکن راه اندازی کردند و  پنج جانشین برتر در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفتند که البته اولین آنها طب سوزنی بود.

6 ـ در درمان بسیاری از بیماری های رایج مؤثر است


پزشکان و حتی متخصصان طب سوزنی به شما خواهند گفت این روش درمانی فقط یک درمان جانبی برای بیماری است و نه درمان اصلی. هیچ وقت به متخصص طب سوزنی اجازه ندهید شما را برای تشخیص یک بیماری معاینه کند. طب سوزنی تنها یک درمان جانبی است برای مقابله با علائم و اثرات یک بیماری.

اما جنگ بین علم روز و طب سوزنی ادامه دارد. تحقیقات بیشتری در حال انجام هستند؛ هرچند بدون توجه به افسانه ها و برداشت های غلط افراد، طب سوزنی نشان داده است که روی بیماری ها و علائم و شرایط خاص بی شماری اثر داشته است؛ مانند: آلرژی، سردرد، تهوع، درد، رگ به رگ شدگی، فشار خون، افسردگی و آرتریت روماتوئید.

منبع: lifehack


بازدید : 101 تاریخ : چهارشنبه 20 اسفند 1393 زمان : 16:24 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

کورش کبیر را در روزی که به این نام خوانده شده، بشناسیم

چراغ قوه مغناطيسي
قیمت دستگاه تصفیه آب

کورش کبیر را در روزی که به این نام خوانده شده، بشناسیم دوران خردسالی کورش کبیر را هاله ای از افسانه ها در برگرفته است. افسانه هایی که گاه چندان سر به ناسازگاری برآورده اند که تحقیق در راستی و ناراستی جزئیات آنها ناممکن می نماید. لیکن خوشبختانه در کلیات، ناهمگونی روایات بدین مقدار نیست.



از طالع مسعود کورش کبیر و از آنجا که خداوند اراده ی خود را بالا تر از همه ی اراده های دیگر قرار داده، زن میتراداتس در غیاب او پسری می زاید که مرده به دنیا می آید و هنگامی که میتراداتس به خانه می رسد و ماجرا را برای زنش باز می گوید، زن و شوهر که هر دو دل به مهر این کودک زیبا بسته بودند، تصمیم می گیرند کورش را به جای فرزند خود بزرگ کنند. میتراداتس لباس های کورش را به تن کودک مرده ی خود می کند و او را، بدانسان که هارپاگ دستور داده بود، در بیابان رها می کند.

کورش کبیر تا ده سالگی در دامن مادرخوانده ی خود پرورش می یابد. هرودوت دوران کودکی کورش را اینچنین وصف می کند : « کورش کودکی بود زبر و زرنگ و باهوش،‌ و هر وقت سؤالی از او می کردند با فراست و حضور ذهن کامل فوراً جواب می داد. در او نیز همچون همه ی کودکانی که به سرعت رشد می کنند و با این وصف احساس می شود که کم سن هستند حالتی از بچگی درک می شد که با وجود هوش و ذکاوت غیر عادی او از کمی سن و سالش حکایت می کرد. بر این مبنا در طرز صحبت کورش نه تنها نشانی از خودبینی و کبر و غرور دیده نمی شد بلکه کلامش حاکی از نوعی سادگی و بی آلایشی و مهر و محبت بود.

بدین جهت همه بیشتر دوست داشتند کورش کبیر را در صحبت و در گفتگو ببینند تا در سکوت و خاموشی. از وقتی که با گذشت زمان کم کم قد کشید و به سن بلوغ نزدیک شد در صحبت بیشتر رعایت اختصار می کرد،‌ و به لحنی آرامتر و موقرتر حرف می زد. کم کم چندان محجوب و مؤدب شد که وقتی خویشتن را در حضور اشخاص بزرگسالتر از خود می یافت سرخ می شد و آن جوش و خروشی که بچه ها را وا می دارد تا به پر و پای همه بپیچند و بگزند در او آن حدت و شدت خود را از دست می داد.

 کورش کبیر در واقع به هنگام تمرین های ورزشی، از قبیل سوارکاری و تیراندازی و غیره، که جوانان هم سن و سال اغلب با هم رقابت می کنند، او برای آنکه رقیبان خود را ناراحت و عصبی نکند آن مسابقه هایی را انتخاب نمی کرد که می دانست در آنها از ایشان قوی تر است و حتماً برنده خواهد شد.
کورش وقتی هم مغلوب می شد نخستین کسی بود که به خود می خندید. از آنجا که شکست های کورش در مسابقات وی را از تمرین و تلاش در آن بازیها دلزده و نومید نمی کرد، و برعکس با سماجت تمام می کوشید تا در دفعه ی بعد در آن بهتر کامیاب شود.

کورش کبیر پس از نخستین فتح بزرگ خویش، نخستین جوانمردی بزرگ و گذشت تاریخی خود را نیز به نمایش گذاشت. استیاگ – همان کسی که از آغاز تولد کورش همواره به دنبال کشتن وی بوده است ـ پس از شکست و خلع قدرتش نه تنها به هلاکت نرسید و رفتارهای رایجی که درآن زمان سرداران پیروز با پادشاهان مغلوب می کردند در مورد او اعمال نشد، که به فرمان کورش توانست تا پایان عمر در آسایش و امنیت کامل زندگی کند و در تمام این مدت مورد محبت و احترام کورش بود. بعدها با ازدواج کورش و آمیتیس ( دختر استیاگ و خاله ی کورش ) ارتباط میان کورش و استیاگ و به تبع آن ارتباط میان پارسیان و مادها، نزدیک تر و صمیمی تر از گذشته شد. ( گفتنی است چنین ازدواجهای درون خانوادگی در دوران باستان – بویژه در خانواده های سلطنتی – بسیار معمول بوده است). پس از نبردی که امپراتوری ماد را منقرض ساخت، در حدود سال ٥٤٧ ( ق.م )، کورش به خود لقب پادشاه پارسیان داد و شهر پاسارگاد را برای یادبود این پیروزی بزرگ و برگزاری جشن و سرور پیروزمندانه ی قوم پارس بنا نهاد.

و اما منشور کورش کبیر


در مورد آنچه کورش پس از فتح بابل انجام داده است، سند ی به دست آمده که به استوانه ی کورش معروف است. استوانه ی کورش کبیر در خرابه های بابل پیدا شده و اصل آن در موزه ی بریتانیا نگهداری می شود. این استوانه را باستانشناسی به نام هرمزد « رسام » در سال ۱۸۷۹ میلادی پیدا کرده است. بخش بزرگی از این استوانه اینک از بین رفته است ولی بخشی از آن که سالم مانده است سندی مهم و تاریخی است مبنی بر رفتار جوانمردانه ی کورش کبیر با مردم شهر تسخیر شده ی بابل و نیز یهودیانی که در اسارت آنان بودند. گوینده ی خط های آغازین این نوشته نامعلوم است ولی از خط بیست به بعد را کورش کبیر گفته است.



و اینک متن استوانه

۱) « کورش» شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانا، شاه بابل، شاه سومر و اکد.

٢) شاه نواحی جهان.

۳) چهار[ ...... ] من هستم [ ...... ] به جای بزرگی، ناتوانی برای پادشاهی کشورش معین شده بود.

۴) نبونید تندیس های کهن خدایان را از میان برد [ ...... ] و شبیه آنان را به جای آنان گذاشت.

۵) شبیه تندیسی از ( پرستشگاه ) ازاگیلا ساخت [ ...... ] برای « اور» و دیگر شهرها.

۶) آیین پرستشی که بر آنان ناروا بود [ ...... ] هر روز ستیزه گری می جست. همچنین با خصمانه ترین روش.

۷) قربانی روزانه را حذف کرد [ ...... ] او قوانین ناروایی در شهرها وضع کرد و ستایش مردوک، شاه خدایان را به کلی به فراموشی سپرد.

۸) او همواره به شهر وی بدی می کرد. هر روز به مردم خود آزار می رسانید. با اسارت، بدون ملایمت همه را به نیستی کشاند.

۹) بر اثر دادخواهی آنان « الیل » خدا ( مردوک ) خشمگین گشت و او مرزهایشان. خدایانی که در میانشان زندگی می کردند ماوایشان را راه کردند.

۱۰) او ( مردوک ) در خشم خویش، آنها را به بابل آورد، مردم به مردوک چنین گفتند : بشود که توجه وی به همه ی مردم که خانه هایشان ویران شده معطوف گردد.

۱۱) مردم سومر و اکد که شبیه مردگان شده بودند، او توجه خود را به آنان معطوف کرد. این موجب همدردی او شد، او به همه ی سرزمین ها نگریست.

۱٢) آنگاه وی جستجوکنان فرمانروای دادگری یافت، کسی که آرزو شده، کسی که وی دستش را گرفت. کورش پادشاه شهر انشان. پس نام او را بر زبان آورد، نامش را به عنوان فرمانروای سراسر جهان ذکر کرد.

۱۳) سرزمین « گوتیان » سراسر اقوام « مانداء» را مردوک در پیش پای او به تعظیم واداشت. مردمان و سپاه سران را که وی به دست او ( کورش ) داده بود.

۱۴) با عدل و داد پذیرفت. مردوک، سرور بزرگ، پشتیبان مردم خویش، کارهای پارسایانه و قلب شریف او را با شادی نگریست.

۱۵) به سوی بابل، شهر خویش، فرمان پیش روی داد و او را واداشت تا راه بابل در پیش گیرد. همچون یک دوست و یار در کنارش او را همراهی کرد.

۱۶) سپاه بی کرانش که شمار آن چون آب رود برشمردنی نبود با سلاح های آماده در کنار هم پیش می رفتند.

۱۷) او ( پروردگار) گذاشت تا بی جنگ و کشمکش وارد شهر بابل شود و شهر بابل را از هر نیازی برهاند. او نبونید شاه را که وی را ستایش نمی کرد به دست او ( کورش ) تسلیم کرد.

۱۸) مردم بابل، همگی سراسر سرزمین سومر و اکد، فرمانروایان و حاکمان پیش وی سر تعظیم فرود آوردند و شادمان از پادشاهی وی با چهره های درخشان به پایش بوسه زدند.

۱۹) خداوندگاری ( مردوک ) را که با یاریش مردگان به زندگی بازگشتند، که همگی را از نیاز و رنج به دور داشت به خوبی ستایش کردند و یادش را گرامی داشتند.

٢۰) من کورش هستم، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سرزمین سومر و اکد، شاه چهار گوشه ی جهان.

٢۱) پسر شاه بزرگ کمبوجیه، شاه شهر انشان، نوه ی شاه بزرگ کورش، شاه شهر انشان، نبیره ی شاه بزرگ چیش پیش، شاه انشان.

٢٢) از دودمانی که همیشه از شاهی برخوردار بوده است که فرمانروائیش را « بعل » و « نبو » گرامی می دارند و پادشاهیش را برای خرسندی قلبی شان خواستارند. آنگاه که من با صلح به بابل درآمدم

٢۳) با خرسندی و شادمانی به کاخ فرمانروایان و تخت پادشاهی قدم گذاشتم. آنگاه مردوک سرور بزرگ، قلب بزرگوار مردم بابل را به من منعطف داشت و من هر روز به ستایش او کوشیدم.

٢۴) سپاهیان بی شمار من با صلح به بابل درآمدند. من نگذاشتم در سراسر سرزمین سومر و اکد تهدید کننده ی دیگری پیدا شود.

٢۵) من در بابل و همه ی شهرهایش برای سعادت ساکنان بابل که خانه هایشان مطابق خواست خدایان نبود کوشیدم [ ...... ] مانند یک یوغ که بر آنها روا نبود.

٢۶) من ویرانه هایشان را ترمیم کردم و دشواری های آنان را آسان کردم. مردوک خدای بزرگ از کردار پارسایانه ی من خوشنود گشت.

٢۷) بر من، کورش شاه که او را ستایش کردم و بر کمبوجیه پسر تنی من و همچنین بر همه ی سپاهیان من

٢۸) او عنایت و برکتش را ارزانی داشت، ما با شادمانی ستایش کردیم، مقام والای ( الهی ) او را؛ همه ی پادشاهان بر تخت نشسته

٢۹) از سراسر گوشه و کنار جهان، از دریای زیرین تا دریای زبرین شهرهای مسکون و همه ی پادشاهان « امورو » که در چادرها زندگی می کنند.

۳۰) باج های گران برای من آوردند و به پاهایم در بابل بوسه زدند. از [ ...... ] نینوا، آشور و نیز شوش

۳۱) اکد، اشنونه، زمیان، مه تورنو، در، تا سرزمین گوتیوم شهرهای آن سوی دجله که پرستشگاه هایشان از زمان های قدیم ساخته شده بود.

۳٢) خدایانی که در آنها زندگی می کردند، من آنها را به جایگاه هایشان بازگردانیدم و پرستشگاه های بزرگ برای ابدیت ساختم. من همه ی مردمان را گرد آوردم و آنها را به موطنشان باز گردانیدم.

۳۳) همچنین خدایان سومر و اکد که نبونید آنها را به رغم خشم خدای خدایان ( مردوک ) به بابل آورده بود، فرمان دادم که برای خشنودی مردوک خدای بزرگ

۳۴) در جایشان در منزلگاهی که شادی در آن هست بر پای دارند. بشود که همه ی خدایانی که من به شهرهایشان بازگردانده ام

۳۵) روزانه در پیشگاه « بعل » و « نبو » درازای زندگی مرا خواستار باشند، بشود که سخنان برکت آمیز برایم بیایند، بشود که آنان به مردوک سرور من بگویند : کورش شاه ستایشگر توست و کمبوجیه پسرش

۳۶) بشود که روزهای [ ...... ] من همه ی آنها را در جای با آرامش سکونت دادم.

۳۷) [ ...... ] برای قربانی، اردکان و فربه کبوتران.

۳۸) [ ...... ] محل سکونتشان را مستحکم گردانیدم.

۳۹) [ ...... ] و محل کارش را.

۴۰) [ ...... ] بابل.

۴۱) [ ...... ] ۴٢) [ ...... ] ۴۳) [ ...... ] ۴۴) [ ...... ] ۴۵) [ ...... ] تا ابدیت .

 
مرگ کورش نیز چون تولدش به تاریخ تعلق ندارد. هیچ روایت قابل اعتمادی که از چگونگی مرگ کورش سخن گفته باشد در دست نداریم و لیکن از شواهد چنین پیداست که کورش در اواخر عمر برای آرام کردن نواحی شرقی کشور که در جریان فتوحاتی که کورش در مغرب زمین داشت ناآرام شده بودند و هدف تهاجم همسایگان شرقی قرار گرفته بودند به آن مناطق رفته است و شش سال در شرق جنگیده است. بسیاری از مورخین، علت مرگ کورش را کشته شدنش در جنگی که با قبیله ی ماساژتها ( یا به قولی سکاها ) کرده است دانسته اند.


سرنوشت جسد کورش در سرزمین سکاها خود بحثی دیگر دارد. بر اثر حمله ی کمبوجیه به مصر و قتل او در راه مصر، اوضاع پایتخت پریشان شد تا داریوش روی کار آمد و با شورش های داخلی جنگید و همه ی شهرهای مهم یعنی بابل و همدان و پارس و ولایات شمالی و غربی و مصر را آرام کرد. روایتی بس موثر هست که پس از بیست سال که از مرگ کورش می گذشت به فرمان داریوش، جنازه ی کورش را بدینگونه به پارس نقل کردند.

شش ساعت قبل از ورود جنازه به شهر پرسپولیس ( تخت جمشید )، داریوش با درباریان تا بیرون شهر به استقبال جنازه کورش رفتند و جنازه را آوردند. نوزاندگان در پیشاپیش مشایعین جنازه، آهنگهای غم انگیزی می نواختند، پشت سر آنان پیلان و شتران سپاه و سپس سه هزارتن از سربازان بدون سلاح راه می پیمودند، در این جمع سرداران پیری که در جنگهای کورش شرکت داشته بودند نیز حرکت می کردند. پشت سر آنان گردونه ی باشکوه سلطنتی کورش که دارای چهار مال بند بود و هشت اسب سپید با دهانه یراق طلا بدان بسته بودند پیش می آمدند.

جسد بر روی این ردونه قرار داشت. محافظان جسد و قراولان خاصه بر گرد جنازه حرکت می کردند. سرودهای خاص خورشید و بهرام می خواندند و هر چند قدم یک بار می ایستادند و بخور می سوزاندند. تابوت طلائی در وسط گردونه قرار داشت. تاج شاهنشاهی بر روی تابوت می درخشید، خروسی بر بالای گردونه پر و بال زنان قرار داده شده بود – این علامت مخصوص و شعار نیروهای جنگی کورش بوده است. پس از آن سپهسالار بر گردونه جنگی ( رتهه ) سوار بود و درفش خاص کورش را در دست داشت. بعد از آن اشیا و اثاثیه ی زرین و نفایس و ذخایری که مخصوص کورش بود – یک تاک از زر و مقداری ظروف و جامه های زرین – حرکت می دادند.

همین که نزدیک شهر رسیدند داریوش ایستاد و مشایعین را امر به توقف داد و خود با چهره ای اندوهناک،‌ آرام بر فراز گردونه رفت و بر تابوت بوسه زد ؛ همه ی حاضران خاموش بودند و نفس ها حبس گردیده بود. به فرمان داریوش دروازه های قصر شاهی ( تخت جمشید ) را گشودند و جنازه را به قصر خاص بردند. تا سه شبانه روز مردم با احترام از برابر پیکر کورش می گذشتند و تاجهای گل نثار می کردند و موبدان سرودهای مذهبی می خواندند.

روز سوم که اشعه ی زرین آفتاب بر برج و باروهای کاخ باعظمت هخامنشی تابید، با همان تشریفات جنازه را به طرف پاسارگاد – شهری که مورد علاقه ی خاص کورش بود - حرکت دادند. بسیاری از مردم دهات و قبایل پارسی برای شرکت در این مراسم سوگواری بر سر راهها آمده بودند و گل و عود نثار می کردند.

در کنار رودخانه ی کورش ( کر) مرغزاری مصفا و خرم بود. در میان شاخه های درختان سبز و خرم آن بنای چهار گوشی ساخته بودند که دیوارهای آن از سنگ بود.

هنگامی که پیکر کورش به خاک می سپردند، پیران سالخورده و جوانان دلیر، یکصدا به عزای سردار خود پرداختند. در دخمه مسدود شد، ولی هنوز چشمها بدان دوخته بود و کسی از فرط اندوه به خود نمی آمد که از آن جا دیده بردوزد. به اصرار داریوش، مشایعین پس از اجرای مراسم مذهبی همگی بازگشتند و تنها چند موبد برای اجرای مراسم مذهبی باقی ماندند.

چرا کورش کبير ذوالقرنين است؟


يکتاپرستي، نيکوکرداري، رأفت و انسان دوستي از صفات گفته شده ذوالقرنين در کتاب آسماني مسلمانان است.

بنا بر فرموده قرآن مجيد، بود و نسبت به رعيت عطوفت داشت و هنگام کشورگشايي و غلبه قتل و کينه ورزي را اجازه نمي داد. از اين روي، هنگامي که بر قومي در غرب چيره شد، پنداشتند، اوهم مانند ديگر کشورگشايان خونريزي آغاز خواهد کرد، ولي او بدين کار دست نبرد، بلکه به آنان گفت: هيچ گونه بيمي پاکان شما در دل راه ندهند و هر يک از شما که عملي نيکو کند، پاداش آن را خواهد ديد.

با آن که آن قوم بي ياور و دادرسي در چنگال قدرت او بودند، با ايشان شفقت کرد و به دادگري و نيکوکاري دل آنان را به دست آورد.

بر پايه شواهد انکارناپذير تاريخي، همگي اين ويژگي ها بر کورش هخامنشي منطبق است که نمونه بارز خوي انساني و رأفت و مداراي کورش را در رفتار او با مردم بابل پس از فتح اين سرزمين، در تاريخ مي بينيم.

با اين حال، برخي تلاش مي کنند چنگيز و آتيلا و يا اسکندر مقدوني را ذوالقرنين معرفي نمايند، در حالي که هيچ يک از صفات آمده در قرآن مجيد بر اين جهانگشايان ظالم خونريز قابل انطباق نيست.

از ديگر نکاتي که شاهدي بر ذوالقرنين بودن کورش کبير است مي توان به اين نکته اشاره کرد که در قرآن مجيد آمده ذوالقرنين در آغاز فرمانروايي خود، به منطقه اي که آفتاب غروب مي کند، حمله کرده و پيروزي‌هاي بزرگي به دست آورده است. سپس به سوي شرق شتافت و در آن سامان، هم به پيروزي دست يافت و پس از آن، به مکاني رفت که آفتاب از آن طلوع مي کرد؛ يعني شرق و آنان پوششي براي محافظت خود نداشتند.

يکي ديگر از مشخصات ذوالقرنين در قرآن، عزيمت او به مناطق شمالي و رويارويي با قوم يأجوج و مأجوج بوده است و علاوه بر اين، ايجاد سد يأجوج و مأجوج که در ساخت آن از آهن استفاده شده نيز در قرآن به ذوالقرنين نسبت داده شده است. جالب اين که در تورات هم به ساختن سدي از جنس آهن اشاره شده است؛ آنجا که از قول کورش خطاب به خداوند يکتا مي گويد: «من اي کورش، پيش روي تو خواهم خراميد ... جاي ناهموار را برايت هموار مي کنم، درهاي برنجين را مي شکنم، پشت بندهاي اهنين را خواهم بريد.

چه کساني کورش را ذوالقرنين مي دانند؟


چند تن از بزرگاني که بر يکي بودن ذوالقرنين قرآن و مسيح عهد عتيق با کورش هخامنشي گواهي داده‌اند، که از آن ها مي توان به مولانا ابوالکلام آزاد، مفسر بزرگ قرآن و وزير فرهنگ هند در زمان گاندي در تفسيرالبيان، ترجمه تفسير سوره کهف از باستاني پاريزي، علامه طباطبايي در تفسير الميزان،-آيت‌الله العظمي ناصر مکارم شيرازي و ده نفر از مفسران بزرگ قرآن در تفسير نمونه (مانند قرائتي، امامي، آشتياني، حسني، شجاعي، عبدالهي و محمدي)، تابنده گنابادي در کتاب سه داستان عرفاني از قرآن، آيت الله مير محمد کريم علوي در تفسير کشف الحقايق (با ترجمه عبدالمجيد صادق نوبري )، حجت الاسلام سيد نورالدين ابطحي در کتاب ايرانيان در قرآن و روايات،دکتر علي شريعتي در کتاب بازشناسي هويت ايراني اسلامي،صدر بلاغي در قصص قرآن،جلال رفيع در کتاب بهشت شداد،منوچهر خدايار در کتاب کورش در اديان آسياي غربي، قاسم آذيني فر در کتاب کورش پيام آور بزرگ، دکتر فريدون بدره‌اي در کتاب کورش در قرآن و عهد عتيق، محمد کاظم توانگر زمين در کتاب ذوالقرنين و کورش، آيت الله سيد محمد فقيه استاد اخلاق، حافظ کل قرآن و نماينده مجلس خبرگان دوم، استاد محيط طباطبايي، حجه الاسلام شهيد هاشمي نژاد و احمدخان بنيان‌گذار دانشگاه اسلامي عليگر هند نام برد.

گروه وبگردی سایت «تابناک با تو»
منبع: میراث آریا، آفتاب
کسی به نام کوروش در ایران زندگی نمیکرده است و این نامی است که هرودوت بر فریدون نهاده. مقبره ای که به نام کوروش است مقبره فریدون فرخنده است. اسمی را از تاریخ بیگانگان که برای ما نوشتند نگیرید و به نام اصیل آنها مستند به شاهنامه سخن بگویید.
وعده منوچهر نوه فریدون به پسر خود در بستر مرگ:
کنون نو شود در جهان داوری / چو موسی بیاید به پیغمبری/ بدو بگرو آن دین یزدان بود / نگه کن ز سر تا چه پیمان بود
باسلام /این مطلب که در المیزان و برخی تفاسیر دیگر ذوالقرنین رابا کوروش تطبیق داده شده، بعنوان دلیل صحیح نمی باشد.تحقیقات جدید این مطلب را رد می کند و شواهدی عکس این را نشان می دهد. گرچه برخی امور درباره کوروش صحیح است ،‌اما برجسته کردن او بویژه در زمان رضاشاه به علت مقابله با اسلام درجهت اسطوره سازی بوده است و بسیاری از نقلها در مورد وی مشکل دارد.

بازدید : 66 تاریخ : چهارشنبه 20 اسفند 1393 زمان : 15:54 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

کورش کبیر را در روزی که به این نام خوانده شده، بشناسیم

عکس دوربین شکاری
مدلهاي ذره بين

کورش کبیر را در روزی که به این نام خوانده شده، بشناسیم دوران خردسالی کورش کبیر را هاله ای از افسانه ها در برگرفته است. افسانه هایی که گاه چندان سر به ناسازگاری برآورده اند که تحقیق در راستی و ناراستی جزئیات آنها ناممکن می نماید. لیکن خوشبختانه در کلیات، ناهمگونی روایات بدین مقدار نیست.



از طالع مسعود کورش کبیر و از آنجا که خداوند اراده ی خود را بالا تر از همه ی اراده های دیگر قرار داده، زن میتراداتس در غیاب او پسری می زاید که مرده به دنیا می آید و هنگامی که میتراداتس به خانه می رسد و ماجرا را برای زنش باز می گوید، زن و شوهر که هر دو دل به مهر این کودک زیبا بسته بودند، تصمیم می گیرند کورش را به جای فرزند خود بزرگ کنند. میتراداتس لباس های کورش را به تن کودک مرده ی خود می کند و او را، بدانسان که هارپاگ دستور داده بود، در بیابان رها می کند.

کورش کبیر تا ده سالگی در دامن مادرخوانده ی خود پرورش می یابد. هرودوت دوران کودکی کورش را اینچنین وصف می کند : « کورش کودکی بود زبر و زرنگ و باهوش،‌ و هر وقت سؤالی از او می کردند با فراست و حضور ذهن کامل فوراً جواب می داد. در او نیز همچون همه ی کودکانی که به سرعت رشد می کنند و با این وصف احساس می شود که کم سن هستند حالتی از بچگی درک می شد که با وجود هوش و ذکاوت غیر عادی او از کمی سن و سالش حکایت می کرد. بر این مبنا در طرز صحبت کورش نه تنها نشانی از خودبینی و کبر و غرور دیده نمی شد بلکه کلامش حاکی از نوعی سادگی و بی آلایشی و مهر و محبت بود.

بدین جهت همه بیشتر دوست داشتند کورش کبیر را در صحبت و در گفتگو ببینند تا در سکوت و خاموشی. از وقتی که با گذشت زمان کم کم قد کشید و به سن بلوغ نزدیک شد در صحبت بیشتر رعایت اختصار می کرد،‌ و به لحنی آرامتر و موقرتر حرف می زد. کم کم چندان محجوب و مؤدب شد که وقتی خویشتن را در حضور اشخاص بزرگسالتر از خود می یافت سرخ می شد و آن جوش و خروشی که بچه ها را وا می دارد تا به پر و پای همه بپیچند و بگزند در او آن حدت و شدت خود را از دست می داد.

 کورش کبیر در واقع به هنگام تمرین های ورزشی، از قبیل سوارکاری و تیراندازی و غیره، که جوانان هم سن و سال اغلب با هم رقابت می کنند، او برای آنکه رقیبان خود را ناراحت و عصبی نکند آن مسابقه هایی را انتخاب نمی کرد که می دانست در آنها از ایشان قوی تر است و حتماً برنده خواهد شد.
کورش وقتی هم مغلوب می شد نخستین کسی بود که به خود می خندید. از آنجا که شکست های کورش در مسابقات وی را از تمرین و تلاش در آن بازیها دلزده و نومید نمی کرد، و برعکس با سماجت تمام می کوشید تا در دفعه ی بعد در آن بهتر کامیاب شود.

کورش کبیر پس از نخستین فتح بزرگ خویش، نخستین جوانمردی بزرگ و گذشت تاریخی خود را نیز به نمایش گذاشت. استیاگ – همان کسی که از آغاز تولد کورش همواره به دنبال کشتن وی بوده است ـ پس از شکست و خلع قدرتش نه تنها به هلاکت نرسید و رفتارهای رایجی که درآن زمان سرداران پیروز با پادشاهان مغلوب می کردند در مورد او اعمال نشد، که به فرمان کورش توانست تا پایان عمر در آسایش و امنیت کامل زندگی کند و در تمام این مدت مورد محبت و احترام کورش بود. بعدها با ازدواج کورش و آمیتیس ( دختر استیاگ و خاله ی کورش ) ارتباط میان کورش و استیاگ و به تبع آن ارتباط میان پارسیان و مادها، نزدیک تر و صمیمی تر از گذشته شد. ( گفتنی است چنین ازدواجهای درون خانوادگی در دوران باستان – بویژه در خانواده های سلطنتی – بسیار معمول بوده است). پس از نبردی که امپراتوری ماد را منقرض ساخت، در حدود سال ٥٤٧ ( ق.م )، کورش به خود لقب پادشاه پارسیان داد و شهر پاسارگاد را برای یادبود این پیروزی بزرگ و برگزاری جشن و سرور پیروزمندانه ی قوم پارس بنا نهاد.

و اما منشور کورش کبیر


در مورد آنچه کورش پس از فتح بابل انجام داده است، سند ی به دست آمده که به استوانه ی کورش معروف است. استوانه ی کورش کبیر در خرابه های بابل پیدا شده و اصل آن در موزه ی بریتانیا نگهداری می شود. این استوانه را باستانشناسی به نام هرمزد « رسام » در سال ۱۸۷۹ میلادی پیدا کرده است. بخش بزرگی از این استوانه اینک از بین رفته است ولی بخشی از آن که سالم مانده است سندی مهم و تاریخی است مبنی بر رفتار جوانمردانه ی کورش کبیر با مردم شهر تسخیر شده ی بابل و نیز یهودیانی که در اسارت آنان بودند. گوینده ی خط های آغازین این نوشته نامعلوم است ولی از خط بیست به بعد را کورش کبیر گفته است.



و اینک متن استوانه

۱) « کورش» شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانا، شاه بابل، شاه سومر و اکد.

٢) شاه نواحی جهان.

۳) چهار[ ...... ] من هستم [ ...... ] به جای بزرگی، ناتوانی برای پادشاهی کشورش معین شده بود.

۴) نبونید تندیس های کهن خدایان را از میان برد [ ...... ] و شبیه آنان را به جای آنان گذاشت.

۵) شبیه تندیسی از ( پرستشگاه ) ازاگیلا ساخت [ ...... ] برای « اور» و دیگر شهرها.

۶) آیین پرستشی که بر آنان ناروا بود [ ...... ] هر روز ستیزه گری می جست. همچنین با خصمانه ترین روش.

۷) قربانی روزانه را حذف کرد [ ...... ] او قوانین ناروایی در شهرها وضع کرد و ستایش مردوک، شاه خدایان را به کلی به فراموشی سپرد.

۸) او همواره به شهر وی بدی می کرد. هر روز به مردم خود آزار می رسانید. با اسارت، بدون ملایمت همه را به نیستی کشاند.

۹) بر اثر دادخواهی آنان « الیل » خدا ( مردوک ) خشمگین گشت و او مرزهایشان. خدایانی که در میانشان زندگی می کردند ماوایشان را راه کردند.

۱۰) او ( مردوک ) در خشم خویش، آنها را به بابل آورد، مردم به مردوک چنین گفتند : بشود که توجه وی به همه ی مردم که خانه هایشان ویران شده معطوف گردد.

۱۱) مردم سومر و اکد که شبیه مردگان شده بودند، او توجه خود را به آنان معطوف کرد. این موجب همدردی او شد، او به همه ی سرزمین ها نگریست.

۱٢) آنگاه وی جستجوکنان فرمانروای دادگری یافت، کسی که آرزو شده، کسی که وی دستش را گرفت. کورش پادشاه شهر انشان. پس نام او را بر زبان آورد، نامش را به عنوان فرمانروای سراسر جهان ذکر کرد.

۱۳) سرزمین « گوتیان » سراسر اقوام « مانداء» را مردوک در پیش پای او به تعظیم واداشت. مردمان و سپاه سران را که وی به دست او ( کورش ) داده بود.

۱۴) با عدل و داد پذیرفت. مردوک، سرور بزرگ، پشتیبان مردم خویش، کارهای پارسایانه و قلب شریف او را با شادی نگریست.

۱۵) به سوی بابل، شهر خویش، فرمان پیش روی داد و او را واداشت تا راه بابل در پیش گیرد. همچون یک دوست و یار در کنارش او را همراهی کرد.

۱۶) سپاه بی کرانش که شمار آن چون آب رود برشمردنی نبود با سلاح های آماده در کنار هم پیش می رفتند.

۱۷) او ( پروردگار) گذاشت تا بی جنگ و کشمکش وارد شهر بابل شود و شهر بابل را از هر نیازی برهاند. او نبونید شاه را که وی را ستایش نمی کرد به دست او ( کورش ) تسلیم کرد.

۱۸) مردم بابل، همگی سراسر سرزمین سومر و اکد، فرمانروایان و حاکمان پیش وی سر تعظیم فرود آوردند و شادمان از پادشاهی وی با چهره های درخشان به پایش بوسه زدند.

۱۹) خداوندگاری ( مردوک ) را که با یاریش مردگان به زندگی بازگشتند، که همگی را از نیاز و رنج به دور داشت به خوبی ستایش کردند و یادش را گرامی داشتند.

٢۰) من کورش هستم، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سرزمین سومر و اکد، شاه چهار گوشه ی جهان.

٢۱) پسر شاه بزرگ کمبوجیه، شاه شهر انشان، نوه ی شاه بزرگ کورش، شاه شهر انشان، نبیره ی شاه بزرگ چیش پیش، شاه انشان.

٢٢) از دودمانی که همیشه از شاهی برخوردار بوده است که فرمانروائیش را « بعل » و « نبو » گرامی می دارند و پادشاهیش را برای خرسندی قلبی شان خواستارند. آنگاه که من با صلح به بابل درآمدم

٢۳) با خرسندی و شادمانی به کاخ فرمانروایان و تخت پادشاهی قدم گذاشتم. آنگاه مردوک سرور بزرگ، قلب بزرگوار مردم بابل را به من منعطف داشت و من هر روز به ستایش او کوشیدم.

٢۴) سپاهیان بی شمار من با صلح به بابل درآمدند. من نگذاشتم در سراسر سرزمین سومر و اکد تهدید کننده ی دیگری پیدا شود.

٢۵) من در بابل و همه ی شهرهایش برای سعادت ساکنان بابل که خانه هایشان مطابق خواست خدایان نبود کوشیدم [ ...... ] مانند یک یوغ که بر آنها روا نبود.

٢۶) من ویرانه هایشان را ترمیم کردم و دشواری های آنان را آسان کردم. مردوک خدای بزرگ از کردار پارسایانه ی من خوشنود گشت.

٢۷) بر من، کورش شاه که او را ستایش کردم و بر کمبوجیه پسر تنی من و همچنین بر همه ی سپاهیان من

٢۸) او عنایت و برکتش را ارزانی داشت، ما با شادمانی ستایش کردیم، مقام والای ( الهی ) او را؛ همه ی پادشاهان بر تخت نشسته

٢۹) از سراسر گوشه و کنار جهان، از دریای زیرین تا دریای زبرین شهرهای مسکون و همه ی پادشاهان « امورو » که در چادرها زندگی می کنند.

۳۰) باج های گران برای من آوردند و به پاهایم در بابل بوسه زدند. از [ ...... ] نینوا، آشور و نیز شوش

۳۱) اکد، اشنونه، زمیان، مه تورنو، در، تا سرزمین گوتیوم شهرهای آن سوی دجله که پرستشگاه هایشان از زمان های قدیم ساخته شده بود.

۳٢) خدایانی که در آنها زندگی می کردند، من آنها را به جایگاه هایشان بازگردانیدم و پرستشگاه های بزرگ برای ابدیت ساختم. من همه ی مردمان را گرد آوردم و آنها را به موطنشان باز گردانیدم.

۳۳) همچنین خدایان سومر و اکد که نبونید آنها را به رغم خشم خدای خدایان ( مردوک ) به بابل آورده بود، فرمان دادم که برای خشنودی مردوک خدای بزرگ

۳۴) در جایشان در منزلگاهی که شادی در آن هست بر پای دارند. بشود که همه ی خدایانی که من به شهرهایشان بازگردانده ام

۳۵) روزانه در پیشگاه « بعل » و « نبو » درازای زندگی مرا خواستار باشند، بشود که سخنان برکت آمیز برایم بیایند، بشود که آنان به مردوک سرور من بگویند : کورش شاه ستایشگر توست و کمبوجیه پسرش

۳۶) بشود که روزهای [ ...... ] من همه ی آنها را در جای با آرامش سکونت دادم.

۳۷) [ ...... ] برای قربانی، اردکان و فربه کبوتران.

۳۸) [ ...... ] محل سکونتشان را مستحکم گردانیدم.

۳۹) [ ...... ] و محل کارش را.

۴۰) [ ...... ] بابل.

۴۱) [ ...... ] ۴٢) [ ...... ] ۴۳) [ ...... ] ۴۴) [ ...... ] ۴۵) [ ...... ] تا ابدیت .

 
مرگ کورش نیز چون تولدش به تاریخ تعلق ندارد. هیچ روایت قابل اعتمادی که از چگونگی مرگ کورش سخن گفته باشد در دست نداریم و لیکن از شواهد چنین پیداست که کورش در اواخر عمر برای آرام کردن نواحی شرقی کشور که در جریان فتوحاتی که کورش در مغرب زمین داشت ناآرام شده بودند و هدف تهاجم همسایگان شرقی قرار گرفته بودند به آن مناطق رفته است و شش سال در شرق جنگیده است. بسیاری از مورخین، علت مرگ کورش را کشته شدنش در جنگی که با قبیله ی ماساژتها ( یا به قولی سکاها ) کرده است دانسته اند.


سرنوشت جسد کورش در سرزمین سکاها خود بحثی دیگر دارد. بر اثر حمله ی کمبوجیه به مصر و قتل او در راه مصر، اوضاع پایتخت پریشان شد تا داریوش روی کار آمد و با شورش های داخلی جنگید و همه ی شهرهای مهم یعنی بابل و همدان و پارس و ولایات شمالی و غربی و مصر را آرام کرد. روایتی بس موثر هست که پس از بیست سال که از مرگ کورش می گذشت به فرمان داریوش، جنازه ی کورش را بدینگونه به پارس نقل کردند.

شش ساعت قبل از ورود جنازه به شهر پرسپولیس ( تخت جمشید )، داریوش با درباریان تا بیرون شهر به استقبال جنازه کورش رفتند و جنازه را آوردند. نوزاندگان در پیشاپیش مشایعین جنازه، آهنگهای غم انگیزی می نواختند، پشت سر آنان پیلان و شتران سپاه و سپس سه هزارتن از سربازان بدون سلاح راه می پیمودند، در این جمع سرداران پیری که در جنگهای کورش شرکت داشته بودند نیز حرکت می کردند. پشت سر آنان گردونه ی باشکوه سلطنتی کورش که دارای چهار مال بند بود و هشت اسب سپید با دهانه یراق طلا بدان بسته بودند پیش می آمدند.

جسد بر روی این ردونه قرار داشت. محافظان جسد و قراولان خاصه بر گرد جنازه حرکت می کردند. سرودهای خاص خورشید و بهرام می خواندند و هر چند قدم یک بار می ایستادند و بخور می سوزاندند. تابوت طلائی در وسط گردونه قرار داشت. تاج شاهنشاهی بر روی تابوت می درخشید، خروسی بر بالای گردونه پر و بال زنان قرار داده شده بود – این علامت مخصوص و شعار نیروهای جنگی کورش بوده است. پس از آن سپهسالار بر گردونه جنگی ( رتهه ) سوار بود و درفش خاص کورش را در دست داشت. بعد از آن اشیا و اثاثیه ی زرین و نفایس و ذخایری که مخصوص کورش بود – یک تاک از زر و مقداری ظروف و جامه های زرین – حرکت می دادند.

همین که نزدیک شهر رسیدند داریوش ایستاد و مشایعین را امر به توقف داد و خود با چهره ای اندوهناک،‌ آرام بر فراز گردونه رفت و بر تابوت بوسه زد ؛ همه ی حاضران خاموش بودند و نفس ها حبس گردیده بود. به فرمان داریوش دروازه های قصر شاهی ( تخت جمشید ) را گشودند و جنازه را به قصر خاص بردند. تا سه شبانه روز مردم با احترام از برابر پیکر کورش می گذشتند و تاجهای گل نثار می کردند و موبدان سرودهای مذهبی می خواندند.

روز سوم که اشعه ی زرین آفتاب بر برج و باروهای کاخ باعظمت هخامنشی تابید، با همان تشریفات جنازه را به طرف پاسارگاد – شهری که مورد علاقه ی خاص کورش بود - حرکت دادند. بسیاری از مردم دهات و قبایل پارسی برای شرکت در این مراسم سوگواری بر سر راهها آمده بودند و گل و عود نثار می کردند.

در کنار رودخانه ی کورش ( کر) مرغزاری مصفا و خرم بود. در میان شاخه های درختان سبز و خرم آن بنای چهار گوشی ساخته بودند که دیوارهای آن از سنگ بود.

هنگامی که پیکر کورش به خاک می سپردند، پیران سالخورده و جوانان دلیر، یکصدا به عزای سردار خود پرداختند. در دخمه مسدود شد، ولی هنوز چشمها بدان دوخته بود و کسی از فرط اندوه به خود نمی آمد که از آن جا دیده بردوزد. به اصرار داریوش، مشایعین پس از اجرای مراسم مذهبی همگی بازگشتند و تنها چند موبد برای اجرای مراسم مذهبی باقی ماندند.

چرا کورش کبير ذوالقرنين است؟


يکتاپرستي، نيکوکرداري، رأفت و انسان دوستي از صفات گفته شده ذوالقرنين در کتاب آسماني مسلمانان است.

بنا بر فرموده قرآن مجيد، بود و نسبت به رعيت عطوفت داشت و هنگام کشورگشايي و غلبه قتل و کينه ورزي را اجازه نمي داد. از اين روي، هنگامي که بر قومي در غرب چيره شد، پنداشتند، اوهم مانند ديگر کشورگشايان خونريزي آغاز خواهد کرد، ولي او بدين کار دست نبرد، بلکه به آنان گفت: هيچ گونه بيمي پاکان شما در دل راه ندهند و هر يک از شما که عملي نيکو کند، پاداش آن را خواهد ديد.

با آن که آن قوم بي ياور و دادرسي در چنگال قدرت او بودند، با ايشان شفقت کرد و به دادگري و نيکوکاري دل آنان را به دست آورد.

بر پايه شواهد انکارناپذير تاريخي، همگي اين ويژگي ها بر کورش هخامنشي منطبق است که نمونه بارز خوي انساني و رأفت و مداراي کورش را در رفتار او با مردم بابل پس از فتح اين سرزمين، در تاريخ مي بينيم.

با اين حال، برخي تلاش مي کنند چنگيز و آتيلا و يا اسکندر مقدوني را ذوالقرنين معرفي نمايند، در حالي که هيچ يک از صفات آمده در قرآن مجيد بر اين جهانگشايان ظالم خونريز قابل انطباق نيست.

از ديگر نکاتي که شاهدي بر ذوالقرنين بودن کورش کبير است مي توان به اين نکته اشاره کرد که در قرآن مجيد آمده ذوالقرنين در آغاز فرمانروايي خود، به منطقه اي که آفتاب غروب مي کند، حمله کرده و پيروزي‌هاي بزرگي به دست آورده است. سپس به سوي شرق شتافت و در آن سامان، هم به پيروزي دست يافت و پس از آن، به مکاني رفت که آفتاب از آن طلوع مي کرد؛ يعني شرق و آنان پوششي براي محافظت خود نداشتند.

يکي ديگر از مشخصات ذوالقرنين در قرآن، عزيمت او به مناطق شمالي و رويارويي با قوم يأجوج و مأجوج بوده است و علاوه بر اين، ايجاد سد يأجوج و مأجوج که در ساخت آن از آهن استفاده شده نيز در قرآن به ذوالقرنين نسبت داده شده است. جالب اين که در تورات هم به ساختن سدي از جنس آهن اشاره شده است؛ آنجا که از قول کورش خطاب به خداوند يکتا مي گويد: «من اي کورش، پيش روي تو خواهم خراميد ... جاي ناهموار را برايت هموار مي کنم، درهاي برنجين را مي شکنم، پشت بندهاي اهنين را خواهم بريد.

چه کساني کورش را ذوالقرنين مي دانند؟


چند تن از بزرگاني که بر يکي بودن ذوالقرنين قرآن و مسيح عهد عتيق با کورش هخامنشي گواهي داده‌اند، که از آن ها مي توان به مولانا ابوالکلام آزاد، مفسر بزرگ قرآن و وزير فرهنگ هند در زمان گاندي در تفسيرالبيان، ترجمه تفسير سوره کهف از باستاني پاريزي، علامه طباطبايي در تفسير الميزان،-آيت‌الله العظمي ناصر مکارم شيرازي و ده نفر از مفسران بزرگ قرآن در تفسير نمونه (مانند قرائتي، امامي، آشتياني، حسني، شجاعي، عبدالهي و محمدي)، تابنده گنابادي در کتاب سه داستان عرفاني از قرآن، آيت الله مير محمد کريم علوي در تفسير کشف الحقايق (با ترجمه عبدالمجيد صادق نوبري )، حجت الاسلام سيد نورالدين ابطحي در کتاب ايرانيان در قرآن و روايات،دکتر علي شريعتي در کتاب بازشناسي هويت ايراني اسلامي،صدر بلاغي در قصص قرآن،جلال رفيع در کتاب بهشت شداد،منوچهر خدايار در کتاب کورش در اديان آسياي غربي، قاسم آذيني فر در کتاب کورش پيام آور بزرگ، دکتر فريدون بدره‌اي در کتاب کورش در قرآن و عهد عتيق، محمد کاظم توانگر زمين در کتاب ذوالقرنين و کورش، آيت الله سيد محمد فقيه استاد اخلاق، حافظ کل قرآن و نماينده مجلس خبرگان دوم، استاد محيط طباطبايي، حجه الاسلام شهيد هاشمي نژاد و احمدخان بنيان‌گذار دانشگاه اسلامي عليگر هند نام برد.

گروه وبگردی سایت «تابناک با تو»
منبع: میراث آریا، آفتاب
کسی به نام کوروش در ایران زندگی نمیکرده است و این نامی است که هرودوت بر فریدون نهاده. مقبره ای که به نام کوروش است مقبره فریدون فرخنده است. اسمی را از تاریخ بیگانگان که برای ما نوشتند نگیرید و به نام اصیل آنها مستند به شاهنامه سخن بگویید.
وعده منوچهر نوه فریدون به پسر خود در بستر مرگ:
کنون نو شود در جهان داوری / چو موسی بیاید به پیغمبری/ بدو بگرو آن دین یزدان بود / نگه کن ز سر تا چه پیمان بود
باسلام /این مطلب که در المیزان و برخی تفاسیر دیگر ذوالقرنین رابا کوروش تطبیق داده شده، بعنوان دلیل صحیح نمی باشد.تحقیقات جدید این مطلب را رد می کند و شواهدی عکس این را نشان می دهد. گرچه برخی امور درباره کوروش صحیح است ،‌اما برجسته کردن او بویژه در زمان رضاشاه به علت مقابله با اسلام درجهت اسطوره سازی بوده است و بسیاری از نقلها در مورد وی مشکل دارد.

بازدید : 78 تاریخ : چهارشنبه 20 اسفند 1393 زمان : 15:53 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

کورش کبیر را در روزی که به این نام خوانده شده، بشناسیم

قیمت دستگاه تصفیه آب
چراغ قوه پلیسی شارژی

کورش کبیر را در روزی که به این نام خوانده شده، بشناسیم دوران خردسالی کورش کبیر را هاله ای از افسانه ها در برگرفته است. افسانه هایی که گاه چندان سر به ناسازگاری برآورده اند که تحقیق در راستی و ناراستی جزئیات آنها ناممکن می نماید. لیکن خوشبختانه در کلیات، ناهمگونی روایات بدین مقدار نیست.



از طالع مسعود کورش کبیر و از آنجا که خداوند اراده ی خود را بالا تر از همه ی اراده های دیگر قرار داده، زن میتراداتس در غیاب او پسری می زاید که مرده به دنیا می آید و هنگامی که میتراداتس به خانه می رسد و ماجرا را برای زنش باز می گوید، زن و شوهر که هر دو دل به مهر این کودک زیبا بسته بودند، تصمیم می گیرند کورش را به جای فرزند خود بزرگ کنند. میتراداتس لباس های کورش را به تن کودک مرده ی خود می کند و او را، بدانسان که هارپاگ دستور داده بود، در بیابان رها می کند.

کورش کبیر تا ده سالگی در دامن مادرخوانده ی خود پرورش می یابد. هرودوت دوران کودکی کورش را اینچنین وصف می کند : « کورش کودکی بود زبر و زرنگ و باهوش،‌ و هر وقت سؤالی از او می کردند با فراست و حضور ذهن کامل فوراً جواب می داد. در او نیز همچون همه ی کودکانی که به سرعت رشد می کنند و با این وصف احساس می شود که کم سن هستند حالتی از بچگی درک می شد که با وجود هوش و ذکاوت غیر عادی او از کمی سن و سالش حکایت می کرد. بر این مبنا در طرز صحبت کورش نه تنها نشانی از خودبینی و کبر و غرور دیده نمی شد بلکه کلامش حاکی از نوعی سادگی و بی آلایشی و مهر و محبت بود.

بدین جهت همه بیشتر دوست داشتند کورش کبیر را در صحبت و در گفتگو ببینند تا در سکوت و خاموشی. از وقتی که با گذشت زمان کم کم قد کشید و به سن بلوغ نزدیک شد در صحبت بیشتر رعایت اختصار می کرد،‌ و به لحنی آرامتر و موقرتر حرف می زد. کم کم چندان محجوب و مؤدب شد که وقتی خویشتن را در حضور اشخاص بزرگسالتر از خود می یافت سرخ می شد و آن جوش و خروشی که بچه ها را وا می دارد تا به پر و پای همه بپیچند و بگزند در او آن حدت و شدت خود را از دست می داد.

 کورش کبیر در واقع به هنگام تمرین های ورزشی، از قبیل سوارکاری و تیراندازی و غیره، که جوانان هم سن و سال اغلب با هم رقابت می کنند، او برای آنکه رقیبان خود را ناراحت و عصبی نکند آن مسابقه هایی را انتخاب نمی کرد که می دانست در آنها از ایشان قوی تر است و حتماً برنده خواهد شد.
کورش وقتی هم مغلوب می شد نخستین کسی بود که به خود می خندید. از آنجا که شکست های کورش در مسابقات وی را از تمرین و تلاش در آن بازیها دلزده و نومید نمی کرد، و برعکس با سماجت تمام می کوشید تا در دفعه ی بعد در آن بهتر کامیاب شود.

کورش کبیر پس از نخستین فتح بزرگ خویش، نخستین جوانمردی بزرگ و گذشت تاریخی خود را نیز به نمایش گذاشت. استیاگ – همان کسی که از آغاز تولد کورش همواره به دنبال کشتن وی بوده است ـ پس از شکست و خلع قدرتش نه تنها به هلاکت نرسید و رفتارهای رایجی که درآن زمان سرداران پیروز با پادشاهان مغلوب می کردند در مورد او اعمال نشد، که به فرمان کورش توانست تا پایان عمر در آسایش و امنیت کامل زندگی کند و در تمام این مدت مورد محبت و احترام کورش بود. بعدها با ازدواج کورش و آمیتیس ( دختر استیاگ و خاله ی کورش ) ارتباط میان کورش و استیاگ و به تبع آن ارتباط میان پارسیان و مادها، نزدیک تر و صمیمی تر از گذشته شد. ( گفتنی است چنین ازدواجهای درون خانوادگی در دوران باستان – بویژه در خانواده های سلطنتی – بسیار معمول بوده است). پس از نبردی که امپراتوری ماد را منقرض ساخت، در حدود سال ٥٤٧ ( ق.م )، کورش به خود لقب پادشاه پارسیان داد و شهر پاسارگاد را برای یادبود این پیروزی بزرگ و برگزاری جشن و سرور پیروزمندانه ی قوم پارس بنا نهاد.

و اما منشور کورش کبیر


در مورد آنچه کورش پس از فتح بابل انجام داده است، سند ی به دست آمده که به استوانه ی کورش معروف است. استوانه ی کورش کبیر در خرابه های بابل پیدا شده و اصل آن در موزه ی بریتانیا نگهداری می شود. این استوانه را باستانشناسی به نام هرمزد « رسام » در سال ۱۸۷۹ میلادی پیدا کرده است. بخش بزرگی از این استوانه اینک از بین رفته است ولی بخشی از آن که سالم مانده است سندی مهم و تاریخی است مبنی بر رفتار جوانمردانه ی کورش کبیر با مردم شهر تسخیر شده ی بابل و نیز یهودیانی که در اسارت آنان بودند. گوینده ی خط های آغازین این نوشته نامعلوم است ولی از خط بیست به بعد را کورش کبیر گفته است.



و اینک متن استوانه

۱) « کورش» شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانا، شاه بابل، شاه سومر و اکد.

٢) شاه نواحی جهان.

۳) چهار[ ...... ] من هستم [ ...... ] به جای بزرگی، ناتوانی برای پادشاهی کشورش معین شده بود.

۴) نبونید تندیس های کهن خدایان را از میان برد [ ...... ] و شبیه آنان را به جای آنان گذاشت.

۵) شبیه تندیسی از ( پرستشگاه ) ازاگیلا ساخت [ ...... ] برای « اور» و دیگر شهرها.

۶) آیین پرستشی که بر آنان ناروا بود [ ...... ] هر روز ستیزه گری می جست. همچنین با خصمانه ترین روش.

۷) قربانی روزانه را حذف کرد [ ...... ] او قوانین ناروایی در شهرها وضع کرد و ستایش مردوک، شاه خدایان را به کلی به فراموشی سپرد.

۸) او همواره به شهر وی بدی می کرد. هر روز به مردم خود آزار می رسانید. با اسارت، بدون ملایمت همه را به نیستی کشاند.

۹) بر اثر دادخواهی آنان « الیل » خدا ( مردوک ) خشمگین گشت و او مرزهایشان. خدایانی که در میانشان زندگی می کردند ماوایشان را راه کردند.

۱۰) او ( مردوک ) در خشم خویش، آنها را به بابل آورد، مردم به مردوک چنین گفتند : بشود که توجه وی به همه ی مردم که خانه هایشان ویران شده معطوف گردد.

۱۱) مردم سومر و اکد که شبیه مردگان شده بودند، او توجه خود را به آنان معطوف کرد. این موجب همدردی او شد، او به همه ی سرزمین ها نگریست.

۱٢) آنگاه وی جستجوکنان فرمانروای دادگری یافت، کسی که آرزو شده، کسی که وی دستش را گرفت. کورش پادشاه شهر انشان. پس نام او را بر زبان آورد، نامش را به عنوان فرمانروای سراسر جهان ذکر کرد.

۱۳) سرزمین « گوتیان » سراسر اقوام « مانداء» را مردوک در پیش پای او به تعظیم واداشت. مردمان و سپاه سران را که وی به دست او ( کورش ) داده بود.

۱۴) با عدل و داد پذیرفت. مردوک، سرور بزرگ، پشتیبان مردم خویش، کارهای پارسایانه و قلب شریف او را با شادی نگریست.

۱۵) به سوی بابل، شهر خویش، فرمان پیش روی داد و او را واداشت تا راه بابل در پیش گیرد. همچون یک دوست و یار در کنارش او را همراهی کرد.

۱۶) سپاه بی کرانش که شمار آن چون آب رود برشمردنی نبود با سلاح های آماده در کنار هم پیش می رفتند.

۱۷) او ( پروردگار) گذاشت تا بی جنگ و کشمکش وارد شهر بابل شود و شهر بابل را از هر نیازی برهاند. او نبونید شاه را که وی را ستایش نمی کرد به دست او ( کورش ) تسلیم کرد.

۱۸) مردم بابل، همگی سراسر سرزمین سومر و اکد، فرمانروایان و حاکمان پیش وی سر تعظیم فرود آوردند و شادمان از پادشاهی وی با چهره های درخشان به پایش بوسه زدند.

۱۹) خداوندگاری ( مردوک ) را که با یاریش مردگان به زندگی بازگشتند، که همگی را از نیاز و رنج به دور داشت به خوبی ستایش کردند و یادش را گرامی داشتند.

٢۰) من کورش هستم، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سرزمین سومر و اکد، شاه چهار گوشه ی جهان.

٢۱) پسر شاه بزرگ کمبوجیه، شاه شهر انشان، نوه ی شاه بزرگ کورش، شاه شهر انشان، نبیره ی شاه بزرگ چیش پیش، شاه انشان.

٢٢) از دودمانی که همیشه از شاهی برخوردار بوده است که فرمانروائیش را « بعل » و « نبو » گرامی می دارند و پادشاهیش را برای خرسندی قلبی شان خواستارند. آنگاه که من با صلح به بابل درآمدم

٢۳) با خرسندی و شادمانی به کاخ فرمانروایان و تخت پادشاهی قدم گذاشتم. آنگاه مردوک سرور بزرگ، قلب بزرگوار مردم بابل را به من منعطف داشت و من هر روز به ستایش او کوشیدم.

٢۴) سپاهیان بی شمار من با صلح به بابل درآمدند. من نگذاشتم در سراسر سرزمین سومر و اکد تهدید کننده ی دیگری پیدا شود.

٢۵) من در بابل و همه ی شهرهایش برای سعادت ساکنان بابل که خانه هایشان مطابق خواست خدایان نبود کوشیدم [ ...... ] مانند یک یوغ که بر آنها روا نبود.

٢۶) من ویرانه هایشان را ترمیم کردم و دشواری های آنان را آسان کردم. مردوک خدای بزرگ از کردار پارسایانه ی من خوشنود گشت.

٢۷) بر من، کورش شاه که او را ستایش کردم و بر کمبوجیه پسر تنی من و همچنین بر همه ی سپاهیان من

٢۸) او عنایت و برکتش را ارزانی داشت، ما با شادمانی ستایش کردیم، مقام والای ( الهی ) او را؛ همه ی پادشاهان بر تخت نشسته

٢۹) از سراسر گوشه و کنار جهان، از دریای زیرین تا دریای زبرین شهرهای مسکون و همه ی پادشاهان « امورو » که در چادرها زندگی می کنند.

۳۰) باج های گران برای من آوردند و به پاهایم در بابل بوسه زدند. از [ ...... ] نینوا، آشور و نیز شوش

۳۱) اکد، اشنونه، زمیان، مه تورنو، در، تا سرزمین گوتیوم شهرهای آن سوی دجله که پرستشگاه هایشان از زمان های قدیم ساخته شده بود.

۳٢) خدایانی که در آنها زندگی می کردند، من آنها را به جایگاه هایشان بازگردانیدم و پرستشگاه های بزرگ برای ابدیت ساختم. من همه ی مردمان را گرد آوردم و آنها را به موطنشان باز گردانیدم.

۳۳) همچنین خدایان سومر و اکد که نبونید آنها را به رغم خشم خدای خدایان ( مردوک ) به بابل آورده بود، فرمان دادم که برای خشنودی مردوک خدای بزرگ

۳۴) در جایشان در منزلگاهی که شادی در آن هست بر پای دارند. بشود که همه ی خدایانی که من به شهرهایشان بازگردانده ام

۳۵) روزانه در پیشگاه « بعل » و « نبو » درازای زندگی مرا خواستار باشند، بشود که سخنان برکت آمیز برایم بیایند، بشود که آنان به مردوک سرور من بگویند : کورش شاه ستایشگر توست و کمبوجیه پسرش

۳۶) بشود که روزهای [ ...... ] من همه ی آنها را در جای با آرامش سکونت دادم.

۳۷) [ ...... ] برای قربانی، اردکان و فربه کبوتران.

۳۸) [ ...... ] محل سکونتشان را مستحکم گردانیدم.

۳۹) [ ...... ] و محل کارش را.

۴۰) [ ...... ] بابل.

۴۱) [ ...... ] ۴٢) [ ...... ] ۴۳) [ ...... ] ۴۴) [ ...... ] ۴۵) [ ...... ] تا ابدیت .

 
مرگ کورش نیز چون تولدش به تاریخ تعلق ندارد. هیچ روایت قابل اعتمادی که از چگونگی مرگ کورش سخن گفته باشد در دست نداریم و لیکن از شواهد چنین پیداست که کورش در اواخر عمر برای آرام کردن نواحی شرقی کشور که در جریان فتوحاتی که کورش در مغرب زمین داشت ناآرام شده بودند و هدف تهاجم همسایگان شرقی قرار گرفته بودند به آن مناطق رفته است و شش سال در شرق جنگیده است. بسیاری از مورخین، علت مرگ کورش را کشته شدنش در جنگی که با قبیله ی ماساژتها ( یا به قولی سکاها ) کرده است دانسته اند.


سرنوشت جسد کورش در سرزمین سکاها خود بحثی دیگر دارد. بر اثر حمله ی کمبوجیه به مصر و قتل او در راه مصر، اوضاع پایتخت پریشان شد تا داریوش روی کار آمد و با شورش های داخلی جنگید و همه ی شهرهای مهم یعنی بابل و همدان و پارس و ولایات شمالی و غربی و مصر را آرام کرد. روایتی بس موثر هست که پس از بیست سال که از مرگ کورش می گذشت به فرمان داریوش، جنازه ی کورش را بدینگونه به پارس نقل کردند.

شش ساعت قبل از ورود جنازه به شهر پرسپولیس ( تخت جمشید )، داریوش با درباریان تا بیرون شهر به استقبال جنازه کورش رفتند و جنازه را آوردند. نوزاندگان در پیشاپیش مشایعین جنازه، آهنگهای غم انگیزی می نواختند، پشت سر آنان پیلان و شتران سپاه و سپس سه هزارتن از سربازان بدون سلاح راه می پیمودند، در این جمع سرداران پیری که در جنگهای کورش شرکت داشته بودند نیز حرکت می کردند. پشت سر آنان گردونه ی باشکوه سلطنتی کورش که دارای چهار مال بند بود و هشت اسب سپید با دهانه یراق طلا بدان بسته بودند پیش می آمدند.

جسد بر روی این ردونه قرار داشت. محافظان جسد و قراولان خاصه بر گرد جنازه حرکت می کردند. سرودهای خاص خورشید و بهرام می خواندند و هر چند قدم یک بار می ایستادند و بخور می سوزاندند. تابوت طلائی در وسط گردونه قرار داشت. تاج شاهنشاهی بر روی تابوت می درخشید، خروسی بر بالای گردونه پر و بال زنان قرار داده شده بود – این علامت مخصوص و شعار نیروهای جنگی کورش بوده است. پس از آن سپهسالار بر گردونه جنگی ( رتهه ) سوار بود و درفش خاص کورش را در دست داشت. بعد از آن اشیا و اثاثیه ی زرین و نفایس و ذخایری که مخصوص کورش بود – یک تاک از زر و مقداری ظروف و جامه های زرین – حرکت می دادند.

همین که نزدیک شهر رسیدند داریوش ایستاد و مشایعین را امر به توقف داد و خود با چهره ای اندوهناک،‌ آرام بر فراز گردونه رفت و بر تابوت بوسه زد ؛ همه ی حاضران خاموش بودند و نفس ها حبس گردیده بود. به فرمان داریوش دروازه های قصر شاهی ( تخت جمشید ) را گشودند و جنازه را به قصر خاص بردند. تا سه شبانه روز مردم با احترام از برابر پیکر کورش می گذشتند و تاجهای گل نثار می کردند و موبدان سرودهای مذهبی می خواندند.

روز سوم که اشعه ی زرین آفتاب بر برج و باروهای کاخ باعظمت هخامنشی تابید، با همان تشریفات جنازه را به طرف پاسارگاد – شهری که مورد علاقه ی خاص کورش بود - حرکت دادند. بسیاری از مردم دهات و قبایل پارسی برای شرکت در این مراسم سوگواری بر سر راهها آمده بودند و گل و عود نثار می کردند.

در کنار رودخانه ی کورش ( کر) مرغزاری مصفا و خرم بود. در میان شاخه های درختان سبز و خرم آن بنای چهار گوشی ساخته بودند که دیوارهای آن از سنگ بود.

هنگامی که پیکر کورش به خاک می سپردند، پیران سالخورده و جوانان دلیر، یکصدا به عزای سردار خود پرداختند. در دخمه مسدود شد، ولی هنوز چشمها بدان دوخته بود و کسی از فرط اندوه به خود نمی آمد که از آن جا دیده بردوزد. به اصرار داریوش، مشایعین پس از اجرای مراسم مذهبی همگی بازگشتند و تنها چند موبد برای اجرای مراسم مذهبی باقی ماندند.

چرا کورش کبير ذوالقرنين است؟


يکتاپرستي، نيکوکرداري، رأفت و انسان دوستي از صفات گفته شده ذوالقرنين در کتاب آسماني مسلمانان است.

بنا بر فرموده قرآن مجيد، بود و نسبت به رعيت عطوفت داشت و هنگام کشورگشايي و غلبه قتل و کينه ورزي را اجازه نمي داد. از اين روي، هنگامي که بر قومي در غرب چيره شد، پنداشتند، اوهم مانند ديگر کشورگشايان خونريزي آغاز خواهد کرد، ولي او بدين کار دست نبرد، بلکه به آنان گفت: هيچ گونه بيمي پاکان شما در دل راه ندهند و هر يک از شما که عملي نيکو کند، پاداش آن را خواهد ديد.

با آن که آن قوم بي ياور و دادرسي در چنگال قدرت او بودند، با ايشان شفقت کرد و به دادگري و نيکوکاري دل آنان را به دست آورد.

بر پايه شواهد انکارناپذير تاريخي، همگي اين ويژگي ها بر کورش هخامنشي منطبق است که نمونه بارز خوي انساني و رأفت و مداراي کورش را در رفتار او با مردم بابل پس از فتح اين سرزمين، در تاريخ مي بينيم.

با اين حال، برخي تلاش مي کنند چنگيز و آتيلا و يا اسکندر مقدوني را ذوالقرنين معرفي نمايند، در حالي که هيچ يک از صفات آمده در قرآن مجيد بر اين جهانگشايان ظالم خونريز قابل انطباق نيست.

از ديگر نکاتي که شاهدي بر ذوالقرنين بودن کورش کبير است مي توان به اين نکته اشاره کرد که در قرآن مجيد آمده ذوالقرنين در آغاز فرمانروايي خود، به منطقه اي که آفتاب غروب مي کند، حمله کرده و پيروزي‌هاي بزرگي به دست آورده است. سپس به سوي شرق شتافت و در آن سامان، هم به پيروزي دست يافت و پس از آن، به مکاني رفت که آفتاب از آن طلوع مي کرد؛ يعني شرق و آنان پوششي براي محافظت خود نداشتند.

يکي ديگر از مشخصات ذوالقرنين در قرآن، عزيمت او به مناطق شمالي و رويارويي با قوم يأجوج و مأجوج بوده است و علاوه بر اين، ايجاد سد يأجوج و مأجوج که در ساخت آن از آهن استفاده شده نيز در قرآن به ذوالقرنين نسبت داده شده است. جالب اين که در تورات هم به ساختن سدي از جنس آهن اشاره شده است؛ آنجا که از قول کورش خطاب به خداوند يکتا مي گويد: «من اي کورش، پيش روي تو خواهم خراميد ... جاي ناهموار را برايت هموار مي کنم، درهاي برنجين را مي شکنم، پشت بندهاي اهنين را خواهم بريد.

چه کساني کورش را ذوالقرنين مي دانند؟


چند تن از بزرگاني که بر يکي بودن ذوالقرنين قرآن و مسيح عهد عتيق با کورش هخامنشي گواهي داده‌اند، که از آن ها مي توان به مولانا ابوالکلام آزاد، مفسر بزرگ قرآن و وزير فرهنگ هند در زمان گاندي در تفسيرالبيان، ترجمه تفسير سوره کهف از باستاني پاريزي، علامه طباطبايي در تفسير الميزان،-آيت‌الله العظمي ناصر مکارم شيرازي و ده نفر از مفسران بزرگ قرآن در تفسير نمونه (مانند قرائتي، امامي، آشتياني، حسني، شجاعي، عبدالهي و محمدي)، تابنده گنابادي در کتاب سه داستان عرفاني از قرآن، آيت الله مير محمد کريم علوي در تفسير کشف الحقايق (با ترجمه عبدالمجيد صادق نوبري )، حجت الاسلام سيد نورالدين ابطحي در کتاب ايرانيان در قرآن و روايات،دکتر علي شريعتي در کتاب بازشناسي هويت ايراني اسلامي،صدر بلاغي در قصص قرآن،جلال رفيع در کتاب بهشت شداد،منوچهر خدايار در کتاب کورش در اديان آسياي غربي، قاسم آذيني فر در کتاب کورش پيام آور بزرگ، دکتر فريدون بدره‌اي در کتاب کورش در قرآن و عهد عتيق، محمد کاظم توانگر زمين در کتاب ذوالقرنين و کورش، آيت الله سيد محمد فقيه استاد اخلاق، حافظ کل قرآن و نماينده مجلس خبرگان دوم، استاد محيط طباطبايي، حجه الاسلام شهيد هاشمي نژاد و احمدخان بنيان‌گذار دانشگاه اسلامي عليگر هند نام برد.

گروه وبگردی سایت «تابناک با تو»
منبع: میراث آریا، آفتاب
کسی به نام کوروش در ایران زندگی نمیکرده است و این نامی است که هرودوت بر فریدون نهاده. مقبره ای که به نام کوروش است مقبره فریدون فرخنده است. اسمی را از تاریخ بیگانگان که برای ما نوشتند نگیرید و به نام اصیل آنها مستند به شاهنامه سخن بگویید.
وعده منوچهر نوه فریدون به پسر خود در بستر مرگ:
کنون نو شود در جهان داوری / چو موسی بیاید به پیغمبری/ بدو بگرو آن دین یزدان بود / نگه کن ز سر تا چه پیمان بود
باسلام /این مطلب که در المیزان و برخی تفاسیر دیگر ذوالقرنین رابا کوروش تطبیق داده شده، بعنوان دلیل صحیح نمی باشد.تحقیقات جدید این مطلب را رد می کند و شواهدی عکس این را نشان می دهد. گرچه برخی امور درباره کوروش صحیح است ،‌اما برجسته کردن او بویژه در زمان رضاشاه به علت مقابله با اسلام درجهت اسطوره سازی بوده است و بسیاری از نقلها در مورد وی مشکل دارد.

بازدید : 78 تاریخ : چهارشنبه 20 اسفند 1393 زمان : 15:52 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

گزارشی از ختنه کردن دختران در اتاقی ترسناک

خريد دوربين حرارتي
چراغ قوه شکاری

گزارشی از ختنه کردن دختران در اتاقی ترسناک «اتاق عمل»، ترسناک، تاریک و شلخته است. ریسمان های طوسی فرسوده روی کف خاکی اتاق افتاده و بادی که از در باز به داخل می‌وزد، پرده را تکان می‌دهد.
 

اینجاست که دختران، گاهی اوقات حتی هشت ساله، را پنج زن روی ورقی پلاستیکی می‌خوابانند و به زور نگهش می‌دارند تا تحت عنوان "ختنۀ زنان" ناقصشان کنند.
 
مادر و دختری به نامهای حوا و فاطیما (نامها مستعار است) "جراحان" زیرزمینی هستند و به صورت مخفیانه در نایروبی، پایتخت کنیا، به ختنه کردن دختران اشتغال دارند.


حوا و فاطیما به شرط ناشناس ماندن، حاضر به گفت وگو با سی‌ان‌ان شدند.

 این را توضیح دادند که چگونه با استفاده از یک تیغ و یک بطری الکل کار هولناکشان را به انجام می‌رسانند.
 
"ما دختر را می‌نشانیم و بعد یک نفر به او چشم‌بند می‌زند و او را روی زمین می‌خواباند و سپس ما بُرِش را انجام می‌دهیم. سه بار برش می‌زنیم و بعد الکل می‌زنیم. الکل را روی زخم می‌ریزیم. الکل کمی دردناک است، اما خونریزی را بند می‌آورد."
 
ختنه زنان و همچنین ازدواج زودهنگام از سال 2011 در کنیا ممنوع شده است.
 
با وجود غیرقانونی بودن این کار، ختنه همچنان در برخی از جوامع ادامه دارد. دلیل این موضوع ریشۀ عمیق این کار در فرهنگ این جوامع است.
 
این شغل از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و معمولاً شغلی خانوادگی محسوب می‌شود.
 
این کار شدیداً خطرناک است؛ چرا که بسیاری از ختنه‌ها به خاطر عفونتهای ناشی از عدم رعایت نکات بهداشتی، پایان تراژیکی پیدا می‌کنند.
 
فاطیما می‌گوید که خودش و مادرش خودشان را اعمال کنندگان اخلاق به نیابت از جامعه می‌دانند.
 
"این کار مهم است، چرا که اگر دخترها وقتی که جوان هستند جراحی نشوند، وقتی که هنوز جوانند به دنبال پسرها خواهند رفت و ما دلمان نمی‌خواهد اینطور باشد. ما نمی‌خواهیم که فاسد شوند، به همین خاطر این کار می‌کنیم."
 
"اتاق جراحی" بخشی از خانۀ قدیمی و زهوار دررفته در محلۀ سومالیایی‌های کنیاست. دخترها بعضاً چندین هفته‌های در این اتاق بی‌حرکت نگاه داشته می‌شوند.


"اتاق عمل"

 
"پاهایش را می‌بیندیم... به روش سنتی، سپس رویش پتو می‌اندازیم و به او قدری چای داغ می‌دهیم... او نباید در معرض سرما قرار گیرد یا سردش شود."
 
"ما هر روز صبح محل زخم را با اتانول پاک می‌کنیم و بعد از دو هفته پابند را باز می‌کنیم و می‌بینیم که آیا زخم خوب شده یا نه، و می‌گذاریم قدری دور و بر خانه راه برود."
 
"تا هفتۀ سوم دیگر بهتر شده اما نباید کار زیادی انجام دهد تا اینکه یک ماه بگذرد و دیگر خوب شده و می‌تواند کارهای روزمره‌اش را انجام دهد."



این زنان می‌گوید که همۀ همسایه‌هایشان می‌دانند که آنها ختنه انجام می‌دهند و همچنین اصرار دارند که ختنۀ زنان در محل زندگیشان یک هنجار فرهنگی است.
 
فقط دختران محلی نیستند که به اینجا آورده می‌شوند و اسیر تیغهای این مادر و دختر می‌شوند. دختران بریتانیایی که در کنیا اقوامی دارند نیز در طول تعطیلات مدرسه به اینجا آورده می‌شوند.
 
ختنه کردن زنان در انگلستان غیرقانونی است و تا 14 سال حبس دارد. قوانین جدید، پزشکان بریتانیایی را موظف کرده تا در صورت مشاهدۀ چنین مورد آن را گزارش کنند.
 
این مادر و دختر می‌گویند که زمانی هشت یا نه سال داشته‌اند ختنه شده‌اند؛ آنها قبول دارند که این تجربه تقریباً به شکل غیرقابل تصوری دردناک است، اما همزمان ادعا می‌کنند که "کار درست همین است."




ابزار جراحی: تیغ، اتانول، گونی پلاستیکی

 
آنها می‌گویند که فشار اجتماعی بر دخترانی که مورد برش قرار می‌گیرند باعث می‌شود که در زمان ختنه حتی اجازۀ فریاد کشیدن هم نداشته باشند.
 
"ما چشمشان را می‌بندیم و دستمان را روی دهانشان می‌گذاریم، آنها حتی جیغ هم نمی‌کشند، چون اگر جیغ بکشند همسالانشان از آنها متنفر خواهند شد. در نتیجه خودشان را نگه می‌دارند و درد را تحمل می‌کنند، و از ترس اینکه دیگر دخترها راجع به انها چه فکری بکنند، صدایی درنمی‌آورند."
 
کاری که این زنان انجام می‌دهند وحشیانه و غیرقانونی است. اما آنها ادعا می‌کنند که نیازی را برآورده می‌کنند و تا زمانی که کسی جلویشان را نگیرد به این کار هولناک و وحشیانه در اتاق ترسناک و شلختۀشان ادامه خواهند داد.
فرادید

بازدید : 76 تاریخ : چهارشنبه 20 اسفند 1393 زمان : 15:42 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

آیین سنتی و مذهبی پولکه گردانی در روستای شیشوان

چراغ قوه
خرید چراغ قوه پلیسی

آیین سنتی و مذهبی پولکه گردانی در روستای شیشوان   پولکه گردانی روستای شیشوان شهرستان عجب شیر، پولکه نام نوعی توپ آتشین ساخته شده از پارچه است که آن را با سیم بسته و پس از نفت اندود کردن، آتش می زنند.

مشعل گردانی این منطقه، آیینی در چارچوب گرامیداشت یاد 72 یار وفادار امام حسین(ع) و خورشید فروزان دشت کربلاست.
براساس این آیین، شب های تاسوعا و عاشورای حسینی در روستای شیشوان، ده ها ˈپولکهˈ آتشین در فضای تاریک شب چرخانده شده و بر ظلمت و تاریکی این شب های غم افزا غلبه می کند.

آتش گردانی اهالی روستای شیشوان به عقیده بسیاری، به نشانه آتش گرفتن خیمه های امام حسین(ع) در شب عاشوراست.

در این آیین یک مشعل اصلی بزرگ در مرکز میدان و در جلوی مسجد اعظم روستا افروخته می شود تا مردم به گرد آن جمع شوند.

عزاداران مانند وقتی که به زیر علم می روند، یکی یکی به زیر این مشعل رفته و دو نفر دیگر نیز به دنبالش راه می افتند که یکی سطل آب را با خود برده و دیگری آب را از سطل بر می دارد و بر آتش گردان می ریزد تا او را خنک کند.

آیین سنتی و مذهبی پولکه گردانی در روستای شیشوان بعد از آن که مشعل اصلی در وسط قرار گرفت، مشعل های کوچک دیگری هم که متعلق به محله های دیگر است، از سوی دیگر توسط عزاداران از جلوی مسجد محل به میدان اصلی آورده می شوند.

عزاداران این مشعل ها را با زنجیرهای بلندی در دست، با آتش مشعل اصلی روشن کرده و بر سر عزاداران می گردانند.

گروه وبگردی «تابناک با تو»
منبع: ایرنا، مهر


بازدید : 73 تاریخ : چهارشنبه 20 اسفند 1393 زمان : 15:30 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

آنچه باید از کرم گوش یا خارش مغزی بدانیم

خريد ليزر سبز
دستگاه طراحی ناخن مانیا

آنچه باید از کرم گوش یا خارش مغزی بدانیم  پژوهشگران بافت های مغز 20 جسد را تجزیه کردند و دریافتند در مغز افرادی که خودکشی کرده بودند، درصد بالاتری از یک فرایند شیمیایی که باعث تغییر رفتار می شود، وجود دارد.

این پژوهشگران در مقاله ای در نشریه «بایالاجیکال سایکالاجی»، نشریه تخصصی روانشناسی زیستی نوشته اند که اتفاقا عوامل محیطی در این تغییرات نقش دارند. این پژوهشگران که از دانشگاه های وسترن اونتاریو و اوتاوا مشغول تحقیق دراین باره بودند، بافت های مغز 10 نفر را که خود کشی کرده بودند و 10 نفر دیگر را که به طور ناگهانی به دلایل دیگر مرده بودند، تجزیه کردند.

آنها دریافتند که DNA افرادی که در گروه خودکشی قرار داشتند، تحت تاثیر فرایندی به نام متیلاسیون است که در تنظیم رشد سلولی دخیل است.

متیلاسیون همان جریانی است که جلوی فعالیت ژن های ناخواسته را در سلول ها می گیرد تا مثلا ژنی که برای ساخت پوست ضروری است، برای این کار فعال شود، نه برای ساختن بافت قلب.

میزان متیلاسیون در مغزهای گروه خودکشی تقریبا 10 برابر گروه دیگر بود و ژنی که غیر فعال شده بود، نوعی گیرنده پیام های شیمیایی بود که در تنظیم رفتار نقشی اساسی دارد. پژوهشگران در این مقاله احتمال می دهند که این روند در «طولانی شدن و یا بازگشت اختلالات افسردگی» دخیل باشد. در پژوهش هایی که پیش از این انجام شد، مشخص شد که تغییر در فرایند متیلاسیون می تواند حاصل ترکیبی از عوامل ژنتیک و محیطی به نام «اپیژنتیک» باشد.

دکتر مایکل پولتر، سرپرست این تحقیقات می گوید: «این مساله که ژنوم تا این حد در مغز منعطف عمل می کند، بسیار تعجب آور است چون سلول های مغزی تقسیم نمی شوند. نورونها در آغاز زندگی به وجود می آیند بنابراین دانستن این که مکانیزم های اپیژنتیک همچنان اتفاق می افتند، جالب است.»

یافته های این تحقیق راه را برای پژوهش در این باره و یافتن روش های درمانی تازه باز می کند.

جان کریستال، سردبیر نشریه بایالاجیکال سایکالاجی می گوید: «این شواهد نشان می دهد که عوامل ژنتیک و محیطی می توانند تغییرات طولانی مدت در مغز ایجاد کنند. به علاوه این تغییرات می توانند در روند زندگی فرد تغییرات اساسی ایجاد کنند. این تغییرات شامل افزایش اختلالات مربوط به افسردگی و احتمالا خودکشی هستند.»

«خارش مغزی» نغمه ها را ملکه ذهن می کند


تحقيقات تازه در آمريکا نشان داده که دليل در خاطر ماندن برخی آهنگ ها و ترانه ها اين است که باعث «خارش» مغز می شوند که تنها با تکرار همان نغمه برطرف می شود.

در آلمان، اين نوع آهنگها که به «کرم گوش» معروفند معمولا دارای مضمونی شاد و ترجيع بندی تکرار شونده اند و حالتی ميان گيرا و عصبی دارند. پروفسور کلاريس می گوید: «خارش ذهنی استعاره ای است برای توضيح چگونگی در خاطر ماندن آهنگها، برخی آهنگها دارای خواصی مشابه هيستامينها (موادی که در واکنش به آلرژی در بدن توليد می شوند) هستند و باعث خارش مغزی می شوند.» به گفته وی تنها راه خاراندن اين خارش ذهنی اين است که نغمه مزاحم را بی وقفه در مغز خود تکرار کنيم.

پروفسور کلاريس نتايج اوليه تحقيقات خود درباره «کرم گوش» را در همايشی در زمينه روانشناسی مصرف کنندگان عرضه کرد و گفت تقريبا همه انسانها گاه و بيگاه دچار خارش ذهنی می شوند.

او گفت: «در طول مطالعات دريافتم که نود وهفت تا نود ونه درصد جمعيت در مقطعی زمانی در برابر کرم گوش آسيب پذيرند، اما مسلما برخی از مردم آسيب پذيرتر از سايرينند؛ زنان معمولا بيشتر در معرض آن هستند و موسيقيدان ها بيش از ساير افراد دچار آن می شوند.»
اين تحقيقات بخصوص برای صنعت موسيقی پاپ که در پی رونق بازار است و همچنين برای توليدکنندگان آگهي های تجاری جالب است که معمولا برای فرو کردن نام های تجاری در مغز مصرف کننده از قطعات گيرا و کوتاه استفاده می کنند. کريس اسميت که حرفه اش تصنيف چنين قطعاتی است می گويد هم در توليد آگهی و هم آهنگهای پاپ بايد قطعه ای ساخت که وقتی شنيده شد براحتی و بسرعت فراموش نشود.
 
زدودن کرم گوش


به گفته آقای اسميت، حتی بزرگترين موسيقيدان ها هم از کرم گوش رنج برده اند؛ برای مثال، فرزندان موزارت عادت داشتند زير اتاق او شروع به نواختن آهنگی روی پيانو کنند اما پيش از پايان آهنگ دست از نواختن بکشند که اين کار موزارت را «ديوانه» می کرد، تا آنجا که به طبقه پايين می دويد و قطعه را تمام می کرد چون نمی توانست به قطعه ای ناتمام گوش کند.

پروفسور کلاريس می گويد تحقيقات او نشان داده است که هيچ معياری برای ايجاد کرم گوش وجود ندارد و واکنش آدمها به نغمه های مختلف متفاوت است.

به گفته وی، زدودن چنين آهنگهايی از مغز هيچ تضمينی ندارد، هرچند برخی از مردم ادعا می کنند اگر آهنگ را تا به آخر گوش کنيد گاه مؤثر است و آهنگ را از ذهن خارج می کند.

جست‌وجو در اینترنت برای مغز مفید است


پژوهشی نشان داده که استفاده از اینترنت، حداقل برای افراد میانسال و مسن تر، به تقویت قوای مغز کمک می کند. گروهی از پژوهشگران در دانشگاه کالیفورنیا لس آنجلس (UCLA) دریافتند جست‌وجو در وب، بخش تصمیم گیری و استدلال مغز را تحریک می کند.

پژوهشگران می گویند این موضوع حتی ممکن است به مقابله با تغییرات فیزیولوژیک ناشی از افزایش سن، که باعث کند شدن مغز می شوند، کمک کند. نتایج این پژوهش در نشریه "Geriatric Psychiatry" منتشر شده است.

با افزایش سن تغییراتی در مغز رخ می دهد که از جمله می توان به کمتر شدن اندازه و کاهش فعالیت سلولی در مغز اشاره کرد که بر عملکرد انسان تاثیر دارند.

اعتقاد بر آن است که فعالیتهایی که مغز را فعال نگه می دارند، همچون حل کردن جدول، ممکن است اثرات افزایش سن را به حداقل برسانند و بر اساس پژوهش اخیر اینطور به نظر می رسد که «وب-گردی» را نیز می توان به فهرست اینگونه فعالیت ها اضافه کرد.

گری اسمال، پژوهشگر ارشد این برنامه تحقیقاتی می گوید: «جست‌وجو در اینترنت فعالیت پیچیده ای را در مغز به همراه دارد که می تواند به تمرین دادن و بهبود عملکرد مغز تاثیر بگذارد.» این پژوهش روی 24 نفر داوطلب انجام شده که بین 55 تا 76 سال سن دارند و نیمی از آنها کاربران باتجربه اینترنت بودند.

مقایسه با خواندن


مغز هر داوطلب، در حالی که یک بار مشغول جست‌وجو در اینترنت و بار دیگر مشغول خواندن کتاب بود اسکن شد. هر دو کار باعث مشاهده میزان قابل ملاحظه ای فعالیت در بخش های مسئول زبان، خواندن، حافظه و قابلیت های بصری مغز شد.

با وجود این جست‌وجو در وب فعالیت مجزای بیشتری را در بخش دیگری در مغز که تصمیم گیری و استدلال های پیچیده را کنترل می کند ایجاد کرد که البته این موضوع تنها در کاربران با تجربه وب مشاهده شد.

پژوهشگران گفتند در مقایسه با خواندن ساده، وجود گزینه های بی شمار در اینترنت باعث می شود کاربران برای رسیدن به اطلاعات مورد نظر خود نیاز به تصمیم گیری داشته باشند.

با این حال آنها معتقدند کسانی که تازه استفاده از اینترنت را آغاز کرده اند هنوز استراتژی های لازم برای انجام موفقیت آمیز جست‌وجو روی وب را درک نکرده باشند.

پروفسور اسمیت گفت: «به نظر می رسد کاری ساده و روزمره همانند جست‌وجو در وب در افراد مسن تر مدارهای مغز را تقویت می کند که نشان می دهد با وجود افزایش سن، مغز ما حساس است و می تواند به فراگیری ادامه دهد.»

برکا وود، مسئول بنیاد خیریه تحقیقات در باره آلزایمر در بریتانیا گفت: «بر اساس این یافته های شگفت انگیز این‌طور به نظر می رسد که افراد میانسال و مسن تر می توانند با انجام فعالیت هایی که مغز را تحریک می کنند خطر مبتلا شدن به بیماری فراموشی ناشی از پیری را کاهش دهند.»

میگنا



بازدید : 77 تاریخ : چهارشنبه 20 اسفند 1393 زمان : 15:21 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

خوشبختی هایی که زنان مطلقه دارند! - تابناک با تو | مجله اینترنتی

دوربين شکاري امريکايي
خرید عینک تروکالر

خوشبختی هایی که زنان مطلقه دارند! رفت و آمد با آدم های مختلف، کسانی که هم سن تو نیستند، هم کار و هم رشته تو نیستند، حتی اعتقاداتشان هم با تو جور نیست، اصلا حرف مشترکی نداری که با آنها بزنی، باز هم سرشار از درس و اندرز برای زندگی است، همیشه می گفتند انسان های موفق از تجربیات دیگران استفاده می کنند و خطاهای آنان را مرتکب نمی شوند، این آدم ها انگار که دوبار زندگی کرده اند. پای صحبت دیگران نشستن، گوش دادن و تفکر در مورد حرف ها و کارهای آنان، از دانایی و هوش انسان است، چرا که هر شخصی سری دارد و هر سری هم عقلی.

از طرف دیگر حرف های قدیمی ها، به مزاج ما امروزی ها و به خصوص تحصیلکرده هایی که دستمان در جیب خودمان است، نه تنها خوش نمی آید بلکه خیلی هم تلخ است، مثلا مادر بزرگ هایمان می گفتند، زن باید در زندگی گذشت و صبر داشته باشه، باید شوهرش را نگه داره، باید با نداری و بداخلاقی مردش بسازه، اگه مردش اشتباه می کنه زن باید حرمت نگه داره و ...

هر یک جمله از این حرف ها می تواند داد خیلی از ماها را دربیاورد که چرا، زن باید بسوزد و بسازد؟ بس است هر چه زنان در طول تاریخ سوختند و ساختند، نوبت مردهاست که بسوزند و ...

اما شاید نگاهی به آمارهای طلاق و فرزندان آسیب دیده از طلاق، تنهایی و آوارگی این زنان در سنین بالا،افسردگی و پشیمانی چشم خیلی از دختران جوان را بترساند. زنان جوانی که دیگر نمی خواهند بسازند، آیا تا به حال پای درد و دل زنان مطلقه نشسته اند؟ آیا بررسی کرده اند زندگی بعد از طلاق را برای یک زن ایرانی با فرهنگ خاص خودش و نه فرهنگ اروپایی؟ آیا به مشکلات بعد از طلاق فکر کرده اند؟

بد نیست که قبل از هر گونه تصمیم و رفتاری، ابتدا با کسانی که این راه را رفته اند، کمی صحبت کنیم، به قول یک فیلسوف بزرگ، همان خورشیدی که امروز تابیده همانی است که دیروز تابیده و همانی است که فردا خواهد تابید، فقط اسم ماه ها تغییر کرده، قمرالملوک می شود شمسی، بعد منیر، مریم، بعد نازنین و بعد هم آرمیتا و روژین و فردا خدا می داند که چه می شود. ما در این گفتار حرف های کسانی که این راه را رفته اند را تایید نمی کنیم و فقط نقل می کنیم و تفکر در مورد آنان را به صاحبان عقل و خرد واگذار می کنیم.
 
حداقل یه سرپناهی داشتم

ملیحه، خانم خانه دار شصت و چند ساله ای بود که حدود بیست سال پیش کاسه صبرش لبریز شده و با دو دختر یکی ده ساله و دیگری پانزده ساله از همسرش طلاق گرفته بود، با پول مهریه اش و مختصر ارثیه پدری، خانه ای کوچک اجاره کرد و به قول خودش با سودی که از بانک می گرفت چند سالی آرامش داشت، اما با تورم سرسام آوری که در این چند ساله اخیر به خصوص در بخش مسکن به وجود آمد، نتوانست به زندگی اش ادامه دهد و مجبور شد از دوست و فامیل جدا شده و برای زندگی به شهرستان برود و لازم به تکرار نیست مشکلات یک زن تنها را ،در شهرستانی که هیچ دوست و آشنایی نیست...

فرزندانش که با پدری نه چندان معقول به سر می برند، احترامی برایش قائل نیستند و سرخوردگی هایشان را تقصیر او می دانند.او امروز از جدایی اش پشیمان است و می گوید: اگر ساخته بودم، امروز حداقل یه سرپناهی داشتم.
 
با هیچ مرد دیگری

عطیه دختری امروزی، زیبا و تحصیلکرده که کار می کند و حقوق خوبی هم دارد، او چند سال پس از جدایی از همسرش، با شخص دیگری آشنا شد و با او ازدواج کرد، مشکلات او با همسر جدیدش، شاید بیشتر از مشکلات و ناراحتی هایش با همسر اولش می باشد و بر این باور است که زنی که نتواند با اولین مرد زندگی اش بسازد، با هیچ مرد دیگری هم نمی تواند بسازد.
 
دعوا کردن هم نوعی حرف زدنه

رویا، زنی پنجاه و اندی ساله که در جوانی طلاق گرفته و دویاره هم ازدواج نکرده است، او صبح ها سرکار می رود و بعد از ظهرها که به منزل برمی گردد از تنهایی اش محزون است، او هیچ امیدی به زندگی ندارد و فردایی که قرار است بازنشست شود را روز مرگ خود می داند و می گوید: اوایل با دوستانم رفت و آمد داشتم اما مگر چقدر؟ و در ثانی، به مرور هرکسی مشغول زندگی خودش می شود ، آن زمانی که با همسرم دعوا می کردم حداقل با کسی حرف می زدم اما حالا با در و دیوار حرف می زنم!

قصد ما از نوشتن سرگذشت این زنان ،توجیه شما برای تحمل هر شرایطی نیست اما خیلی اوقات صبر و تحمل در کنار تلاش برای تغییر زندگی و روحیات نامناسب همسر، در دراز مدت اثر بهتری از طلاق خواهد داشت.
تبیان

بازدید : 69 تاریخ : چهارشنبه 20 اسفند 1393 زمان : 15:12 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

خريد ارزان قيمت ذره بین کوچک سیار ( ذره بین + چراغ قوه + تست اسکناس )

حلواي سياه
درما ستا

ذزبین ساخته شد و این ذربین همانند ذره بین واقعی خاصیت بزرگ نمای داره شما می توانید یک موضوع راجلوی آن قرار دهید و بزرگ نمای آن را مشاهده کنی

ذره بین کشوئی ال ای دی دار سه کاره ( ذره بین + چراغ قوه + تست اسکناس )

ذره بین کشویی

ذره بین مدل 9581 دارای دو نوع عدسی شیشه ای میباشد عدسی بزرگ با قدرت بزرگنمایی 2.5 برابر

عدسی نقطه ای کوچک با قدرت بزرگنمایی 45 برابر

عکس ذره بین چراغدار

وزن فقط 55 گرم

عکس ذره بین 9581

دارای ذره بین نقطه ای 45X بر روی همان عدسی شیشه ای

عکسهای ذره بین

توضیحات تکمیلی ذره بین

ذَرّه‌بین ابزاری است که از آن برای دیدن اشیای ریز استفاده می‌شود بخش اصلی ذره‌بین از یک عدسی همگرا درست‌شده‌است که عمل بزرگ‌نمایی را انجام‌می‌دهد

بازدید : 243 تاریخ : چهارشنبه 20 اسفند 1393 زمان : 10:37 نویسنده : abi-spotr نظرات ()

حروفی که در فارسی بر دو نوع است

کارواش خانگی + قیمت
اسپیکر همراه

حروفی که در فارسی بر دو نوع است                     - هـ
این حرف در فارسی بر دو نوع است:

- های ملفوظ (قابل تلفظ): این واج صامت در کلمه با مصوت ها قابل تلفظ است و در اول، وسط و آخر کلمات می نشیند. مانند هوا، هوش، هستی، مهر، راه...،

- های غیر ملفوظ یا های بیان حرکت: این نشانه، نماینده حرکت e (کسره) است و تنها در آخر کلمه می نشیند و به آن «مُختفی» یا «پوشیده» نیز می گویند. مانند خانه، ستاره، زنده، خسته.

باید به چند قاعده درباره این نشانه، به هنگام املای آن توجه کرد:
1- در جمع بستن با «ان»: در این حالت «های بیان حرکت» از کلمه حذف شده و به جای آن «گاف میانجی» قرار می گیرد. پس؛

ننویسیم                                    بنویسیم

زنده گان                                      زندگان
مرده گان                                      مردگان
ستاره گان                                   ستارگان
بنده گان                                      بندگان

در اتصال به یای مصدری و نسبت: در این حالت نیز همچون بند 1 «های بیان حرکت» حذف شده و به جای آن «گاف میانجی» قرار می گیرد. پس؛

ننویسیم                                    بنویسیم

زنده گی                               زندگی
بنده گی                               بندگی
خسته گی                           خستگی
هفته گی                             هفتگی

2- در اتصال به یای نکره: در این حالت «های بیان حرکت» حذف نمی شود بلکه بین آن و یای نکره «الف میانجی» قرار می گیرد. مانند خانه ای، ستاره ای، زنجیره ای، فرشته ای.
برخی به جای الف، یای میانجی قرار داده اند که نادرست نیست؛ مانند خانه یی، فرشته یی. اما اختیار اشهر با «الف میانجی» است.
3- در اتصال به برخی پسوندها: های بیان حرکت در اتصال به پسوند هایی مانند «مند» یا «ها» ی جمع باید جدا نوشته شود، پس،

ننویسیم                             بنویسیم

علاقمند                          علاقه مند
گلمند                             گله مند
بهرمند                           بهره مند
خانها                              خانه ها

 ***

- ی

این نشانه، به دو صورت در فارسی به کار می رود:
- صامت: در اول، وسط و پایان کلمات به کمک مصوت های دیگر تلفظ می شود؛ مثل یزد، خیابان، خوی.
- مصوت: نماینده مصوت بلند i در کلماتی مثل شیر، پیر، نوشین، شیراز
در این حالت «ی» به عنوان پسوند در فارسی به کار می رود که بر چند نوع است:
 - نکره: کتابی، مردی، شبی
 - نسبت: تهرانی، هفتگی
 یای پسوند - مصدری: خستگی، زندگی
 - ضمیری: منی، مایی
 - استمراری: نوشتمی

* نکته: باید دقت داشت که در مواردی که یای نکره به کلمات مختوم به مصوت بلند â و مصوت بلند ū می چسبد قبل از آن، یای میانجی قرار می گیرد. مانند دانایی، دانشجویی.
در برخی املاها به جای یاء، همزه نوشته اند که کاملاً نادرست است چراکه همزه مخصوص کلمات عربی است و این نشانه در این کلمات یاء است. پس؛

ننویسیم                                    بنویسیم

دانشجوئی                            دانشجویی
جائی                                    جایی
دانائی                                  دانایی
توانائی                                  توانایی
خوشبوئی                            خوشبویی
خوشروئی                            خوشرویی

* مریم اسدیان، دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی

بازدید : 67 تاریخ : سه شنبه 19 اسفند 1393 زمان : 20:24 نویسنده : abi-spotr نظرات ()
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

تبر
آمار سایت
  • کل مطالب : 210
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 21
  • آی پی دیروز : 25
  • بازدید امروز : 53
  • باردید دیروز : 45
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 2
  • بازدید هفته : 53
  • بازدید ماه : 1,029
  • بازدید سال : 20,666
  • بازدید کلی : 145,564
  • مطالب